اخگر

ترجمه های آمادور نویدی – از اخگر شعله بر می خیزد!

ترسیم مجدد نقشه فدراسیون روسیه: تقسیم روسیه پس از جنگ جهانی!!!؟: مهدی داریوش ناظم روعایا٬ برگردان: آمادور نویدی

russia, moscow

ترسیم مجدد نقشه فدراسیون روسیه: تقسیم روسیه پس از جنگ جهانی!!!؟

نوشته: مهدی داریوش ناظم روعایا

برگردان: آمادور نویدی

هدف نهایی آمریکا و ناتو تقسیم(بالکانیزه کردن) و آرام کردن(فنلاندلیزه کردن) بزرگترین کشور جهان٬ فدراسیون روسیه ست٬ و حتی ایجاد اوضاعی از اختلال دائمی(سومالیزه کردن) بر قلمرو وسیع روسیه٬ حداقل٬ بر بخشی از روسیه٬ مانند دوره پسا شوروی٬ شبیه آن چیزی بشود که در خاورمیانه و شمال آفریقا شاهد آن هستیم. Russian-Soldiers-400x259

روسیه ی آینده یا آینده بسیاری از روس ها٬ حالت چندگانگی دولتهای ضعیف و تقسیم شده باشد٬ که واشنگتن و متحدان ناتویی او میخواهند ببینند٬ از نظر جمعیتی  کاهش یابد٬ صنعت زدایی شده٬ فقیر٬ بدون هر قابلیت دفاعی٬ و کرانه ای باشد تا بتوان از منابعش بهره برداری کرد.

طرح های امپراتوری٬ هرج و مرج برای روسیه است

برای واشنگتن و ناتو٬ تفکیک اتحاد جماهیر شوروی کافی نبوده است. هدف نهایی آمریکا جلوگیری از ظهور هر آلترناتیو(جایگزین) در ادغام  اروپا و اورو آسیا تا ارو آتلانتیک است. به همین دلیل تخریب روسیه یکی از اهداف استراتژیک واشنگتن و ناتو است.

اهداف واشنگتن در جنگ چچن زنده و کار میکرد. آن اهداف همچنین در بحرانی که در اورو میدان در اکراین سربرآورد٬ دیده شده اند. در واقع٬ اولین گام جدایی بین اکراین و روسیه کاتالیزوری برای انحلال کامل اتحاد جماهیر شوروی و هر تلاشی در جهت سازماندهی مجدد آن بود.

زبیگنیو برژینسکی روشنفکر لهستانی آمریکایی٬ که مشاور امنیت ملی جیمی کارتر رئیس جمهور آمریکا و معمار پشت حمله شوروی به افغانستان بود٬ در واقع حامی نابودی روسیه از طریق فروپاشی و فساد تدریجی است. او تصریح کرده است که:«یک روسیه غیرمتمرکزتر به پذیرش بسیج امپریالیستی کمتر حساس است».(۱) بعبارت دیگر٬ اگر آمریکا روسیه را تقسیم کند٬ مسکو قادر به چالش کشیدن واشنگتن نیست. در این زمینه٬ او چنین میگوید:«یک کنفدراسیون روسیه گل و گشاد – متشکل از یک روسیه اروپایی٬ یک جمهوری سیبریه ای  و یک جمهوری خاور دور- در ترویج مقررات اقتصادی نزدیک تر با اروپا آسانتر است٬ با دولتهای جدید آسیای مرکزی٬ و با [آسیا شرقی]٬ که در نتیجه میتواند به توسعه خود روسیه سرعت بخشد».(۲)

این دیدگاه ها صرفا محدود به برخی برج عاج نشین دانشگاهی یا تحلیگران جدا نیست. آنها از حمایت دولتها و حتی از طرفداران متمدن برخوردار هستند. بازتابی از آنها در زیر ست.

رسانه های دولتی آمریکا بالکانیزه شدن روسیه را پیش بینی میکند

دیمیتری سینچنکو مقاله ای در ۸ سپتامبر ۲۰۱۴ ٬ درباره تقسیم روسیه منتشر ساخت. عنوان مقاله او «در انتظار جنگ جهانی سوم: چگونه جهان تغییر خواهد کرد»(۳) است. سینچنکو در اورو میدان در گیر بود و سازمان او٬ اکراینی های پیشقدم «جنبش دولتمردان»٬ مدافع ناسیونالیسم قومی٬ گسترش قلمرو اکراین به حساب اکثر کشورهای مرزی٬ تقویت سازمان برای توسعه دمکراسی و اقتصاد کشورهای حامی آمریکا٬ گرجستان- اکراین- آذربایجان- مولدووا(گوام)٬ پیوستن به ناتو٬ و راه اندازی یورشی جهت شکست روسیه بعنوان بخشی از اهداف سیاست خارجی خود بود.(۴) باید اشاره کرد که٬ گنجاندن کلمه دمکراسی در  سازمان گوام نباید کسی را گول بزند؛ گوام٬ همانگونه که گنجاندن جمهوری آذربایجان ثابت میکند٬ هیچ ربطی با دمکراسی ندارد٬ بلکه جهت موازنه با روسیه در کشورهای مستقل مشتراک المنافع(سی آس اس) است.

مقاله سینچنکو با تاریخ عبارت «محور شرارت» شروع میشود که آمریکا برای تهمت زدن به دشمنان خود از آن استفاده کرده است. او در مورد چگونگی ابداع عبارت جورج بوش(پسر) در سال ۲۰۰۲ ٬ با گروه بندی عراق٬ ایران٬ و کره شمالی با هم صحبت میکند٬ چگونه جان بولتن محور شرارت را با شامل کردن کوبا٬ لیبی٬ و سوریه توسعه داد٬ و چگونه کاندولیزا رایس بلاروس(روسیه سفید)٬ زیمبابوه٬ و میانمار(برمه)٬ و سپس در نهایت روند روسیه را به لیست دولتهای اصلی منفور جهان اضافه کرد. او حتی معتقد ست که کرملین در تمام درگیریهای بالکان٬ قفقاز٬ خاورمیانه٬ شمال آفریقا٬ اکراین٬ و جنوب شرقی آسیا درگیر است. او در ادامه روسیه را متهم میکند که برای حمله به کشورهای بالتیک٬ قفقاز٬ مولدووا٬ فنلاند٬ لهستان٬ و حتی مسخره تر٬ دو تا از متحدان نظامی و سیاسی نزدیک خود٬ بلاروس و قزاقستان نقشه دارد. همانگونه که عنوان مقاله دلالت دارد٬ او حتی ادعا میکند که مسکو به عمد برای سوق دادن جهان به جنگ جهانی سوم فشار می آورد.

این داستان چیزی نیست که در شبکه های شرکتهای بزرگ همسو با آمریکا گزارش شده باشد٬ بلکه چیزیست که مستقیما توسط رسانه های دولتی آمریکا منتشر شده است. این پیش بینی توسط سرویس اکراینی رادیوی اروپای آزاد/ رادیو آزادی پخش شد٬ که ابزار تبلیغاتی آمریکا در اروپا و خاورمیانه است و در سرنگونی دولتها کمک کرده است.

مقاله بگونه ای تکاندهنده٬ تلاش میکند امکانات یک جنگ جهانی جدید را مطابقت دهد. مقاله بطور نفرت انگیزی استفاده از سلاحهای هسته ای و نابودی عظیمی را که برای جهان و اکراین در پی خواهد داشت نادیده گرفته٬ بطور گمراه کننده ای  تصویر گرم و نرمی از جهان که توسط یک جنگ جهانی بزرگ اصلاح میشود٬ بنمایش میگذارد. رادیوی اروپای آزاد /رادیو آزادی و نویسنده اساسا به مردم اکراین میگویند که:«جنگ برای شما خوبست» و نوعی بهشت آرمانی پس از جنگ با روسیه ظهور خواهد یافت.

این مقاله همچنین بخوبی در تناسب با خطوط پیش بینی برژینسکی برای روسیه٬ اکراین٬ و سرزمین اورآسیا است. این مقاله تقسیم روسیه را پیش بینی میکند در حالی که اکراین بخشی از گسترش اتحادیه اروپا ست٬ و شامل گرجستان٬ ارمنستان٬ جمهوری آذربایجان٬ بلاروس٬ اسرائیل٬ لبنان و وابستگی دانمارک به آمریکای شمالی گرین لند است٬ و کنفدراسیون دولتهایی در قفقاز و دریای مدیترانه را نیز کنترل میکند- دومی میتواند اتحادیه ای برای مدیترانه باشد٬ که شامل ترکیه٬ سوریه٬ مصر٬ لیبی٬ تونس٬ الجزایر٬ مراکش٬ و مراکش اشغالی ساهراوی جمهوری دمکراتیک عرب یا صحرای غربی باشد. اکراین بعنوان جزء جدایی ناپذیر از اتحادیه اروپا ارائه شده است. در این راستا٬ اکراین بنظر میرسد در راهرو همسویی با آمریکا٬ فرانسه و آلمان٬ لهستان و اکراین قرار بگیرد و محور کیف- ورشو- برلین – پاریس که برژینسکی در سال ۱۹۹۷ حامی ایجاد آن بود٬ و واشنگتن فدراسیون روسیه و متحدان او را در کشورهای مشتراک المنافع به چالش میکشد.

ترسیم مجدد نقشه اوراسیا: نقشه های واشنگتن از روسیه تقسیم شده

مقاله رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی ادعا میکند که با تقسیم فدراسیون روسیه٬ هرگونه رقابت دوقطبی بین مسکو و واشنگتن پس از جنگ جهانی سوم به پایان خواهد رسید. مقاله در یک تناقص آشکار٬ ادعا میکند که تنها زمانی جهان چند قطبی واقعی بوجود خواهد آمد که روسیه نابود شده باشد٬ اما مقاله همچنین دلالت میکند که آمریکا غالب ترین قدرت جهانی خواهد بود٬ حتی اگرچه واشنگتن و اتحادیه اروپا از جنگ بزرگ پیش بینی شده با روسیه ضعیف شده باشند.

همراه با مقاله نیز دو نقشه هست که ترسیم مجدد فضای اوراسیا و شکل جهان پس از نابودی روسیه را اجمالا تعئین کرده است. علاوه براین٬ نه نویسنده و نه دو نقشه او تغییرات مرزی شبه جزیره کریمه را برسمیت نشناخته و کریمه را بعنوان بخشی از اکراین و نه فدراسیون روسیه به تصویر کشیده است. از غرب به شرق٬ تغییرات زیر به جغرافیای روسیه صورت گرفته شده است:

* منطقه کالینینگراد ضمیمه لیتوانی٬ لهستان٬ یا آلمان خواهد شد. در هر حال بخشی از اتحادیه بزرگ اروپا خواهد شد.

* شرق کاریلیا(کاریلیای روسیه) و چیزیکه اکنون تحت فرمان فدرال جمهوری کاریلیا درون منطقه شمال غربی فدراسیون روسیه است٬ همراه با شهر فدرال سن پترزبورگ٬ استان لنینگراد٬ استان نووگورود٬ دو سوم استان پسکوف شمالی٬ و استان مورناتسک٬ از روسیه جدا شده و کشور فنلاند را تشیکل میدهند. این منطقه حتی میتواند جذب فنلاند شود تا فنلاند بزرگ ایجاد گردد. اگرچه که استان آرچانگل(آرخانگلسک) بعنوان بخشی از این منطقه تقسیم شده در مقاله ذکر شده٬ ولی در نقشه (شاید بدلیل یک اشتباه در نقشه) گنجانده نشده است.

* مناطق اداری جنوبی سیبیژنسکی٬ پستوشکینسکی٬ نویلسکسی٬ و اوزویاسکسی در استان پسکوف از منطقه فدرال شمال غربی و مناطق اداری غربی دیمیدوسکی٬ دیسنوگورسک٬ داخوفشینسکی٬ کاردیموسکی٬ خیسلاویشسکی٬ کاراسنینسکی٬ دیسنوگورسک٬ داخوفسشینسکی٬ موناستیرشنسکی٬ پوچینکوفسکی٬ روسالوفسکسی٬ رادنیانسکی٬ شومیاچسکی٬ اسمولینسک٬ ویلیژسکی٬ یارتسیفسکی٬ و یرشیسکی٬ و همچنین شهرهای اسمولینسک و روسلاول٬ در استان اسمولینسک از منطقه فدرال مرکزی به بلاروس پیوسته اند. مناطق دوروگوبوژیسکی٬ خولم- ژیروفسکس٬ یوگورانسکسی و یلنینسک در استان اسمولینسک بنظر میرسد بخش بیشتری از نقشه  در مرز جدید بین بلاروس و پیشنهادی٬ از روسیه قطع شده باشد.

* منطقه فدرال قفقازی شمال روسیه٬ که شامل جمهوری داغستان٬ جمهوری اینگوشتیا٬ جمهوری کاباردینو- بالکر٬ وجمهوری کاراچنیا است٬ بعنوان فدراسیون قفقازی تحت نفوذ اتحادیه اروپا از روسیه جدا شده است.

* منطقه فدرال جنوب روسیه٬ که  متشکل از جمهوری آدیقیا٬ استان آستاراخان٬ استان ولگوگراد٬ جمهوری کرامیکیا٬ کراسنودار کرایی٬ و استان روستوف است٬ کاملا ضمیمه اکراین شده است؛ که منجر به مرز مشترک بین اکراین و قزاقستان میشود و روسیه را از دریای مازندران(خزر)٬ که شرشار از انرژی و مرز جنوبی مستقیم با ایران است٬ جدا میکند.

* اکراین همچنین استان های بلگورود٬ بریانسک٬ کورسک٬ و ورونژ را از منطقه فدرال پرجمعیت روسیه٬ ضمیمه منطقه فدرال مرکزی میسازد.

* سیبریه و خاور دور روسیه٬ بویژه منطقه فدرال سیبریه و منطقه فدرال خاور دور٬ از روسیه جدا شده اند.

* متن بیان میکند که تمام خاک سیبری و اکثر خاک خاور دور روسیه٬ که شامل جمهوری آلتای٬ آلتای کرایی٬ استان آمور٬ جمهوری بوریاتیا٬ چوکوتکا٬ استان خودمختار یهودی٬ استان ایرکوتسک٬ کامچاتکا کرایی٬ استان کمیروف٬ خاباروفسک کرایی٬ جمهوری خاکاسشیا٬ کراسنویارسک کرایی٬ استان ماگادان٬ استان نووسیبریسک٬ استان اومسک٬ پریمورسکس کرایی٬ جمهوری ساخا٬ استان تومسک٬ جمهوری تووا٬ و زبایکالسکی کرایی یا در کنار مغولستان یا به چند دولت مستقل تحت سلطه چین٬ و تبدیل به سرزمینهای جدید ی در جمهوری خلق چین میشوند. نقشه بطور قاطعانه سیبریه٬ خاور دور روسیه٬ و مغولستان را بعنوان خاک چین به تصویر کشیده است. تنها استثنای نقشه٬ استان ساخالین است.

* روسیه جزایر ساخالین (که در ژاپن به ساحارین و کارافورو خوانده میشود)٬ و کوریلی را که استان ساخالین را  تشکیل میدهد٬ از دست میدهد. این جزایر ضمیمه ژاپن میشوند.

سینچنکو در وبلاگ خود٬ مقاله رادیو اروپای آزاد /رادیو آزادی را در ۲ سپتامبر ۲۰۱۴ ٬ چندین روز زودتر منتشر کرده است.  همان نقشه ها٬ که برای رادیو اروپای آزاد /رادیو آزادی معتبرند٬ نیز نشان داده شده اند.(۶) آنجا٬ با این حال٬ یک عکس اضافی در وبلاگ شخصی سینچنکو هست که شایان ذکر است؛ این عکس نقشه روسیه است که تمام کشورهای هم مرز با شور  و شعف٬ روسیه را جهت مصرف همچون یک کیک بزرگ٬ قطعه قطعه کرده اند. (۷)Map-of-a-Divided-Russia-by-RFE-RL-MDN1Dmytro-Sinchenkos-Blog-MDN

طرح یک نظم نوین جهانی: جهان پسا جنگ جهانی سوم

نقشه دوم برای جهان پسا جنگ جهانی سوم است که جهان را به چندین کشور چندملیتی تقسیم کرده است. ژاپن تنها استثنا است. نقشه دوم و کشورهای چندملیتی آن بدینطریق توصیح داده میشود:

* همانگونه که قبلا ذکر شد٬ اتحادیه اروپا گسترش یافته و حاشیه قفقاز٬ جنوب غربی آسیا٬ و شمال آفریقا را کنترل میکنند. این نتیجه تحقق گفتگوی مدیترانه ای ناتو و مشارکت برای صلح در سطوح سیاسی و نظامی و مشارکت شرقی اتحادیه اروپا و همکاری مدیترانه ای واروپا (اتحادیه برای مدیترانه) در سطوح سیاسی و اقتصادی است.

* آمریکا یک نهاد فراملیتی(فراملی) تشکیل میدهد که شامل کشورهای کانادا٬ مکزیک٬ گواتمالا٬ بلیز٬ الساوادور٬ هندوراس٬ نیکارگوئه٬ کوستاریکا٬ پاناما٬ کلمبیا٬ ونزوئلا٬ گینه (گویان٬ سورینام٬ و گویان فرانسه)٬ و تمام کارائیب با مرکزیت آمریکای شمالی است.

* همه آن کشورهاییکه توسط آمریکا در آمریکای جنوبی بلعیده نشده اند٬ نهاد فراملی خود را در آمریکای جنوبی کوچکتری تشکیل میدهند٬ که تحت سلطه برزیل است.

* نوعی بلوک جنوب غربی آسیا یا نهاد فراملی از کشورهای افغانستان٬ پاکستان٬ ایران٬ عراق٬ اردن٬ عربستان سعودی٬ کویت٬ بحرین٬ قطر٬ امارات متحده عربی٬ عمان٬ و یمن تشکیل میگردد.

* نوعی از یک نهاد فراملی در شبه قاره هند یا جنوب آسیا از کشورهای هند٬ سری لانکا(سیلان)٬ نپال٬ بوتان٬ بنگلادش٬ میانمار(برمه)٬ و تایلند تشکیل میشود.

* یک نهاد فراملی در استرالیا و اقیانوسیه وجود خواهد داشت که شامل فلیپین٬ مالزی٬ سنگاپور٬ برونئی٬ اندونزی٬ تیمور شرقی٬ پاپا گینه نو٬ زلاند نو٬ و جزایر اقیانوس آرام است. این نهاد شامل استرالیا و تحت سلطه کانبرا میباشد.

* گذشته از شمال آفریقا٬ که توسط اتحادیه اروپا کنترل میشود٬ بقیه آفریقا تحت رهبری آفریقای جنوبی٬ متحد خواهد شد.

* یک نهاد فراملی شرق آسیا شامل اکثر کشورهای فدراسیون روسیه٬ هندوچین٬ چین٬ شبه جزیره کره٬ مغولستان٬ و آسیای مرکزی پسا شوروی خواهد شد. این نهاد توسط چین و تحت سلطه پکن خواهد بود.The-World-After-WWIII-According-to-RFE-MDN

اگر چه که مقاله رادیو اروپای آزاد و دو نقشه پسا جنگ جهانی سوم را میتوان خیالی خواند و رد کرد٬ اما برخی سئوالات مهم باید پرسیده شود. در مرحله اول٬ نویسنده از کجا این ایده ها را کسب کرده است؟ آیا ایده ها از طریق کارگاه مورد حمایت آمریکا و اتحادیه اروپا بطور غیر مستقیم هدایت شده است؟ در مرحله دوم٬ چشم انداز سیاسی نویسنده از  پسا جنگ جهانی سوم از چه منبع اطلاعاتی بدست آمده است؟

نویسنده اساسا به طرح یک روسیه تقسیم شده برژینسکی  مراجعه کرده است. متن و نقشه ها حتی شامل مناطق شمال آفریقا٬ خاورمیانه٬ و قفقاز است که اتحادیه اروپا بعنوان حاشیه ثانوی یا لایه ای به خود نگاه میکند. نویسنده در این مناطق حتی از رنگ آبی آسمانی بجای آبی تیره تر که برای شناسایی اتحادیه اروپا میباشد٬ استفاده کرده است.

حتی اگر رادیواروپای آزاد آنرا رد کند؛ هیچ کس نباید از این واقعیت چشم پوشی کند که ژاپن هنوز ادعای مالکیت استان ساخالین را دارد و آمریکا٬ اتحادیه اروپا٬ ترکیه٬ و عربستان سعودی از جنبشهای جدایی طلب در هر دو منطقه جنوبی فدرال و منطقه قفقاز شمالی فدراسیون روسیه حمایت میکنند.

اکراینیسم

مقاله رادیو اروپای آزاد /رادیو آزادی با اکراینیسم پرتو افشانی میکند٬ که ارزش دارد ر خلاصه ای از آن ذکرشود.

ملت (کشور) ها برای اینکه همه آنها جوامعی پویا هستند٬ بنحوی از انحاء٬ ساخته شده و از طریق جمعی از افراد با هم نگه داشته میشوند که اجتماع را میسازند. در این راستا میتوان آنها را جوامع تصور یافته نامید.

دسیسه هایی برای ساختار شکنی و بازسازی کشورها در فضای پسا شوروی و در خاورمیانه وجود دارد. در بازی بزرگ میتوان این را شست و شوی مغزی قبیله ای در جامعه شناسی و انسان شناسی٬ و در سیاست خواند. در این زمینه٬ اکراینیسم بویژه پشتیبان احساسات ناسیونالیستی عناصر ضد دولتی و ضد روسی در اکراین بمدت بیش از یکصد سال بوده است٬ در مرحله اول تحت سلطه اتریشی ها و آلمانها٬ پس از آن از طریق لهستانی ها و انگلیسی ها٬ و اکنون تحت حمایت آمریکا و ناتوچی ها.

اکراینیسم یک ایدئولوژی است که بدنبال مادیت بخشیدن و به اجرا درآوردن تصور جدید جمعی یا حافظه تاریخی کاذب در میان مردم اکراین درباره اینکه آنها همواره یکی از هر دو لحاظ قومی و مدنی٬ ملت و مردمی جدا٬ از مردم روس بوده اند. اکراینیسم طرحی سیاسی است که بدنبال انکار وحدت تاریخی اسلاو شرقی و ریشه های جغرافیایی و بافت تاریخی٬ در پشت پرده تمایز بین اکراینی ها و روس ها است. بعبارت دیگر٬ اکراینیسم بدنبال زمینه زدایی و فراموشی روندی است که منجر به تمایز اکراینی ها از روس ها شده است.

***

روسیه همواره از خاکسترها برخاسته است. تاریخ میتواند به این شهادت دهد. هر چه میخواهد پیش بیاید٬ روسیه پایدار خواهد ماند. هرگاه تمام مردم متنوع روسیه تحت یک پرچم برای میهن خود متحد باشند٬ امپراتوری ها را درهم شکسته اند. آنها از جنگهای فاجعه بار جان سالم بدر برده اند و بر دشمنان خود پیروز گشته اند. نقشه ها و مرزها ممکنست تغییر یابند٬ اما روسیه باقی خواهند ماند.

برگردانده شده از:

Redrawing the Map of the Russian Federation: Partitioning Russia After World War III?

http://www.globalresearch.ca/redrawing-the-map-of-the-russia-federation-partitioning-russia-after-world-war-iii/5400748

منابع:

[1] Zbigniew Brzezinski, The Grand Chessboard: American Primacy and Its Geostrategic Imperatives (NYC: Basic Books, 1997), p.202.

[2] Ibid.

[3] Дмитро Сінченко [Dmytro Sinchenko], «В очікуванні Третьої світової війни. Як зміниться світ,» [«Waiting for World War III: How the World Will Change»], Радіо Вільна Європа/Радіо Свобода [Radio Free Europe/Radio Liberty], September 8, 2014.

[4] Всеукраїнської ініціативи «Рух державотворців,» [Ukrainian Initiative «Statesmen Movement»] «Стратегія зовнішньої політики,» [Foreign Policy Strategy] Рух Державотворців: втілимо мрії в життя [Statesman Movement: Chasing Dreams/Visions]. Accessed September 9, 2014.

[5] Brzezinski, The Grand Chessboardop. cit., pp.85-86

[6] Дмитро Сінченко [Dmytro Sinchenko], «В очікуванні Третьої світової війни. Як зміниться світ,» [«Waiting for World War III: How the World Will Change»], Дмитро Сінченко (Блоґ) [Dmytro Sinchenko {blog}], September 2, 2014.

[7] Ibid.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: