اخگر

ترجمه های آمادور نویدی – از اخگر شعله بر می خیزد!

«محور آسیا»ی آمریکا٬ شبح چین و اتحاد استرالیا و آمریکا: وینس اسکاپاچورا٬ برگردان: آمادور نویدی

«محور آسیا»ی آمریکا٬ شبح چین و اتحاد استرالیا و آمریکا

نوشته: وینس اسکاپاچورا٬۱ مجله آسیا و پاسیفیک

برگردان: آمادور نویدی

pacific-command-400x247

«محور آسیا» ی اوباما در پاسخ به بازخیز قدرت چین٬ از زمان سرآغاز اعلام آن در ماه نوامبر ٬۲۰۱۱ دستخوش تحولات قابل توجهی شده است. حداقل٬ ظهور استرالیا بعنوان  بخش مرکزی طرح های واشنگتن برای تقویت نفوذ و دسترسی نظامی آمریکا در سراسر آسیا و اقیانوس آرام(پاسیفیک از این به بعد) نبوده است. در حالی که حمایت افراد نخبه و مشهور برای اتحاد با آمریکا در استرالیا همچنان ادامه دارد٬ نظرسنجی عمومی حکایت از امکان شکاف برای به چالش کشیدن وضع موجود دارد.

تحولات در «محور آسیا» ی اوباما

اوباما٬ رئیس جمهور آمریکا در تاریخ ۱۷ نوامبر ۲۰۱۱ ٬ در سخنرانی خود٬ خطاب به پارلمان استرالیا در کانبرا٬ رسما اعلام داشت که پس از یک دهه جنگ پرهزینه در خاورمیانه٬ اکنون آمریکا توجه خود را به آسیا و پاسیفیک متمرکز میکند۲. یک ماه قبل از این سخنرانی اوباما٬ وزیر امور خارجه آن موقع٬ هیلاری کلینتون تمرکز یک «محور» جدید را در مقاله ای برای سیاست خارجی٬ ۳ لقب داد٬ ولی این اصطلاح از آن زمان علیرغم بهترین تلاش های دولت اوباما برای جایگزین کردن آن با اصطلاح ملایم تر «توازن»٬ همچنان محور بکار برده میشود.

اجزای نظامی مرکزی این محور شامل یک تغییر در دارایی های نظامی آمریکا در منطقه٬ توسعه روابط نظامی آمریکا٬ افزایش صادرات دفاعی آمریکا و برنامه های آموزش نظامی خارجی٬ بازدید بیشتر ناو (کشتی) های جنگی آمریکا و گسترش مانورهای مشترک نظامی است.۴

اگرچه محور بمنزله «یک طرح جامع جهت افزایش درگیری آمریکا٬ نفوذ و تأثیر بر امور اقتصادی٬ دیپلوماتیک٬ ایدئولوژیک و استراتژیک در منطقه است»٬۵ ولی این باقی می ماند که دیده شود که آیا دولت اوباما چشم انداز استراتژیکی یا منابعی جهت حفظ بلند مدت محور دارد. رخدادهای اخیر در خاورمیانه و اکراین طراحان آمریکایی را همچنان مشغول نگه داشته و شماری از ناظران پابرجا ماندن محور را در این عصر محدودیت مالی زیر سئوال برده اند.۶

scappaturapivot01

طرح تخمینی نیروی دریایی آمریکا برای سال ۲۰۱۵ و ۲۰۲۰ . منبع: دریا سالار جاناتان گرینیرت٬ گزارش سال ۲۰۱۴ به کمیته نیروهای مسلح  سنا.

در مرکز محور٬ تصمیم به افزایش حضور ناوگان دریایی آمریکا در آسیا و  پاسیفیک٬ از ۵۰ به ۶۰ درصد تا سال ۲۰۲۰ است. امروز٬ ۱۰۴ کشتی از ۲۹۰ کشتی های نیروی دریایی آمریکا در سراسر جهان مستقر شده اند٬ که ۵۰ کشتی در آسیا و پاسیفیک مستقرند. محور میخواهد شمار کشتیهای مستقر در منطقه تا سال ۲۰۲۰ به حدود تقریبی ۶۷ درصد افزایش یابد٬ بویژه از جمله اکثر ناوهای هواپیمابر آمریکا٬ شامل ناوها٬ ناوشکن ها٬ زیردریایی ها و کشتی های جنگی ساحلی(ال سی اس ها) که بطور خاص برای عملیات نزدیک به ساحل طرح ریزی شده اند.۷ طرحهایی برای بالا بردن تعداد ایستگاه ها به چهار ال سی اس در سنگاپور بر مبنای چرخش در سال ۲۰۱۷ ٬ در ژوئن سال ۲۰۱۲ اعلام شد. اولین ال سی اس در پایگاه نیروی دریایی چانگی سنگاپور بمدت ۱۰ ماه در سال ۲۰۱۳ مستقر شد و دومین ال سی اس بمدت ۱۶ ماه بعد از این سال مستقر خواهد شد.

محور طرحهایی برای اعزام نیروی ضربتی زمینی هوایی تفنگداران آمریکایی (ام ای جی تی اف) در داروین(مرکز قلمرو شمالی استرالیا- م) در نظر دارد. این طرح در آوریل سال ۲۰۱۲ با اعزام ۲۰۰  تفنگدار آمریکایی شروع شد. نیروی چرخشی تفنگداران آمریکایی داروین(ام آر تی اف- دی) در چهار مرحله افزایشی اجرا میشود تا اینکه در سال ۲۰۱۶ بطور کامل مستقر شود. از ماه مارس ۲۰۱۴ ٬ تعداد ۱۱۵۰ تفنگدار٬ یا واحد اندازه یک گردان٬ مستقر شده اند. تعداد کامل نیروی ضربتی زمینی هوایی تفنگداران آمریکایی شامل ۲۵۰۰ تفنگدار از جمله فرمانده٬ عناصر نیروی زمینی و هوایی موجود برای استقرار سریع جهت اعزام و سرکوب بخارخ موجود است.

هزینه اولیه اعزام نیروی ضربتی زمینی هوایی تفنگداران آمریکایی یک میلیارد و ششصد میلیون دلار برآورد شده است.۸ موافقت دفاعی اخیر بین تونی ابوت(نخست وزیر ائتلاف لیبرال و ناسیونال در استرالیا- م) و اوباما رئیس جمهور آمریکا گزارش شده که استرالیا اکثر هزینه نیروی چرخشی تفنگداران را در داروین بپردازد و راه را برای ورود بیشتر دارایی نظامی آمریکا هموار سازد.۹

نیروی هوایی آمریکا٬ مانند نیروی دریایی٬ اعلام کرده که ۶۰ درصد از پایگاههای خارجی خود را به منطقه آسیا و پاسیفیک اختصاص داده٬ از جمله  آنهایی را که در حوزه اینترنتی و فضایی هستند. در ژوئن ۲۰۱۳ ٬ چاک هیگل وزیر دفاع آمریکا آنرا اعلام کرد:

علاوه بر تصمیم ما برای بردن ۶۰ درصد از دارایی نیروی دریایی خود به آسیا و پاسیفیک تا سال ۲۰۲۰ ٬ نیروی هوایی نیز ۶۰ درصد ازنیروی هوایی آمریکا را – از جمله هواپیمای تاکتیکی و نیروهای بمب افکن از قاره آمریکا به آسیا و پاسیفیک اختصاص داده است. نیروی هوایی درصد مشابهی از قابلیت فضایی و سایبری خود را بر این منطقه تمرکز میکند.۱۰

یک ماه بعد٬ رئیس عملیات نیروی هوایی آمریکا در پاسیفیک٬ ژنرال هربرت «هاک» کارلایل٬ آشکار ساخت که همراه با ۲۵۰۰ تفنگدار اعلام شده جهت استقرار در استرالیا تا سال ۲۰۱۶ ٬ نیروی هوایی آمریکا « جنگنده ها٬  تانکر ها و در مواقعی شاید بمب افکن هایی بصورت چرخشی» گسیل خواهد شد. جت های آمریکایی نیز به پایگاه  هوایی چانگی در سنگاپور٬ پایگاه هوایی کورات در تایلند٬ تریواندرام در هند٬ و احتمالا پایگاههای  هوایی در کوبی پوینت و پویترو پرینسیکا در فیلیپین و فرودگاههایی در اندونزی و مالزی فرستاده میشوند.۱۱

در طول مسافرت اوباما به چهار کشور آسیایی در آوریل ۲۰۱۴ ٬ یک «پیمان» ۱۰ ساله با فیلیپین به امضاء رسید که چرخش تعداد نامشخصی از نیروهای آمریکایی را در اردوگاههای نظامی منتخب و استقرار جتهای جنگنده و کشتیهای آمریکایی را ارائه میدهد. این قرارداد٬ در پی درگیری فیلیپین و چین بر سر جزیره کم عمق اسکاربرو و جرقه تظاهرات ضد آمریکایی صورت پذیرفت٬ که طبق گفته مدیر ارشد شورای امنیت ملی آمریکا در امور آسیا نشاندهنده « اهمیت توافقنامه دفاعی امضاء شده با فیلیپین در دهه هاست». بعنوان بخشی از این توافقنامه٬ نیروهای آمریکایی ممکنست به پایگاه دریایی خلیج سوبیک بر گردند٬ جایی که در سال ٬۱۹۹۲ مجبور به ترک آن ٬ و پایان حضور گسترده نظامی آمریکا گشت که با تسخیر جزایری از اسپانیا در سال ۱۸۹۸ شروع شده بود.۱۲

scappaturapivot02

موقعیت جغرافیایی جزیره جی جو٬ کره جنوبی. منبع: بروس گاگنون٬ گلوبال ریسرچ. کا

این محور استقرار و ارتقاء پایگاههای اصلی در  منطقه را بعهده گرفته شده است . چیزی که از اهمیت ویژه ای  برخوردار است٬ ساخت پایگاه دریایی جدید در جزیره جی جو در کره جنوبی است٬ که کمتر از ۵۰۰ کیلومتر از سرزمین اصلی چین فاصله دارد٬ با این پیش بینی که از آن برای هر دو نیروی دریایی کره جنوبی و آمریکایی مورد استفاده قرار گیرد. این پایگاه میزبان ۲۰ کشتی جنگی٬ از جمله سه سپر ناوشکن و یک ناو هواپیمابر٬ و قادر به فراهم ساختن موشک بالستیک دور برد جهت هدف قراردادن جنوب شرقی چین خواهد بود.۱۳

در همین حال٬ پایگاه استراتژیک و تفنگداران دریایی آمریکا در جزیره اقیانوس آرام  گوام در حال ارتقاء و بروز رسانی است. یک پایگاه جدید تفنگداران دریایی در حال استقرار به هزینه رسمی برآورد شده ۸ میلیارد و ششصد هزار دلار است٬ اگر چه هزینه نهایی باحتمال زیاد میلیاردها بیشتر باشد٬ که ژاپن بخش قابل توجهی از هزینه را میپردازد. ۵۰۰۰ تفنگدار دریایی آمریکایی و وابستگان آنها به پایگاه جدیدی از اوکیناوا نقل مکان خواهند شد.۱۴

زمانی محور آسیای اوباما در زمینه افزایش نظامیگری در آسیا و پاسیفیک در حال وقوع است که سطح تنش منطقه ای بحدی بالا رفته است که برای دهه ها دیده نشده است.

واردات اسلحه در آسیای شرقی تقریبا ۲۵ درصد در سال گذشته٬ از ۹ میلیارد و هشتصد هزار میلیون در سال ۲۰۱۲ به ۱۲ میلیارد و دویست هزار دلار در سال ۲۰۱۳افزایش داشته است. چین در اینراه پیشتاز است و علیرغم وجود صنعت روبرشد سلاحهای داخلی خود از کره جنوبی بعنوان بزرگترین وارد کننده منطقه ای سلاح سبقت گرفته است.۱۵  چین بطور پیوسته هزینه نظامی خود را از اواسط سالهای ۱۹۹۰ افزایش داده٬ اخیرا با تعدادی از همسایگان خود ازجمله ژاپن٬ فیلیپین و ویتنام٬ همچنین با قدرت از پیش برجسته درمنطقه٬ آمریکا درگیر شده یا برخورد داشته است.

ژاپن نیز تحت نخست وزیری آبه شینزو تعامل نظامی خود را در منطقه تشدید کرده٬ قایق های گشت زنی به ویتنام٬ فیلیپین و اندونزی ارسال کرده٬ و بطور قابل توجهی هزینه نظامی خود را افزایش میدهد٬ منع صدور اسلحه را کاهش داده٬ و همکاری استراتژیک خود را با استرالیا٬ هند و دیگران عمیق تر کرده است. آبه شینزو  سیاست احتراز از جنگ (پاسیفیسم) مندرج در قانون اساسی ژاپن٬ مبنی بر ممنوعیت از تمرین نظامی «دفاع جمعی از خود»٬ را با موفقیت دور زد٬ راه را برای جنگ٬ شانه با شانه متحدان اصلی خود٬ آمریکا فراهم ساخته است.۱۶

 

بهانه های رسمی و تهدیدات خیالی

بطور رسمی٬ محور درباره مقابله با تهدید به امنیت و ثبات آسیا و پاسیفیک  است. طبق گفته وزیر دفاع سابق آمریکا لئون پانته٬ محور جهت برخورد با چالش های «کمکهای بشردوستانه»٬ «سلاحهای کشتار جمعی»٬ «قاچاق مواد مخدر»٬ و «دزدان دریایی» است. چنین ادعاهایی٬ بهرحال٬ همانگونه که مدیر مطالعات سیاست خارجی در مؤسسه راستگرای کاتو٬ جاستین لوگان٬ بدان اشاره کرد قادر به تحمل بررسی ابتدایی نیست:

برخورد با کمکهای انساندوستانه و احتیاجات٬ جلوگیری از گسترش سلاحهای هسته ای٬ سرکوب قاچاقچیان مواد مخدر٬ و گسیل دزدان دریایی به بیش از نیمی از نیروی دریایی نیازی آمریکا ندارد. اگر چین چنین نوع استدلالی برای دفاع از استقرار بیش از نیمی از دارایی نیروی دریایی خود به نیمکره غربی میکرد٬ آیا رهبران آمریکایی یک لحظه به این استدالال توجه نمیکردند؟.۱۷

مقامات استرالیایی نیز اصرار میورزند که تمرکز اصلی افزایش نظامی آمریکا جهت داشتن منابع مورد نیاز آماده برای ارائه کمکهای بشردوستانه و بلاهای طبیعی است. با این حال٬ سر دبیر روزنامه دفاع استرالیا وریلی اشاره میکند٬ «روشن نیست که ناوهای هواپیمابر و زیردریایی با قدرت هسته ای در مأموریتهای بشر دوستانه چه نقشی بازی میکنند»۱۸ ٬ موضعگیری که توسط مقامات بلند بالای دفاع آمریکا اظهار شده است.۱۹

scappaturapivot03

۱۵بودجه بالای دفاعی سال ۲۰۱۳ مبلغ به میلیارد دلار آمریکایی. منبع: مؤسسه بین المللی برای مطالعات استراتژیک

مهمترین٬ توجیه محور احاطه چین٬ دشمن بالقوه و در حال صعود است٬ که البته بطور رسمی نادیده گرفته شده٬ اگرچه دلالت به جابجایی قدرت ژئوپولیتیک منطقه ای مهم است٬ اما صعود چین تهدید کمی بر امنیت ملی آمریکا دارد. این وافعیت اساسی استراتژيک با شکاف گسترده نظامی بین چین و آمریکا بیمه شده است. در سال ۲۰۱۳ ٬ آمریکا بطور رسمی مبلغ ۶۰۰ میلیارد دلار برای دفاع ٬ تقریبا به اندازه مجموع مخارج ۱۴ کشور و بیش از ۵ برابر مخارج چین هزینه کرده است. ۲۰ علاوه براین٬ قدرت آمریکا توسط متحدانی همچون ژاپن٬ کره جنوبی٬ تایوان و شبکه جهانی پایگاههای نظامی که چین را محاصره کرده اند٬ تکمیل شده است.

بخش مهم  شکاف نظامی برتری  ظرفیت جنگ هسته ای آمریکا است. یک گزارش تولید شده توسط فدراسیون دانشمندان آمریکایی نتیجه گیری کرده است:

یافته های اصلی ما اینست که رابطه هسته ای چین و آمریکا بطور چشمگیری نامتناسب و بنفع آمریکاست و بنابراین برای آینده قابل پیش بینی٬ باقی خواهد ماند. اگرچه آمریکا  برنامه های گسترده هسته ای علیه اهداف چین را برای بیش از نیم قرن حفظ کرده است٬ اما چین هرگز با ساختن نیروهای هسته ای زیاد خود پاسخ نگفته است و بعید است در آینده نیز اینکار را انجام دهد. در نتیجه٬ سلاحهای هسته ای چین از نظر کیفی و کمی بسیار نامرغوبتر از همتایان آمریکایی خود هستند.۲۱

درحالی که چین نیروهای هسته ای خود را نوسازی میکند٬ آمریکا بیش تر از ترکیب بقیه جهان برای زرادخانه هسته ای خود خرج میکند٬ و طبق یک تخمین محافظه کارانه٬ تقریبا یک تریلیون دلار در طول ۳۰ سال آینده برای نگهداری از زرادخانه موجود و تولید نسل جدید سلاحهای هسته ای و سیستمهای تفویظی هزینه میکند.۲۲

چین نیز برای امنیت و حفاظت در برابر قدرتهای رقیب هم مرز نیاز به منابع قابل توجه نظامی دارد. آمریکا٬ از سوی دیگر٬ با همسایگان ضعیف و موانع پهناور اقیانوس٬ قادر به تمرکز به سمت خارج است٬ و دارای قابلیت نیرو و تمرین قریب به اتفاق میباشد. آمریکا بیش از ۱۰۰۰ پایگاه نظامی خارجی(چین هیچ پایگاه خارجی ندارد) را حفظ میکند٬ دارای نیروی واکنش سریع مستقر در ۱۳۴ کشور است٬ و سالانه ۱۷۰ تمرین نظامی دارد و تنها از ۲۵۰ بندر در منظقه آسیا و پاسیفیک بازدید میکند.۲۳

scappaturapivot04

هزینه نظامی آمریکا و چین٬ سین سالهال ۱۹۹۸-۲۰۰۹ (به میلیون٬ دلار کنونی). منبع: مایکل بکلی(۱۲/۲۰۰۱)٬ «قرن چین؟» ص ۷۴.

این واقعیت که تولید ناخالص چین در مسیر پیشی گرفتن از آمریکا در چند دهه آینده است اغلب بعنوان شواهدی مبنی بر سقوط آمریکاست. با این حال  نباید بر  مفاهیم ژئوپولیتیک قدرت اقتصادی چین اغراق شود. حتی اگر چین بر چالشهای اقتصادی٬ جمعیتی٬ محیط زیستی٬ سیاسی و بین المللی که اکنون مواجه است و با رشد بسیار سریع ادامه دارد فائق آید٬ اندازه اقتصادی الزاما با قدرت نظامی مرتبط نیست.

مایکل بکلی بعنوان یک کارشناس امنیت بین المللی اشاره میکند٬ این اندازه مطلق نیست بلکه سطح برتری توسعه اقتصادی و «ثروت مازاد»٬ منعکس کننده ثروت سرانه است٬ که برای ارزیابی قدرت ملی مهمترین است.۲۴ با این و اقدامات دیگر٬ علیرغم رشد چشمگیر چین٬ ٬ آمریکا در واقع پیشروی خود را با مقداری که متجاوز از کل قابلیت های چین است در مدت دو دهه گذشته بر چین افزایش داده است. همانگونه که داده ها نشان میدهند:

از سال ۱۹۹۱ تا سال  ۲۰۱ ٬ شکاف در هزینه دفاع(به استثنای مخارج آمریکا در عراق و افغانستان) با ۱۴۷ میلیارد دلار افزایش یافته است٬ که ۲۶ میلیارد دلار بیشتر از تمام بودجه نظامی چین است؛ شکاف درآمد سرانه در شرایط واقعی با ۱۹۰۰۰ دلار گسترده تر شده که چهار و نیم برابر درآمد متوسط چینی است؛ شکاف در بازده فن آوری با دو تریلیون و هشتصد میلیارد دلار ٬ تقریبا دو برابر کل بازده فن آوری چین رشد داشته؛ و شکاف در تولید ناخالص داخلی در شرایط واقعی با ۳ تریلیون و یک میلیارد دلار٬ معادل نصف کل تولید ناخالص داخلی چین توسعه داشته است.۲۵

البته روند اقتصادی میتواند تغییر کند. با این حال٬ مهمترین عامل در رشد اقتصادی آینده٬ نوآوری یا قدرت معنوی است٬ و در این پندار٬ آمریکا٬ از جمله در کیفیت(نه کمیت) دانشمندان و مهندسان٬ شمار دانشگاههای پیشرو٬ سرمایه گذاری شرکتهای بزرگ در تحقیق و توسعه و اختراع های به ثبت رسیده در فن آوری جدید و در حال ظهور٬ بمراتب از چین پیشی میگیرد . ۲۶ این نیز شایان ذکر است٬ که قبل از بحران  مالی جهانی که در سال ۲۰۰۷ آغاز شد٬ چین هنوز در حال رسیدن به تکنولوژی کره (منظور کره جنوبی است- م) و تایوان بود٬ چه رسد به آمریکا. ۲۷

کدام دیدگاه دولت محور برای تغییر جهانی در قدرت به چین اشتباه میکند . نتیجه رشد سریع اقتصاد ملی چین باید درک شود نه بعنوان بخش کوچکی از یک پدیده فراملی که منعکس کننده قدرت نو ظهور شرکتهای چند ملیتی(ام ان سی) در سیستم جهانی که در آن شرکتهای آمریکایی برتری خود را حفظ می کنند.

ادغام عمیق چین در اقتصاد جهانی برهبری آمریکا منعکس کننده جریان عظیم سرمایه گذاری مستقیم خارجی(اف دی آی) در حال رشد از یک میلیارد دلار به ۷۲ میلیارد در سال بین سالهای ۱۹۸۵ و ۲۰۰۵ یا بیشتر از ۶۰۰ میلیارد دلار در مجموع و جایگاهش بعنوان مقصد ترجیح داده برای برون سپاری و پیمانکاری توسط شرکتهای چند ملیتی است. در واقع٬ اکثر ثروت تولید شده با ظرفیت تولیدی چین بدست شرکتهای بزرگ خارجی میرسد. برای مثال٬ حدود دو سوم رشد چین در صادرات بین سال ۱۹۹۴ و اواسط سال ۲۰۰۳ منتسب به شرکتهای چینی تابع شرکتهای چند ملیتی یا سرمایه گذاری مشترک با تجارت از جهان صنعتی است.۲۸

scappaturapivot05

درآمد سرانه آمریکا و چین٬ ۱۹۹۱-۲۰۱۰ (دلار به ارزش/ قیمت فعلی). منبع: مایکل بکلی(۱۲/۲۰۱۱)٬ «قرن چین؟»٬ ص ۵۹.

اقتصاد صادرات چین در شبکه های تولید جهانی ادغام شده٬ بطور مؤثر بعنوان کارگاه آسیای شرقی جایی که کالاهای سرمایه ای و قطعات٬ عمدتا از آمریکا٬ ژاپن٬ و کره جنوبی٬ برای مونتاژ نهایی و صادرات فرستاده شده اند٬ اغلب پس از یک روند زیر مونتاژ در جنوب شرقی آسیا خدمت میکند. با نفوذ و تسلط بر بخشهای صنعتی پیشرفته چین٬ و حفظ کنترل بر فن آوری٬ خدمات٬ نام تجاری/علامت گذاری و بازار یابی٬ شرکتهای چند ملیتی آمریکایی٬ ژاپنی و اروپایی اکثر ارزش افزوده در روند را دریافت میکنند.

حتی همچنانکه تولید پایه/ زیر ساخت کارخانه آمریکا بخارج منتقل شود و چین بعنوان یک نیروگاه تولیدی بطور چشمگیری رشد یافته است٬ شهرها٬ بزرگراه ها٬ و خطوط راه آهن آن رشد انفجاری داشته٬ آمریکا همچنان به تسلط بر بخشهای استراتژیک اقتصاد جهانی ادامه میدهد بهمان گونه٬ همچون سال ۲۰۰۷ :

سه یا چهار شرکت بزرگ جهانی مانند بخشهای مختلف همچون فن آوری سخت افزار و تجهیزات٬ نرم افزار و کامپیتوتر٬ هوا فضا/ نظامی٬ و تجهیزات نفتی و خدمات٬ همانگونه چهارده تا از شانزده شرکت بزرگ جهانی در خدمات و تجهیزات بهداشتی آمریکایی بودند. در رسانه های جهانی٬ چهار شرکت از پنج شرکت بزرگ برتر آمریکایی بودند٬ به همانگونه دو تا از هر سه شرکت برتر دارویی٬ حمل و نقل صنعتی٬ تجهیزات صنعتی٬ و بخشهای ارتباطات تلفنی/راه دور خطوط ثابت. و پنج شرکت از شش شرکت سرمایه داری برتر در بخش خرده فروشی عمومی آمریکایی بودند… برای حسن ختام٬ نه شرکت برتر از ده شرکت بزرگ خدمات مالی جهان آمریکایی بودند…۲۹

تسلط آمریکا در برابر بقای چین

تز تهدید چین «راز کوچک کثیف سیاست دفاعی آمریکا [که] آمریکا امن است- احتمالا امن ترین قدرت بزرگ در تاریخ مدرن را میپوشاند».۳۰ پکن٬ از سوی دیگر٬ دارای ضعف جدی در امتداد خطوط دریایی خود است. سرتیب جان فریون از ارتش استرالیا مینویسد٬ «استراتژیست های چین بزیرکی آگاهند»٬ که « اگر آمریکا فردا بخواهد تصمیم به تنگ کردن راه دسترسی دریایی چین به نفت٬ مواد معدنی و بازارها بگیرد٬ پاسخ آنها خیلی کم است.» ۳۱

همانطوریکه  اقتصاد چین در چند دهه اخیر رشد کرده٬ بوسیله توسعه فن آوری «ضد دسترسی- منطقه انکار» ظرفیت (ای۲/ای دی) – یا همانگونه که استراتژیستهای چینی ترجیح میدهند آنرا «ضد حمله»  بخوانند شروع به تلاش به تصحیح آسیب پذیری خود در برابر مداخله نظامی از دریا کرده اند- تا بدینوسیله نیروهای نظامی آمریکا و قدرتهای بالقوه متخاضم دیگر را سرجای خود بنشانند.

scappaturapivot06

مسیر حمل و نقل کشتیرانی به چین که در معرض محاصره دریایی به رهبری آمریکا بعنوان بخشی از نبرد هوایی دریایی است. منبع: مرکز استراتژیک و ارزیابی بودجه(سی اس بی ای).

در پاسخ٬ استراتژی جدید نظامی آمریکا برای همراهی محور آسیا- «نبرد هوایی دریایی» را طراحی کرد تا از گسترش ظرفیت چین برای دفاع از خود در برابر حمله هوایی و دریایی نزدیک به چین  جلوگیری نماید. این استراتژی « بر تهدید معتبر هوایی و دریایی در یک عملیات پایدار معمولی جهت ضربه به اهداف نظامی مهم در اعماق خاک چین از راه  دور و برای شکست پی ال ای[ارتش آزادیبخش خلق] متکی است». این استراتژی همچنین پیشنهاد میکند که آمریکا و متحدانش٬ بخصوص ژاپن و استرالیا٬ « در صورت جنگ یک محاصره دور را بر چین تحمیل نمایند».۳۲

در حالی که برای پکن٬ ادامه سلطه آمریکا «یک تهدید جدی بشمار میرود٬ اهداف واشنگتن اینست که حوزه نفوذ خود را در غرب پاسیفیک حفظ کند. در نهایت٬ جاستین کلی در مجله ارتش استرالیا مینویسد٬«چین برای سهم بیشتری بازی میکند».۳۳

مدارک و شواهدی که پنتاگون «تهدید» بالقوه چین را جدی تلقی میکند را میتوان در هردو نقد دفاعی چهار سالانه (کیو دی آر) سال ۲۰۱۴ ٬ که نگرانی عمیقی در مورد افزایش قابلیت ای۲/ای دی چین دارد٬  و بودجه اف وای ۲۰۱۵ ٬ که در آن بودجه اضافی قابل توجهی برای مقابله با چنین قابلیتی درخواست شده است دید.۳۴

در ضمن٬ در موارد خاص٬ استراتژی دفاعی چین تقلیدی از خود استرالیاست. آخرین سند سیاست دفاعی (معروف به کاغذ سفید  در غرب -۲۰۱۳) این اولویت طولانی مدت استرالیا را تکرار میکند:«کنترل هوایی و دریایی نزدیک به قاره ما کلید دفاع استرالیاست٬ تا بدینوسیله از دسترس دشمنان مصون و حداکثر آزادی عمل برای نیروهای ما باشد.»۳۵ آندو دیویس و مارک تامپسون از مؤسسه سیاست استراتژیک استرالیا شباهت ها را تشخیص دادند و نوشتند که استراتژی چین حفاظت از نزدیک شدن  به حریم هوایی و دریایی «همانگونه برای دفاع از خود چین اساسی است که برای ما است…». «در مقابل»٬ آنها اضافه میکنند٬ « منافع آمریکا در منطقه نه تغییر ناپذیرست و نه برای امنیت آمریکا اساسی است».۳۶

«بین المللی کردن» اختلافات شرق و جنوب دریای چین

آنچه مسلم است هژمونی و نه امنیت آمریکاست که در خطر است٬ محور آسیای اوباما ممکنست مسلما به عنوان ضرورتی جهت حل و فصل اختلافات موجود در شرق و جنوب دریای چین توجیه شود٬ جایی که پکن همچون رقیب اصلی به تصویر کشیده شده و نیاز به پاسخ آمریکا بمنظور حفظ تعادل و ثبات دارد. واقعیت پیچیده تر است٬ و ادعاهای آمریکایی متقاعد کننده نیستند.

از سال ۲۰۱۰ ٬ اختلافات ارضی در جنوب دریای چین بین چین و همسایگان جنوب شرقی آسیا افزایش یافته است. ملی گرایی٬ منابع بالقوه گسترده نفت و گاز و ماهی موجود٬ اهمیت استراتژیک خطوط ارتباط عمده دریایی٬ و مفاهیم ارضی توافقنامه کنوانسیون قوانین دریایی سازمان ملل سال ۱۹۸۲  ترکیب و به اختلافات دامن زده است.

ابراز وجود نظامی چین بویژه برای چشم انداز یک قطعنامه عادلانه و صلح آمیز به اختلافات در شرق چین و جنوب دریای چین نگران کننده است. با این حال٬ در این اختلافات هیچ طرف بیگناهی وجود ندارد. در حالی که ادعای ارضی توسط فیلیپین(قبل از سال ۲۰۰۹) و مالزی نیز ضعیف و جعلی همانند ادعای چین است٬ تمام کشورها ی مدعی در اختلافات (چین٬ ژاپن٬ ویتنام٬ تایوان٬ مالزی٬ فیلیپین و برونئی) بنحوی از انحاء فتنه گر بوده اند.۳۷

خویشتن داری مشترک آنست که سلطه نظامی آمریکا بر این آبها جهت حفظ صلح٬ و تقویت قوانین بین المللی لازمست تا در صورت رویدادی یک عمل خصمانه از چین سر بزند یا منطقه و تجارت جهانی را ببندد٬ از آزادی دریانوردی حفاظت کند.۳۸  آن قسمت تلنگر گفته نشده  این معادله آنست که پای آمریکا  بر گلوی چین باقی میماند٬ هر زمان قادرست منابع و محصولات لازم برای صنعت چین و در نهایت بقای جمهوری خلق چین(پی آر سی) را خفه کند. اگرچه روابط اقتصادی سودمند متقابل بین دو کشور وجود دارد٬ ولی چنانچه اختلاف گسترش یابد برنامه های  جنگی آمریکا شامل احتمالات برای محاصره چین است.

این بسیار بعیدست که در صورت عدم وجود حفاظت آمریکا٬ چین تلاش کند جریان آزاد تجارت را در جنوب دریای چین تعطیل کند٬ اقدامی که آسیب جبران ناپذیری برای منافع پکن درپی خواهد داشت. این نظامیگری است٬ نه آزادی تجارت٬ که در خطرست. همانگونه که رالف ایمارز شرح میدهد:

… در زمینه جنوب دریای چین اصل آزادی دریانوردی عمدتا همراه با آزادی کشتیرانی و ناوگان نظامی کشتی ها و ناوهای هواپیمابرست٬ به همانگونه هیچ ترسی برای محدودیت حمل و نقل تجاری کشتیرانی درآبهای مورد مناقشه نیست. با توجه به  منافع اقتصادی جمهوری خلق چین انتظار نمیرود که مزاحمتی در خطوط کشتیرانی در سرتاسر جنوب دریای چین ایجاد شود.۳۹

بعبارت دیگر٬ همانگونه که وزیر امور خارجه سابق استرالیا گارت ایوانز روشن ساخت٬ انگیزه اولیه آمریکا حفاظت از آزادی دریانوردی نیست که مرتب «از آن صحبت میکند»٬ بلکه « …  جهت حق حضور آمریکا در نظارت نظامی بدون مانع است٬ تا آنجایی که ممکنست بتواند نزدیک به  سواحل» چین باشد. ۴۰ این است آن «اشغال ذهنی قریب به اتفاق» که از سال ۲۰۰۱ منجر به چندین درگیری بین آمریکا و هواپیماها و کشتیهای نیروی دریایی چینی در جنوب دریای چین شده است.۴۱

طبق گفته متخصص در دریای جنوبی چین لیزیک بازینسکی٬ اگر اختلافات بین چین و همسایگانش به آسانی درباره رقابت ادعاها برای منابع انرژی و شیلات بود٬ یک قطعنامه صلح آمیز که همه طرف درگیر را راضی کند امکانپذیر بود. با این حال٬ در چارچوب رقابت استراتژیک با آمریکا٬ چشم انداز آشتی جویانه تر اکنون بمراتب خیلی کمتر است. تمایل چین برای مقابله با سلطه منطقه ای آمریکا و اصرار آمریکا مبنی بر حفظ آن تسلط به اختلافات در جنوب دریای چین و رقابت بین قدرتهای بزرگ تبدیل شده است.۴۲

به همان صورت در شرق دریای چین جایی که چین و ژاپن در اختلافات مرزی بر سرجزایر سینکاکو(نام ژاپنی)/دیائویو(نام چینی جزایر) درگیر هستند.

scappaturapivot07

چین٬ کره٬ و مناطق اقتصادی انحصاری(ایی ایی زد) پاسیفیک غربی. منبع: مجله آسیا و اقیانوسیه

همانگونه که در جنوب دریای چین٬ ملی گرایی و ذخایز انرژی عوامل قدرتمندی در  اختلافات هستند٬ نگرانیهای گسترده استراتژیک نیز به همانگونه است. گوین مک کورمک اشاره کرده که ریشه اختلافات ارضی به علت نابربری ذاتی موجود بر قوانین دریایی کنوانسیون سازمان ملل (یو ان سی ال او اس ) است.۴۳  تقسیم اکثر «دریاهای آزاد» به صورت مناطق انحصاری اقتصادی(ایی ایی زد)٬ بویژه قوانین دریایی کنوانسیون سازمان ملل بنفع قدرتهای استعماری قبلی اروپایی و آمریکایی که جزایر دور افتاده را تصرف کرده اند٬ بهمان خوبی ژاپن نیز با کنترل بر مناطق بیکران دریا٬ چین را یه یک بازیکن کوچک در ادعایش بر اقیانوس های جهان باقی میگذارد. اگرچه خطوط ساحلی چین اندکی طولانی تر از ژاپن است٬ دسترسی دریایی چین٬ همانگونه که بوسیله مناطق اقتصادی انحصاری تعیین شده٬ کمتر از یک پنجم اندازه دسترسی دریایی ژاپن است.

بنابراین٬ از نقطه نظر چین٬ تملک اکثر فضای دریایی در سراسر پاسیفیک بوسیله  نیروهای متخاصم یا  دشمن بالقوه٬  دسترسی چین را به پاسیفیک تهدید میکنند. همانطوریکه ژاپن تلاش به توسعه سخاوتمندانه ادعای در حال حاضر دریایی خود دارد٬ بویژه با توجه به موقعیت او بعنوان یک کشور دست نشانده آمریکا٬ ادعای پکن بر سنکاکائو/دیائویو یک اهمیت استثنایی است.

در حالی که منافع آمریکا اصرار دارد که موضعی مبنی بر چه کسی مالک قانونی جزایر است نگیرد٬ بارها تعهد خود را برای به اجرا درآوردن ادعای ژاپن بر تصرف  جزایر در صورت تلاش نظامی چین اعلام کرده است. اوباما در آخرین سفر به آسیا در آوریل ۲۰۱۴ ٬ اولین رئیس جمهوری شد که اعلام کرد جزایر بخشی از اتحاد دفاعی بین واشنگتن و توکیو است.۴۴

آسیا را مجزا و وابسته نگه داشتن

اگرچه ظهور چین انگیزه جدیدی را برای آمریکا جهت حفظ  تعامل نظامی خود در منطقه اضافه کرده است٬ اما هژمونی منطقه ای آمریکا به مدت طولانی بگونه ای ضروری برای حفظ صلح در آسیا توجیه شده است. دانش معمولی در میان کارشناسان مطالعات استراتژیک آنست که اولویت اولیه ژئوپولیتیک آمریکا در خدمت نگه داشتن «تعادل» در شرق آسیا با پوشش نظامیگری ژاپن٬ توازن قدرت چین و بازداری کره شمالی است. این یک علاقه خاصی در روابط واقع گرای بین المللی و شرح مطالعات استراتژیک امور منطقه ای آسیا و پاسیفیک برای برقراری ثبات و «تعادل قدرت» با توزیع قدرت غالب یا وضع موجودست؛ تفسیری که براحتی حمایت برای هژمونی آمریکا ترجمه میشود.۴۵

در واقع٬ دلایل استراتژیکی وجود دارد که چرا هژمونی آمریکا با ظهور یک آسیای باثبات و صلح آمیز ناسازگار است. همانگونه که مارک بیسون شرح میدهد٬ مشارکت استراتژیک آمریکا در منطقه «بصراخت برای تقسیم نگه داشتن شرق آسیا و گرایش امنیت پایدار بسوی واشنگتن طراحی شده است». بیسون به نقل از کارشناس روابط بین الملل٬ مایکل ماستاندونو٬ بر دلایلی شرح و تفصیل میکند که چرا مجزا نگه داشتن منطقه٬ یک عنصر کلیدی استراتژی کلی بزرگ آمریکا بوده است:

از آنجایی که آمریکا نمیخواهد در تشویق یک ائتلاف توازن علیه موقعیت تسلط خودش باشد٬ معلوم نیست که در تحلیل کامل اختلافات٬ برای مثال بگوئیم٬ مابین ژاپن و چین یا روسیه و چین دارای منافع استراتژیک است. سطح برخی تنش ها در میان این کشورها نیازهای فردی آنها را برای رابطه ویژه با آمریکا تقویت میکند.۴۶

سیستم نامتقارن٬ دو جانبه مرکز و پره چرخ ائتلاف آمریکا در آسیا دقیقا برای جلوگیری از ادغام منطقه ای و استقلال تأسیس شد. این ژئواستراتژی شاید بهتر توسط مشاور امنیت ملی سابق آمریکا زبیگنیو برژینسکی خلاصه شد که آنرا بعنوان نیاز «جهت جلوگیری از تبانی و حفظ وابستگی امنیتی در میان دست نشاندگان٬ برای نگهداری خراجگزاران دمدمی مزاج و حفاظت شده٬ و برای نگهداری وحشی ها از متحد شدن » بیان شده است.۴۷

محور آسیای اوباما این استراتژی را گسترش میدهد. قصد آمریکا با حضور مجدد نظامی و تقویت روابط اتحاد خود در آسیا٬ نه فقط برای محدود کردن رشد چین بلکه همچنین برای حنثی سازی هرگونه سازش با پکن است که منجر به ظهور یک گروه مستقل منطقه ای جدا از رهبری آمریکاست.۴۸

استثنایی ترین رابطه برای قرن ۲۱

 

scappaturapivot081

سخنرانی اوباما در پارلمان استرالیا در کانبرا٬ استرالیا٬ ۱۷ نوامبر ۲۰۱۱ . منبع: واشنگتن پست.

اوباما  با صحبت در پارلمان استرالیا٬ محور آسیا را رسما اعلام کرد که با تأئید تعهد پایدار استرالیا در ملحق شدن به تلاش آمریکا جهت تحدید/محاصره رشد چین در نظر گرفته شده است. آندرو دیویس و بنجامین شرر از مؤسسه سیاست استراتژیک استرالیا٬ یکی از کمیته های مشاورتی امنیتی نزدیک به تعیین کنندگان خط مشی سیاست دفاعی٬ در آن زمان نوشت که٬ «حضور نیروهای آمریکایی خیلی بیشتر از حضور فیزیکی آنها است. این درباره اعلام هدف استراتژیک ما در رقابت روبه رشد  بین چین و آمریکا در آسیا و پاسیفیک است».۴۹ سپس استیفن اسمیت وزیر دفاع استرالیا اعلام کرد که استرالیا لنگرگاه ژئوپولیتیک برای سیاست دفاعی آمریکا در آسیا و پاسیفیک و «لایه جنوبی» استراتژی آمریکا در منطقه است .۵۰

در واقع٬ تعهدد استرالیا به شرکت در حمایت از اهداف استراتژیک منطقه ای آمریکا یک سال قبل در ۲۵ مین سالگرد مذاکرات وزرای آمریکایی و استرالیایی(ای یو اس ام آی ان- اوزمین) در نوامبر ۲۰۱۰ تأئید شده است. آن زمان آمریکا و استرالیا گسترش همکاری عمده  نظامی از جمله تمرینات بیشتر نظامی٬ بازدیدهای بیشتر کشتی ها و ناوهای هواپیمابر آمریکایی٬ دسترسی بیشتر به تسهیلات دفاعی استرالیایی و موقعیت قبل از مبارزه تجهیزات و لوازم را اعلام کردند.۵۱

بطو قاطع٬ نیز اعلام شد که استرالیا مشارکت خود را در شبکه نظارت فضایی جهانی آمریکا با موافقت به نصب یک فضای سنسور(ضبط کننده) نظارتی در استرالیای غربی گسترش دهد. مهمترین عملکرد شبکه به غیر از تشخیص باقیمانده های فضایی٬ جهت مبارزه تهاجمی و دفاعی فضایی آمریکا است. این اعلام نشانه روشن حمایت استرالیا جهت تلاش برای تسلط نظامی آمریکا در فضا بود.۵۲

از زمان مشاوره وزارای آمریکایی و استرالیایی(اوزمین) در سال ۲۰۱۰ و اعلام اوباما در استقرار نیروهای آمریکایی در داروین در سال ۲۰۱۱ ٬ شماری از پیشرفتهای رو به افزایش نقش مهم استرالیا در استراتژی آمریکا برای نمایش قدرت و حفظ هژمونی منطقه ای نشان داده شده است.

scappaturapivot09

نمونه آمادگی گروه زمینی دریایی(ای آر جی) که آمریکا درنطر دارد در نزدیکی استرالیا نصب کند. منبع: روزنامه استرالیایی.

در ماه اوت ۲۰۱۲ ٬ گزارشی به وزارت دفاع آمریکا(دی او دی) جهت بررسی نیروی نظامی فعلی آمریکا در استقرار و بکارگیری طرحهایی جهت کاوش امکان نصب گروه  کشتی ها و ناوهای هواپیمابر آمریکایی(سی اس جی) به کشتی جنگی استرالیایی اچ ام ای اس استرلینگ در پرت (مرکز استرالیای غربی- م) و کشتی هواپیمابر شناسایی(آی اس آر)٬ اطلاعات٬ نظارت در جزایر کوکوس سفارش داده شد. ۵۳ اگرچه وزیر دفاع آنموقع استیفن اسمیت هر طرحی را برای استقرار نیروهای آمریکایی در پرت  تکذیب کرد٬ این پیشنهاد نشاندهنده «تغییر دنده» در بحث سیاست واشنگتن درباره استقرار نیروهای آمریکایی در استرالیاست.۵۴ اسمیت بعدا تأئید کرد که اجرای یک پایگاه هوایی نظامی مشترک در جزایر کوکوس٬ ازجمله برای پروازهای بدون سرنشین(پهباد)٬ یک گزینه طولانی مدت مورد بحث بود۵۵٬  طرحی نیز توسط اپوزیسیون لیبرال آنموقع تأئید شد.۵۶

آمریکا در اوت ۲۰۱۳ در یک حرکت برای تعمیق ابعاد استراتژیک نیروی تفنگدار واکنش سریع زمینی هوایی(ام ای جی تی اف) در داروین٬ طرحهایی را برای ایجاد پنجمین گروه زمینی دریایی(ای آر جی) جدید در پاسیفیک تا سال۲۰۱۸ آشکار ساخت.  در حالی که بعید بنظر میرسد این گروه دریایی جدید در داروین مستقر شود٬ به احتمال زیاد جهت آماده سازی نیروی واکنش سریع تفنگدار زمینی هوایی آمریکایی با «افزایش قدرت زمینی دریایی» یا ظرفیت بسرعت در حال گسترش و قدرت پروژه در اطراف چهار راه دریایی تنگه مالاکا٬ جنوب شرقی آسیا و بخش شرقی اقیانوس هند مستقر شوند.  آمریکا ممکنست بعنوان بخشی از گروه دریایی زمینی هوایی٬  کشتی های جنگی ساحلی را مستقر سازد.۵۷

بینش اصلی که آمریکا چگونه آینده اتحاد استرالیا و آمریکا  را پیش بینی میکند٬ در نوامبر ۲۰۱۳ با انتشار در دروازه هند و پاسیفیک ارائه شد:

استراتژی دفاع استرالیا و آینده اتحاد استرالیا و آمریکا٬ توسط کمیته های مشاورتی امنیتی آمریکا آماده شده است و به مقامات امنیت ملی آمریکا برای اطلاع رسانی و بحث جهت پیشبرد محور آمریکا به بهترین وجهی در منطقه ارائه گردیده است. ۵۸

بخش عمده گزارش  به پیمایش ظرفیت استرالیا برای کمک به آمریکا در جنگ با چین و قابلیت ها و ارتقاء مورد نیاز برای پاسخگویی به این تقاضا اختصاص یافته است. پایگاههای هوایی و دریایی استرالیا٬ فراتر از دامنه موشکهای چینی٬ بعنوان «مکان های شیرین» ژئوپولیتیک ایده آل برای پایگاه نیروهای آمریکایی تشخیص داده شده اند. با اذعان به شیفت اخیر در قدرت جهانی به منطقه «هند و پاسیفیک»٬ گزارش استرالیا را از نظر واردات ژئوپولیتیک بعنوان «نقل مکان از «دان آندر- استرالیا» به «بالای مرکز» مشخص میکند. مانند انگلستان در طول قرن بیستم٬ «روابط قوی آمریکا با استرالیا به منظور حفظ نفوذ آمریکا و دسترسی نظامی در سراسر هند و پاسیفیک است». به طور خلاصه٬ استرالیا «بطور فزاینده ای بوسیله سیاستگذاران در واشنگتن همچون قدرت یک « پل عظیم » حیاتی در آسیا مشاهده میشود. شاید گزارش از جمله به اغراق٬ « رابطه استرالیا و آمریکا را استثنایی ترین رابطه ویژه قرن بیست و یکم » پیش بینی کند.۵۹

اماکن پایگاه ها هستند

مقامات دولتی آمریکا و استرالیایی همچنان اصرار دارند که ۲۵۰۰ نیروی واکنش سریع تفنگدار دریایی زمینی در داروین نه فقط یک پایگاه برنامه ریزی آمریکا نیست بلکه «چرخش» نیروهای سازگار با استراتژی پنتاگون جهت پیدا کردن «اماکن نه پایگاهها» است. با این حال٬ فرق بین نیروهای چرخشی با غیر چرخشی در چشم بیننده است. همانگونه که دریا سالار جاناتان گرینیت٬ رئیس عملیات نیروی دریایی آمریکا٬ شرح میدهد:

نیروهای چرخشی از بنادر  آمریکا برای  مدت محدودی به تئاترهای خارج از کشور  اعزام میشوند٬  در حالی که نیروهای غیر چرخشی بطور دائم  در تئاترها نگهداری میشوند. نیروهای  غیرچرخشی میتوانند به پایگاهها فرستاده شوند٬ مانند اسپانیا و ژاپن٬ که کشتی ها بطورت دائم در خارج مستقر هستند و خدمه و فامیل آنها  در کشور میزبان زندگی میکنند. کشتی های ثابت اعزامی بطور دائم  از طریق بنادر خارج  اما توسط خدمه از آمریکا که بصورت چرخشی اعزام شده اند کار میکنند٬ مانند مورد کشتیهای های ال سی اس مستقر در سنگایور که چهار عددند و تا سال ۲۰۱۷ اعزام شده اند. کشتیهای عملیاتی٬ برعکس٬ بطور مدام در تئاترها و از چندین بندر و توسط دریانوردان غیرنظامی و یگان کوچک پرسنل نظامی که چرخشی هستند اداره میشود.۶۰

در حالی که عوامل تدارکاتی٬ مالی و سیاسی این گزینه ها را مشخص میکند٬ در عمل٬ فرق استراتژیک کمی بین نیروهای چرخشی پایدار و  پایگاههای سنتی وجود دارد. نیروهای تفنگدار واکنش سریع دریایی هوایی مستقر در داروین فقط بخشی نیز به همانصورت از قابلیت نیروی طرح ریزی آمریکایی است  که در دیگر نیروهای مستقر در پایگاههای خارجی هستند. همانگونه که دریا دار ساموئل جی  لاک لییر٬ فرمانده نیروی پاسیفیک آمریکا شرح میدهد:

یو اس پا کوم [ فرماندهی آمریکا در پاسیفیک] نیروهای مشترک مانند یک «نیزه» هستند. نیروهای بطور مداوم چرخشی و مستقر ما- نوک «نیزه»- نشان دهنده اعتبار بازدارندگی و نیروی «آماده بجنگ» مورد نیاز برای بحران فوری و پاسخگویی احتمالی هستند. پیگیری بر نیروهای قاره ای برای عملیات پایدار از «محور نیزه» لازم است.  تقویت این نیروها اساس مهم سرمایه گذاری و تحقیق و توسعه مورد نیاز جهت اطمینان از ادامه تسلط ما ست. ۶۱

استفاده از «پایگاه های عملیاتی» کوچکتر و انعطاف پذیر تر  یا «شناور»- در پیوستگی با استقرار جهانی هواپیماهای بدون سرنشین- در حال حاضر استراتژی مورد دلخواه پنتاگون برای نمایش قدرت در سراسر جهان است. هدایت استراتژیک وزارت دفاع آمریکا در ژانویه ۲۰۱۲ اشاره کرد که آمریکا بدنبال «توسعه نوآوری٬ کم هزینه و ردپای روش دستیابی به اهداف امنیت ما٬ تکیه بر تمرینات (نظامی – م)٬ حضور چرخشی٬ و قابلیت های مشاورتی است». ۶۲

طبق دیوید واین٬ کارشناس مستقل قبل از هرچیز بر استراتژی پایگاه های شناور٬ محور آسیای اوباما « نشان میدهد که شرق آسیا مرکز سرو صدای پایگاههای شناور و تحولات مرتبط خواهد شد». واین درون بینی دامنه خیره کننده این استراتژی را که استرالیا به آن تن داده٬ میسر ساخته است.

بر نامه ریزان [آمریکا] آینده مداخلات بی پایان در مقیاس کوچک را میبینند که در آن مجموعه ای بزرگ و از نظر ژئوپولیتیکی پراکنده از از پایگاهها همیشه برای دسترسی عملیات فوری آماده خواهند بود… بعبارت دیگر٬ مقامات پنتاگون خواب تقریبا بی حد و حصر انعطاف پذیری٬ توانایی واکنش با سرعت قابل توجهی به توسعه در هر نقطه در روی زمین٬ و در نتیجه٬ خواب چیزی نزدیک به  کنترل نظامی تمام  سیاره را میبینند. ۶۳

scappaturapivot1

نقشه اصلی «امکانات/تسهیلات مشترک آمریکا و استرالیا» و نیروی دفاعی استرالیا. منبع: ریچارد تانتیر(۲۰۱۲)٬ «تسهیلات/امکانات مشترک»٬ «مروری»٬ ص.۱۵

نیروی واکنش سریع تفنگدار دریایی زمینی در داروین یک شبکه اضافی است به شبکه های موجود پایگاههای آمریکایی در سراسر استرالیاست که برای دهه ها در استرالیا وجود داشته اند. اگر چه دولتهای پی در پی استرالیایی بطور مستمر اصرار داشته اند که استرالیا میزبان هیچیک از پایگاههای آمریکایی نیست٬ و فقط «تسهیلات مشترک» داریم٬‌ طبق گفته ریچارد تانتیر٬ یکی از کارشناسان مستقل قبل از هرچیز استرالیایی در پایگاهها٬ سطح همکاری در واقع «اساسا و ذاتا نامتقارن» است. در حالی که درجات متفاوتی از درگیر «مشترک» بودن در حضور نظامی و اطلاعاتی آمریکا در سراسر استرالیا وجود دارد٬ قطعا٬ تأسیسات مشترک نظامی پاین گپ در خارج از آلیس اسپرینگ و ایستگاه ارتباطات نیروی دریایی هارولد ایی هولت(شمال غرب کیپ) پایگاههای درجه اول آمریکایی با حد اقل نقش برای استرالیا ست. ۶۴

اهمیت خاص پایگاهها شاید کم مهمتر از افزایش کل در همکاری نظامی و اطلاعاتی در طول دهه گذشته٬ ازجمله اعلام «امکانات مشترک» جدید یا افزایش دسترسی آمریکا به تأسیسات موجود در استرالیا باشد. همراه با ادغام عمیق نیروی دفاعی استرالیا(ای دی اف) با نیروهای مسلح آمریکا و تغییر سیاست انجام گرفته در سطح استراتژیک٬ نتیجه٬ طبق گفته تانتیر٬ « بخوبی ممکنست٬ از نقطه نظر چینی٬ آن باشد که استرالیا خیلی زیاد میزبان پایگاههای آمریکایی نیست٬ بلکه با حق خود تبدیل به  یک پایگاه واقعی برای آمریکا میشود.۶۵

استرالیا شهادت را ریسک میکند

افشاگری ادوارد اسنودن کارمند خبر چین آژانس امنیت ملی آمریکا نور تازه ای بر ادغام عمیق استرالیا با استراتژی نظامی جهانی و منطقه ای آمریکا فکند.

علاوه بر افشاگریها درباره مسئولیت جمع آوری اطلاعاتی گسترده استرالیا در رد گیری تماسهای تلفنی و داده ها در سراسر آسیا بعنوان بخشی از شبکه جهانی جاسوسی برهبری آمریکا٬ ۶۶ همچنین میزان مشارکت مستقیم استرالیا در عملیات نظامی جهانی آمریکا که از طریق تسهیلات دفاعی پاین گپ رهبری٬ و  توسط آژانس امنیت ملی و سازمان جاسوسی مرکزی آمریکا (سیا) همراه با اداره سیگنال استرالیا(ای اس دی) بکار گرفته شده آشکار گردید.

این تأسیسات در حملات غیرقانونی تروریستی هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی در افغانستان و عراق با ردیابی دقیق جغرافیایی محل مظنونان مورد هدف و ارسال آن اطلاعات به ارتش آمریکا نقش مهمی بازی کرده است. این تسهیلات چنان در طول ده سال گذشته و بویژه سه سال گذشته٬ برای آمریکایی ها مهم شده٬ که طبق گفته یک مقام اطلاعاتی استرالیایی «آمریکا بدون دخالت مستقیم پاین گپ هرگز در هیچ جنگ دیگری در نیمکره شرقی درگیر نخواهد شد».۶۷

scappaturapivot002

تسهیلات دفاعی مشترک پاین گپ. منبع: ویکی پیدیا

تسهیلات مشترک استرالیا و آمریکا بمدت طولانی بخش جدا ناپذیری از هر عملیات بالقوه آمریکا در آسیا و پاسیفیک بوده است و در نتیجه مدتهاست که آنها(تسهیلات-م) اهداف دشمنان آمریکا هستند. ۶۸ بعلاوه٬ همانگونه که دیویس و شرر از مؤسسه سیاست استراتژیک استرالیا روشن ساختند٬ افزایش حضور نیروی دریایی آمریکا در استرالیا بعنوان بخشی از استراتژی محور اواباما امکان دخالت مستقیم و مشخص استرالیا را در محاصره چین اضافه میکند:

چنانچه آمریکا بخواهد محاصره دور علیه چین را در تنگه های مالاکا یا لومباک … تحمیل کند٬ دارایی نیروی دریایی مستقر [آمریکا] در استرالیا٬ بویژه در شمال قاره٬ میتواند نزدیک خطوط دریایی از طریق مجمع الجزیر اندونزی و در جنوب غربی پاسیفیک باشد٬ که بویژه مورد توجه است. ۶۹

دروازه ورود به هند و پاسیفیک جزئیات بیشتری در مورد چکونگی امکان شرکت استرالیا در محاصره چین برهبری آمریکا ارائه میدهد. در صورت رقابت برای کنترل تنگه های اندونزی٬ گزارش امکان اعمال «کنترل نقطه مسدود کننده » توسط نیروی دفاعی استرالیا با حفظ نظارت مستمر از طریق هواپیما و کشتی ها را خاطر نشان میکند؛ کشتیهای سطحی و زیر دریایی چین که تلاش محاصره نیروهای متحد را تهدید کند با نیروی دریایی سلطنتی استرالیا(آر ای ان) زیردریایی یا هواپیماهای دور برد خود متوقف میکند؛ و دوستانه کشتی ها را از طریق نقاط مسدود دریایی اسکورت میکند٬ اگر اندونزی رضایت دهد٬ استقرار نیروهای زمینی مجهز به موشکهای ضد کشتی و ضد هوایی در بالا و پائین لبه قاره مجمع الجزایر اندونزی به گسترش قدرت شلیک ساحلی بسرعت اضافه میشود. ۷۰

در سناریوی دیگر که توسط گزارش پیش بینی شده است٬ یک «تقسیم کار» بین آمریکا و استرالیا بوجود خواهد آمد که بموجب آن نیروهای آمریکا در مرکز پاسیفیک غربی مستقر خواهد شد در حالی که استرالیا «سطحی با نیروهای آمریکا در جنوب غربی پاسیفیک٬ یک محاصره دور را با جور کردن شرکاء و متحدان منطقه ای هماهنگ میکند٬ و با استفاده از نیروهای دریایی و هوایی خود حمل و نقل کشتی تجاری برای چین را محدود میکند.۷۱

اگر احتمال یک جنگ قدرت عمده که در حال حاضر کوچک است تحقق یابد٬ یک امکان باقی میماند٬ و واقعیت این است که بنظر میرسد کانبرا (پایتخت استرالیا- م)حتی برای چنین سناریویی آماده است  و فکر آنرا در نظر دارد. در یک فصل مخفی از جزئیات سند دفاعی  دولت کیون راد(نخست وزیر سابق حزب کارگر- م) در سال ۲۰۰۹ برای جنگ با چین با استفاده از زیردریایی های نیروی دریایی استرالیا جهت کمک به محاصره مسیرهای کلیدی تجارت استفاده شود٬ چشم انداز شلیک موشک از طرف  چین در اقدامی تلافی جویانه به اهداف در استرالیا بالا رفت.۷۲

حتی در نبود فصل مخفی٬ مطالب سند دفاعی سال ۲۰۰۹  در ارتباط با رشد چین بشدت تهاجمی بود. در حالی که زبان سند دفاعی سال ۲۰۱۳ در لحن و رویکرد آشتی جویانه تر بود٬ مفسران استراتژیک بیشماری اشاره کرده اند که در واقع  در ماهیت ارزیابی استراتژیک از سند قبلی تغییر خیلی کمی صورت گرفته است٬ و رشد قدرت نظامی چین بطور ضمنی بعنوان یک نگرانی عمده درنظرشناخته شده است. ۷۳

جای تعجب نیست٬ هر دو سند دفاعی سال ۲۰۰۹ و استقرار پرسنل نظامی آمریکایی در داروین باعث تحریک پاسخ خشمگین از طرف چین شد. از طریق روزنامه مردم پیامی به استرالیا فرستاده شد٬ چین اخطار کرد که استقرار نیروهای آمریکایی در داروین یک «حرکت غیر دوستانه» بود و در صورت احتمال درگیری بین دو ابر قدرت «خود استرالیا در مسیر آتش جنگ گرفتار خواهد شد».۷۴  یک محقق ارتش آزادیبخش خلق چین نیز استرالیا را بعلت استفاده شدن بعنوان« سرباز پیاده» دولت آمریکا جهت محاصره چین سرزنش کرد.۷۵ یکی از افسران بسیار ارشد نظامی استرالیا هشدار داده است که در صورت جنگ بین چین و آمریکا٬استرالیا در خطر «شهادت» قرار میگیرد.۷۶

به چالش کشیدن اتحاد آمریکا و استرالیا

در استرالیا محور آسیا باعث برانگیختن تعدادی پاسخ انتقادی از طرف چهره های ملی شده است. رادیکالترین آنها پیشنهادات معاون وزیر دفاع سابق٬ هیو وایت٬ و نخست وزیر سابق(لیبرال – م) استرالیا مالکام فریزر بوده است. در طول دو دهه گذشته٬ وایت بارها درباره خطر ادامه وضع موجود منطقه ای هشدار داده است٬ استدلال کرده که این بنفع منافع استرالیاست که آمریکا از برتری ژئوپولیتیک در منطقه چشم پوشی نماید و کانبرا نیز واشنگتن را در این زمینه تشویق نماید که چنین کاری را انجام دهد.۷۷

فریزر فراتر رفت. او اولین رهبر دولتی سابق یا فعلی است که پیشنهاد میکند استرالیا اتحاد خود را با واشنگتن بشکند. در کتاب تازه منتشر شده٬ متفقین خطرناک٬ او اصرار میورزد که کانبرا خواهان آن شود که نیروهای تفنگداران زمینی دریایی واکنش سریع آمریکایی در داروین در ظرف یکسال کشور را ترک کنند و تسهیلات دفاعی پاین گپ در میان دیگر اقدامات طراحی شده برای استرالیا در ظرف چهار تا پنج سال بسته شود تا استرالیا از وابستگی استراتژیک به آمریکا رها گردد.۷۸

علیرغم نقد چند چهره برجسته٬ نخبگان سیاسی٬ رسانه ای و دانشگاهی٬ بشدت پشتیبان افزایش روابط استرالیا و آمریکا بوده و وضع موجود را یا نادیده گرفته یا هرگونه چالشی را محکوم کرده اند. پیشنهاد فریزر مبنی بر پایان دادن به اتحاد با آمریکا بطور قابل ملاحظه ای توجه کمی برانگیخته ۷۹ در حالی که رساله وایت بصورتی پایدار از طرف رهبران سیاسی کنونی استرالیا رد شده است٬ ۸۳ شماری از رهبران کلیدی کسب و کار علنا نگرانی خود را از روابط رو به افزایش استراتژیک آمریکا و استرالیا آشکار کرده اند.

scappaturapivot3

سخنرانی اوباما در شام پارلمانی در پارلمان کانبرا. جامعه کسب و کار استرالیایی بویژه غایب بود. منبع: واشنگتن پست.

صحبت عجیب و غریب و بی پرده معدن دار استرالیا٬ کلایو پالمر٬ بصورت عمومی تصمیم اسکان نیروهای آمریکایی در داروین را همچون «فرو کردن انگشت در چشم» چین محکوم کرد.۸۴ اضافه بر این٬ رئسای معادن بزرگ بی اچ پی بیلیتون٬ چهار بانگ عظیم و شرکتهای هواپیمایی در سخنرانی اوباما در سال ۲۰۱۱ در پارلمان در کانبرا و همچنین بعد در ضیافت شامی که به افتخار او برگزار شد شرکت نکردند. غیبت آنها در مجله نقد و بررسی مالی استرالیا٬ «اعتراض صریح به اولویت کسب و کار رهبران استرالیا» گزارش کرد٬ بویژه در تقابل با ورود معاون رئیس جمهور چین بود  که سال گذشته «جامعه کسب و کار را با خود آورد» و در حالی که اکثر رئسای شرکتهای بزرگ غیبت خود را بعلت برنامه های مشغولی توجیه کردند٬ مدیر  عامل آهن بی سی٬ مایک یانگ٬ صریح و روشن چرایی علت غیبت خود را اعلام کرد: «شرکتهای بزرگ استرالیا معتقدند که اقتصاد ما اساسا با چین گره خورده است٬ نه با آمریکا».۸۵

شکاف بین دولت و بخشی از شرکتهای بزرگ یکسال بعد بیشتر مشخص شد وقتیکه رئیس آینده وزارت دفاع استرالیا٬ دنیس ریچاردسون٬ عبوسانه اظهار نظر دو نفر از  قدرتمندترین سرمایه داران استرالیایی٬ کری استوکس و جیمز پکیر را رد کرد. دو میلیاردر که منافع بسیار زیادی با چین دارند هرکدام ازسیاست دولت با چین و ترتیبات امنیتی با آمریکا انتقاد کردند. استوکس بویژه٬ گزارش شد که٬«از لحاظ فیزیکی با حضور پرسنل نظامی آمریکا در خاک استرالیا که تحت فرمان استرالیا نباشد مخالف بود». ریچاردسون به صراحت دو سرمایه دار را متهم ساخت که منافع تجاری خود جلوتر از منافع استرالیا در کل قرار داده اند.۸۶

اگرچه برخی از شرکتهای بزرگ استرالیا بوضوح هشدار میدهند که روابط استراتژیک با آمریکا ممکنست منافع تجاری آنها را در خطر بیندازد٬ به نفوذ اقتصادی چین بر استرالیا نباید اغراق شود. در حالیکه چین بزرگترین شریک تجاری دوطرفه استرالیا در کالا و خدمات است٬ تااندازه ای رابطه اقتصادی یک بعدی است. صادرات به چین اغلب شامل اجناس مناسب و واردات کالاهای مصرفی ارزان تولید شده است. این واقعیت٬ همراه با ماهیت پویای بازار بین المللی کالاها٬ بدین معنی است که در عمل ظرفیت چین برای مجازات استرالیا از لحاظ اقتصادی «تقریبا وجود ندارد».۸۷ رابطه اقتصادی با آمریکا٬ از طرف دیگر٬ هر دو قوی و متنوع است. آمریکا بزرگترین شریک تجاری دوطرفه با استرالیا و سومین رتبه شریک تجاری دوطرفه است٬ که شامل تولیدات ماهر باقی میماند.

در سطح عمومی٬ بررسی های ملی پشتیبانی قوی و ماندگار و احتمالا «تسهیلات مشترک» گوناگون را برای اتحاد آمریکا و استرالیا نشان میدهد. ۸۸ علیرغم این پشتیبانی٬ دلیل خوبی جهت سئوال براین فرض مشترک٬ در گفته نخست وزیر سابق استرالیا کوین راد وجود دارد که٬ اتحاد استرالیا و آمریکا خیلی «عمیق در ذهن و قلب مردم استرالیا ریشه دوانده» تا به چالش کشیده شود.۹۰ این نیز بسیار محتمل است که بسیاری از استرالیایی ها این واقعیت را نمیدانند که این پیمان تضمینی برای آمریکا ندارد که در صورت وقوع حمله ای بکمک استرالیا بیاید اما صرفا تعهدی برای هر دولت به «مشورت» و اقدام «طبق روند قانون اساسی است». ۹۱

scappaturapivot14

برداشت مردم استرالیا از چین بعنوان یک تهدید نظامی. منبع: مؤسسه نظرسنجی لووی٬ ۲۰۱۴

با وجود جهل گسترده در باره آنچه که مسلما هسته اصلی اتحاد آمریکا و استرالیاست٬ فضای زیادی برای تفسیر در نظرسنجی های ملی وجود دارد که بظاهر پشتیبانی قوی برای آن را نشان میدهد. اگرچه مقامات استرالیایی بطور مداوم به سطح بالایی برای پشتیبانی مردم  از اتحاد استناد میکنند٬ آنها همواره از ذکر همان نظرسنجی که نشان میدهد اکثر استرالیایی ها علاقمند و خواهان یک سیاست خارجی مستقل تر از آمریکا هستند نیز اغلب بی توجه اند. کلید تصمیمات سیاست خارجی گرفته شده طبق تعهدات اتحاد استرالیا یا جهت تقویت اتحاد٬ همانگونه که در جنگهای اخیر در افغانستان و عراق و توافقنامه تجارت آزاد بین استرالیا و آمریکا (اوزفتا) در سال ۲۰۰۴ ٬ همه بشدت منفور بوده اند.

علیرغم تعهدات خود٬ ۷۶ درصد از مردم معتقدند که استرالیا باید فقط زمان حامی اقدامات نظامی آمریکا باشد  چانچه توسط سازمان ملل اجازه داده شده باشد و کمتر از نصف (۴۸ درصد) مردم معتقدند که استرالیا باید در جنگهای جدید در خاورمیانه شرکت کند. در حالی که اکثریت (۶۱ درصد) مردم استرالیا موافق پایگاههای نیروی های آمریکایی در استرالیا هستند٬ ۹۲ فقط ۳۸ درصد معتقدند که استرالیا باید از اقدامات نظامی آمریکا در درگیریهای آسیا٬ برای مثال٬ بین چین و ژاپن حمایت کند.۹۳ چنانچه پیامدهای کامل از پایگاهها بطور گسترده قابل درک بود٬ از جمله این واقعیت که آنها میتوانند در صورت وقوع هر جنگ آمریکا با چین گرفتاری برای استرالیا دارد٬ یک کاهش قابل توجهی در پشتیبانی قابل تصور است.

سطح بالای حمایت برای اتحاد- اکثرا در نظر سنجی بعنوان یک رابطه «امنیتی» یا «دفاعی» نشان داده میشود که به«ضمانت»  امنیت استرالیا کمک میکند – باحتمال زیاد  در بخش بزرگی از حس عمیق و مداوم ناامنی ملی کنونی در بسیاری از مردم آمده است. این که آیا این ظهور چین٬ اندونزی یا یک ترس غیر منطقی که بوسیله سیل «پناهندگان» باشد٬ استرالیایی ها  در کل ناامن باقی میمانند.

طبق متخصصین سیاست خارجی و دفاعی چین روبرت اس. روس در واقع استرالیا٬ همراه با زلاند نو٬ در مقایسه با هر کشور دیگری در آسیای شرقی٬ «با کمترین چالش استراتژیک از ظهور چین» روبرو هستند. چین علیرغم نوساز کردن ارتش خود٬ «سطح ناوگان دریایی٬ از جمله ناوهای هواپیمابر او٬ نمیتواند با بسیاری از نیروی هوایی منطقه رقابت کند… خیلی کمتر عملیات پیشرفته در آبهای استرالیا انجام دهد». بعلاوه٬ «هواپیماها و موشکهای متعارف پیشرفته چین نمیتواند به استرالیا برسند». ۹۴

پل دیب٬ برجسته ترین کارشناس مطالعات دفاع و استراتژیک استرالیا٬ بطور گسترده با این ارزیابی موافق است. دیب اگرچه خیلی زیاد معتقد به اتحاد با آمریکاست٬ تفسیر جنجالی از قدرت نظامی رو به رشد چین را رد میکند٬ نیروی دریایی چین را بعنوان یک «ببر کاغذی» توصیف میکند و به استرالیا هشدار میدهد که «خودمان را با زدن بر طبل ترس تهدید استرالیا تا مرگ نترسانیم و سیاست دفاعی خود را بر مبنای این احتمال که ما مورد حمله چین قرار میگیریم» نگذاریم.۹۵

قابلیت های نظامی به کنار٬ چین هیچ علاقه قابل تصوری برای درگیر شدن در یک جنگ با استرالیا ندارد ٬ استرالیا هیچ چیز مهم استراتژیک برای چین ندارد٬ تنها از خطوط ارتباطات دریایی او دور بمانیم. بنابراین٬ جیمز اینگرام سفیر سابق استرالیا نتیجه گبری میکند٬ «هیچ دلیلی وجود ندارد که چرا چین میخواهد به استرالیا حمله کند مگر اینکه استرالیا بدلیل اتحاد با آمریکا خودش را با چین در جنگ نظامی درگیر سازد.۹۶

علیرغم این واقعیت٬ ۴۸ درصد استرالیایی ها در سال ۲۰۱۴ با اعتقاد اصرار داشتند که باحتمال زیاد چین در ۲۰ سال آینده تبدیل به تهدیدی نظامی برای استرالیا میشود.۹۷ استرالیا در کل یک نظر اغراق آمیز از قدرت اقتصادی چین دارد و یکی از تعداد قلیل کشورهای آسیا و پاسیفیک است که اکثریت معتقدند که چین در نهایت جایگزین آمریکا بعنوان ابرقدرت پیشرو جهان میشود٬ ۶۷ درصد در سال ۲۰۱۳ این دیدگاه را داشتند.۹۸

scappaturapivot15

هزینه دفاع در صنایع دریایی جنوب شرقی استرالیا. منبع: مؤسسه بین المللی مطالعات استراتژیک(آی آی اس اس)٬ توازن نظامی سال ۲۰۱۴

 

بطور مشابهی ترس بی پایه ای درباره ظهور اندونزی وجود دارد با ۵۴ درصد از استرالیایی ها نگرانند که اندونزی بعنوان یک تهدید نظامی ظهور خواهد کرد.۹۹ در واقع٬ هزینه های دفاعی استرالیا سه برابر بزرگتر از مخارج اندونزی است و نیروی دفاع استرالیا اکنون٬ و در آینده قابل پیش بینی٬ باحتمال زیاد برتری نظامی و دریایی خود را برنیروهای مسلح ملی اندونزی(تی ان آی) اندونزی حفظ کند که همچنان بعلت کمبود عرضه قابلیت قدرت قابل توجه است. ۱۰۰

بطور روشن شکافی بین چگونگی تجسم مردم و مقامات استرالیا از اتحاد وجود دارد. همانگونه که اشاره شد کارشناس مطالعات استراتژیک و دفاع دسموند بال اظهار کرد٬«تفاوت های قابل تجهی بین مواضع بیان شده در بیانیه های سیاست رسمی و افکار عمومی وجود دارد. در محافل نخبگان٬ از سالهای ۱۹۸۰ ٬  جنبه های مهم اتحاد ترجیحا دسترسی به فن آوری دفاعی آمریکا… همکاری اطلاعاتی و مبادله ترتیبات؛ و دسترسی به شوراهای ارشد استراتژیک در واشنگتن » بدست آمده از میزبانی پایگاههای مهم آمریکا یا تسهیلات مشترک بوده است. «بعبارت دیگر٬ رسانه ها و عموم مردم به مشاهده اهمیت اتحاد خیلی زیاد از لحاظ سنتی تمایل دارد – که آنست٬ آیا آمریکا در صورت وقوع حمله به استرالیا تضمین امنیتی ارائه میدهد یا نه».۱۰۱

بعبارت دیگر٬ در حالی تصور گسترده عموم از اتحاد همچون ابزاری جهت تضمین امنیت استرالیاست٬ در محافل نخبگان در درجه اول درباره تأمین امنیت وضعیت استرالیا بعنوان یک «قدرت متوسط» و یک «قدرت آسیا پاسیفیک» با تقویت دفاع داخلی و دارایی اطلاعاتی و ارائه دسترسی و نفوذ بر واشنگتن است. ۱۰۲

ظاهرا٬ در اثر این «نیروی چند برابر» اتحاد کمک میشود تا زیربنای توانایی استرالیا بطور مستقل از خود دفاع کند. با این حال با توجه به اینکه استرالیا دارای یکی از ملایم ترین محیط های استراتژیک در جهان است تهدیدات امنیتی نمیتواند توضیح کافی برای حمایت نخبگان از اتحاد تلقی شود.  «از سالهای ۱۹۷۰ »٬ بال مینویسد٬ «ارزیابی رسمی تصریح کرده اند که استرالیا با هیچ تهدید قابل پیش بینی روبرو نیست٬ و سناریوی تهدید هیچ نقشی در توسعه قابلیت دفاعی استرالیا بازی نکرده است». بنابراین٬ بال نتیجه گیری میکند٬ «خاصیت حیاتی اتحاد «تهدید امنیتی» بوده است». ۱۰۳

ترس امنیتی استرالیا بازتاب ترس تاریخی و فرهنگی نهادینه شده در آسیا و اعتقاد همراه با آنست که وابستگی به یک «دوست بزرگ و قدرتمند» برای دفاع از کشور اساسی است.۱۰۴ برای پرداختن به این ترس غیرمنطقی که استرالیا را به آمریکا وابسته نگه میدارد و برای از بین بردن شکاف بین  چگونگی درک مردم از اتحاد و چگونگی تفسیر و انجام آن بوسیله رهبران سیاسی استرالیا به چالش کشیدن مردم استرالیا در سطح مشارکت در محور آسیا و بدترین جنبه هایی که اتحاد استرالیا و آمریکا را معمولا بیشتر تضمین میکند بنیادین است.

وینس اسکاپاچورا٬۱  در حال تحقیق در روابط استرالیا و آمریکا بعنوان کاندید دکترا در دانشگاه دیکین٬ ملبورن است. با او میتوان با ایمیل زیر:

vsc@deakin.edu.au

تماس گرفت.

منابع:                                                                                                                                                                       Notes

1 The author gratefully acknowledges the many helpful comments and suggestions on draft versions of this article by Mark Selden. Of course, all errors are my own.

2 (2012), ‘Remarks by President Obama to the Australian Parliament’, Parliament House, Canberra, Australia, 17 November.

3 Hillary Clinton (2011), ‘America’s Pacific Century’, Foreign Policy, 11 October.

4 For the latest developments on the Pivot see S.D. Muni and Vivek Chadha, eds, Asian Strategic Review 2014: US Pivot and Asian Security, New Delhi: Pentagon Press.

5 Arvind Gupta (2014), ‘Forward’, in Muni and Chadha, eds, p. vii.

6 Zachary Keck (2014), ‘Can the US Afford the Asia Pivot?’, The Diplomat, 5 March.

7 (2014), Statement of Admiral Jonathan Greenert, US Navy Chief of Operations, 2014 Report to the Senate Armed Services Committee, 27 March, pp. 1-3, 20.

8 United States Senate (2013), ‘Inquiry Into US Costs and Allied Contributions to Support the US Military Presence Overseas’, Report of the Committee on Armed Services, 15 April, p. 58.

9 Wyatt Olson (2014), ‘Deal likely to bring more US military assets to Australia’, Stars and Stripes, 20 June 2014.

10 Chuck Hagel (2013), ‘The US Approach to Regional Security’, speech to the Shangri-La Dialogue, 1 June.

11 John Reed (2013), ‘US Deploying Jets Around Asia to Keep China Surrounded’, Foreign Policy, 29 July.

12 (2014), ‘US, Philippines Sign Military Deal to Counter Chinese Aggression’, The Australian, 28 April.

13 Andrew Yeo (2013), ‘A Base for (In)Security? The Jeju Naval Base and Competing Visions of Peace on the Korean Peninsula’, in Daniel Broudy, Peter Simpson and Makoto Arakaki, eds, Under Occupation: Resistance and Struggle in a Militarised Asia-Pacific, Newcastle: Cambridge Scholars Publishing, p. 228.

14 Leevin T. Camacho (2013), ‘Poison In Our Waters: A Brief Overview of the Proposed Militarisation of Guam and the Commonwealth of the Northern Mariana Islands’, The Asia Pacific Journal, vol. 11, Issue 51, No. 1, 23 December.

15 Zachary Keck (2014), ‘East Asia Imports Surged by 25% in 2013’, The Diplomat, 21 March.

16 Linda Sieg and Kiyoshi Takenaka (2014), ‘Japan Takes Historic Step From Post-War Pacifism, Oks Fighting for Allies’, Reuters, 1 July.

17 Justin Logan (2013), ‘China, America and the Pivot to Asia’, CATO Institute, Policy Analysis No. 717, p. 10.

18 Brendan Nicholsan (2012), ‘US Seeks Deeper Military Ties’, 28 March The Australian.

19 Gordon Arthur (2012), ‘US Marine Deployment in Darwin – “Bordering on the Remarkable!”’, Asia Pacific Defence Reporter, 31 October

20 (2014), Chapter Two: Comparative Defence Statistics, The Military Balance, International Institute for Strategic Studies.

21 Hans M Kristensen, Robert S Norris, Matthew G McKinzie (2006), ‘Chinese Nuclear Forces and US Nuclear War Planning’, produced by the Federation of American Scientists and the Natural Resources Defence Council, November, p. 2.

22 Jon B Wolfsthal, Jeffrey Lewis, Marc Quint (2014), ‘The Trillion Dollar Nuclear Triad: US Strategic Nuclear Modernisation Over the Next Thirty Years’, James Martin Centre for Nonproliferation Studies.

23 David Vine (2012), ‘The Lily-Pad Strategy: How the Pentagon is Quietly Transforming its Overseas Base Empire and Creating a Dangerous New Way of War’, Tom Dispatch, 15 July; Nick Turse (2014), ‘The Special Ops Surge: America’s Secret War in 134 CountriesTom Dispatch, 16 January.

24 Michael Beckley (2011/12), ‘China’s Century? Why America’s Edge will Endure’, International Security, vol. 36, no. 3, pp. 41-78.

25 Joshua R Itzkowitz Shifrinson and Michael Beckley (2012/13), ‘Correspondence; Debating China’s Rise and US Decline’, International Security, vol. 77, no. 3, p. 178.

26 Beckley, pp. 63-73.

27 Leo Panitch and Sam Gindin (2012), ‘The Making of Global Capitalism: The Political Economy of American Empire’, London: Verso, p. 298.

28 Chengxin Pan (2009), ‘What is Chinese About Chinese Business? Locating the ‘Rise of China’ in Global Production Networks’, Journal of Contemporary Asia, vol. 18, no. 58, pp. 15-20.

29 Panitch and Gindin, p. 289.

30 Benjamin H. Friedman and Justin Logan (2012), ‘Why the US Military Budget is “Foolish and Sustainable”’, Orbis, vol. 56, no. 2, p. 179.

31 John Frewen (2010), ‘Harmonious Ocean? Chinese Aircraft Carriers and the Australia-US Alliance’, Joint Force Quarterly, Issue 59, 4th quarter, p. 69.

32 Andrew Davies and Benjamin Schreer (2011), ‘Whither US forces? US Military Presence in the Asia-Pacific and the Implications for Australia’, Australian Strategic Policy Institute, 8 September, p. 4.

33 Justin Kelly (2012), ‘Fighting China: AirSea battle and Australia’, Australian Army Journal, vol. 9, no. 3, pp. 157.

34 Sugio Takahashi (2014), ‘New QDR, New NDPG, and New Defence Guidelines’, The Association of Japanese Institutes of Strategic Studies (AJISS) Commentary, no. 198, 15 May.

35Defence White Paper (2013), Commonwealth of Australia, p. 29.

36 Andrew Davies and Mark Thompson (2010), ‘Known Unknowns: Uncertainty About the Future of the Asia-Pacific’,  Australian Strategic Policy Institute, issue 35, p. 10.

37 Craig A Snyder (2012), ‘Security in the South China Sea’, Corbett Paper No. 3, Corbett Centre for Maritime Policy Studies, London; Mark J Valencia (2010), ‘The South China Sea: Back to the Future?’ Global Asia, vol. 5, no. 4, p. 10.

38 Every joint communique issued at the Australia-US Ministerial Consultations (AUSMIN) since 2010 has reiterated the ‘importance of peace and stability, respect for international law, unimpeded lawful commerce, and freedom of navigation in the East and South China Sea’. Australia-United States Ministerial Consultations, Department of Foreign Affairs and Trade.

39 Ralf Emmers (2013), ‘The US Rebalancing Strategy: Impact on the South China Sea’ in Leszek Buszynski and Christopher Roberts, eds,The South China Sea and Australia’s Regional Security Environment, National Security College Occasional Paper, no. 5, September, p. 41-2.

40 Gareth Evans (2013), ‘The South China Sea and Australia’s Regional Security Environment’, speech to the launch of the Australian National University’s National Security College Occasional Paper No 5, 2 October, p. 2.

41 Mark J Valencia (2010), ‘The South China Sea: Back to the Future?’; (2011), ‘Foreign Military in Asian EEZs: Conflict Ahead?’, The National Bureau of Asian Research, Special Report No. 27.

42 Leszek Buszynski (2012), ‘The South China Sea: Oil, Maritime Claims, and US-China Strategic Rivalry“, The Washington Quarterly, vol. 35, no. 2, p. 144; (2012), ‘Chinese Naval Strategy, the United States, ASEAN and the South China Sea’, Security Challenges, vol. 8, no. 2, pp. 19-32. Ross makes a similar point when he argues that the threat posed to Chinese security by an aggressive US interventionist policy on China’s periphery has provoked a hawkish response from Beijing. Robert S Ross (2012), ‘The Problem With the Pivot: Obama’s New Asia Policy Is Unnecessary and Counterproductive’, Foreign Affairs, November/December.

43 Gavan McCormack (2012), ‘Troubled Seas: Japan’s Pacific and East China Sea Domains (and Claims)’, TheAsia-Pacific Journal, vol. 10, issue 36, no. 4.

44 Geoff Dyer (2014), ‘Barack Obama Says Disputed Islands Covered by Japan Pact’, Financial Times, 23 April.

45 Robert Ayson (2005), ‘Regional Stability in the Asia-Pacific: Towards a Conceptual Understanding’ Asian Security, vol. 1, no. 2, pp.  196-198.

46 Mark Beeson (2009), ‘The United States and East Asia: The decline of long-distance leadership?’, The Asia-Pacific Journal, 43-1-09. McCormack makes a similar point with respect to the normalisation of differences between Japan and South Korea and North and South Korea. If ‘peace broke out in East Asia’, McCormack writes, ‘the justification for the sprawling US military base presence in South Korea and Japan would disappear’. Gavan McCormack (2004), Target North Korea: Pushing North Korea to the Brink of Nuclear Catastrophe, Sydney: Random House Australia, pp. 144-5.

47 Quoted in Chengxin Pan (2014), ‘The “Indo-Pacific” and Geopolitical Anxieties About China’s Rise in the Asian Regional Order’, Australian Journal of International Affairs, vol. 68, no. 4, p. 458.

48 Pan. Also see Jae Jeok Park (2011), ‘The US-led Alliances in the Asia-Pacific: Hedge Against Potential Threats or an Undesirable Multilateral Security Order?’, The Pacific Review, vol. 24, no. 2, pp. 137-158.

49 Davies and Schreer, p. 1.

50 Eddie Walsh (2011), ‘America’s Southern Anchor?’ The Diplomat, 25 August.

51 Brendan Nicholsan (2010), ‘US Forces Get Nod To Share Our Bases’, The Australian, 6 November.

52 Richard Tanter (2012), ‘After Obama – The New Joint Facilities’, Nautilis Institute for Security and Sustainability, 18 April, pp. 12-15.

53 (2012) ‘US Force Posture Strategy in the Asia Pacific Region: An Independent Assessment’, Centre for Strategic and International Studies, August, pp. 74-5.

54 Richard Tanter (2012), ‘Memo Stephen Smith: there are US bases in Australia and they are expanding’, The Conversation.

55 Gemma Daley and Marcus Priest (2012), ‘Smith Confirms Cocos As US Base Option’, Australian Financial Review, 28 March.

56 (2012), ‘Coalition Backs US Drone Base On Cocos Islands’, ABC, 29 March.

57 Cameron Stewart (2013), ‘US Boosts Regional Military Footprint’, The Australian, 23 August; James Brown (2013), ‘US Reveals New Darwin Marines Move’, The Interpreter, Lowy Institute for International Policy, 23 August.

58 Jim Thomas, Zack Cooper, Iskander Rehman (2013), ‘Gateway to the Indo-Pacific: Australian Defence Strategy and the Future of the Australia-US Alliance’Centre for Strategic and Budgetary Assessments, November.

59 Thomas et. al, pp. 1 and 6.

60 2014 Report to the Senate Armed Services Committee, p. 21.

61 (2014), Statement of Admiral Samuel J Locklear, US Commander of Pacific Command, 2014 Report to the Senate Armed Services Committee, 25 March, pp. 17-18.

62 Ely Ratner  (2013), ‘Resident Power: Building a Politically Sustainable US Military Presence in Southeast Asia and Australia’, Centre for a New American Security, October, p. 15.

63 Vine. Also see Jonathan Bogais (2014), ‘Asia-Pacific Focus Will Revitalise US Hegemony, But At What Price?’, The Conversation, 4 March.

64 Richard Tanter (2012), ‘The “Joint Facilities” Revisited – Desmond Ball, Democratic Debate on Security, and the Human Interest’, Nautilis Institute for Security and Sustainability, 11 December, p. 32-37.

65 Tanter, ‘After Obama’, p. 6.

66 Phillip Dorling (2013), ‘Snowden Reveals Australia’s links to US spy web’, The Age, 8 July; (2013), ‘US spying on our neighbours through embassies’, Sydney Morning Herald, 29 October; (2013), ‘Exposed: Australia’s Asia spy network’, The Age, 31 October; (2014), “Edward Snowden documents show Malaysia is an Australia, US intelligence target’, Sydney Morning Herald, 30 March.

67 Philip Dorling (2013), ‘Pine Gap Drives US Drone Kills’, The Age, 21 July; Richard Tanter (2013), ‘The US Military Presence in Australia: Asymmetrical Alliance Cooperation and its Alternatives’, The Asia Pacific Journal, vol. 11, issue 45, no. 1, November 11.

68 The American defence facilities at North West Cape, Pine Gap and Nurrungar were all considered to be highly likely nuclear targets of the Soviet Union during the Cold War, and not ‘only’ during a general nuclear war. Moreover, their presence invited a nuclear attack on other Australian military bases and facilities and even Australian cities. Desmond Ball (1980), A Suitable Piece of Real Estate: American Installations in Australia, Sydney: Hale and Iremonger, pp. 130-138.

69 Davies and Schreer, pp. 5-6.

70 Thomas et. al, pp. 24-26.

71 Thomas et. al, p. 27.

72 Brendan Nicholson (2012), ‘Secret “war” with China uncovered’, The Australian, 2 June 2012.

73 Brendan Taylor (2013), ‘The Defence White Paper 2013 and Australia’s Strategic Environment’, Security Challenges, vol. 9, no. 2, pp. 15-22; Benjamin Schreer (2013), ‘Business as Usual? The 2013 Defence White Paper and the US Alliance’, Security Challenges, vol. 9, no. 2, pp. 35-42.

74 (2011), ‘Australia could be caught in Sino-US crossfire’, People’s Daily, 16 November.

75 John Kerry and Robert Guy (2011), ‘New base for Indian Ocean’, Australian Financial Review, 19 November.

76 Michael Sainsbury (2010), ‘Australia could be a martyr, says Brigadier General John Frewen’, The Australian, 16 November.

77 Hugh White (2005), ‘The Limits to Optimism: Australia and the Rise of China’, Australian Journal of International Affairs, vol. 59, no. 4, December, pp. 469-80; Hugh White (2010), ‘Power Shift: Australia’s future between Washington and Beijing’ Quarterly Essay, vol. 39, pp. 1-74; Hugh White (2012), The China Choice: Why America Should Share Power, Collingwood, VIC: Black Inc.

78 Malcolm Fraser and Cain Roberts (2014), Dangerous Allies, Melbourne: Melbourne University Press, pp. 276-77.

79 The Sydney Morning Herald’s political and international editor, Peter Hartcher, describes the response to Fraser’s call to break the Australia-US alliance as ‘the great silence’. Peter Hartcher (2014), ‘Does Australia Really Need the US alliance’, Sydney Morning Herald, 21 May.

80 Paul Kelly (2012), ‘China Divides Labor Across its Generations’, The Australian, 11 August.

81 Paul Dibb (2012), ‘Why I Disagree with Hugh White on China’s Rise’, The Australian, 13 August; Brad Glosserman (2011), ‘The Australian Canary’, The Diplomat, 23 November.

82 Greg Sheridan (2010), ‘Distorted Vision of Future US-China relations,The Australian, 11 September.

83 Geoff Wade (2014), ‘Australia, the United States and China: The Debate Continues’, Flagpost, Australian Parliamentary Library, 16 June.

84 Peter Ker (2011), ‘Palmer Blasts Obama’s Marines Plan For NT’Sydney Morning Herald, 22 November.

85 Angus Grigg, Perry Williams and Jamie Freed (2011), ‘Guess Hu’s Not Coming To Dinner’, Australian Financial Review, 18 November; Tony Walker (2011), ‘All The Way With Obama’, Australian Financial Review, 19 November.

86 Greg Earl, Ben Holgate and Jacob Greber (2012), ‘Stokes And Packer: We Need To Bow To China’, Australian Financial Review, 14 September; Tony Walker (2012), ‘China Can’t Buy Australia, Says Defence Secretary’, Australian Financial Review, 20 September.

87 Nick Bisley ‘“An Ally For All The Years to Come”: Why Australia Is Not A Conflicted US Ally’, Australian Journal of International Affairs, vol. 67, no. 4, p. 12.

88 The US Alliance 2005-2014, Lowy Institute for International Policy Interactive Poll, available from .

89 (2012), Michael J. Green interview with former Australian Prime Minister Kevin Rudd, ‘Discussing Global Trends with Former Australian P.M. Kevin Rudd’, Centre for Strategic and International Studies, 2 April, available from,

.

90 The United States Studies Centre (2007), ‘Australian Attitudes Towards the United States: Foreign Policy, Security, Economics and Trade’, presentation by Professor Murray Goot, 3 October, p. 17, available from .

911951 Security Treaty Between Australia, New Zealand and the United States (ANZUS), full text available from .

92Support for US bases in Australia was 55 per cent in 2011, 74 per cent in 2012 and 61 per cent in 2013 according to the 2011-2013 Lowy Institute Poll, available from .

93 Lowy Institute for International Policy (2013), ‘Australia and the World: Public Opinion and Foreign Policy’, p. 8, available from

94 Robert S Ross (2013), ‘The US Pivot to Asia and Implications for Australia’, Centre of GravitySeries, ANU Strategic and Defence Studies Centre, available from .

95 Paul Dibb (2014), ‘Manoeuvres Make Waves but in Truth Chinese Navy is a Paper Tiger’, The Australian, 7 March, available from, ; (2011), ‘Knocking on Nobody’s Door’, The Australian, 18 July, available from .

96 James Ingram (2011), ‘A Time for Change – The Alliance and Australian Foreign Policy’, address to the Australian Institute of International Affairs, 9 June.

97 Lowy Institute for International Policy (2014), ‘Australia and the World: Public Opinion and Foreign Policy’, p. 5,  available from .

98 (2013), ‘America’s Global Image Remains More Positive than China’s’, July 18, Pew Research Centre, available from .

99 Lowy Institute for International Policy (2013), p. 13.

100 Benjamin Schreer (2013), ‘Moving Beyond Ambitions? Indonesia’s Military Modernisation’, Australian Strategic Policy Institute, November, available from .

101 Desmond Ball (2001), ‘The Strategic Essence’, Australian Journal of International Affairs, vol. 55, no. 2, pp. 245-246.

102 Paul Dibb (2007), ‘Australia-United States’ in Brendan Taylor (ed), Australia as an Asia Pacific Regional Power: Friendship in Flux, Oxon: Routledge, pp. 33-49.

103 Ball, p. 245.

104 Anthony Burke (2008), Fear of Security: Australia’s Invasion Anxiety, Cambridge: Cambridge University Press; Marilyn Lake and Henry Reynolds (2009), Drawing the Global Colour Line: White Men’s Countries and the International Challenge of Racial Equality, Cambridge: Cambridge University Press; David Walker (1999), Anxious Nation: Australia and the Rise of Asia 1850-1939, St Lucia, QLD: University of Queensland Press; Alan Renouf (1979), The Frightened Country, South Melbourne: MacMillan.

برگردانده شده از: مجله آسیا و پاسیفیک، جلد. 12، شماره 36، شماره 3، 2014 سپتامبر 9.

The US “Pivot to Asia”, the China Specter and the Australian-American AllianceBy Vince Scappatura, September 10, 2014

http://www.globalresearch.ca/the-us-pivot-to-asia-the-china-specter-and-the-australian-american-alliance/5400406

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: