اخگر

ترجمه های آمادور نویدی – از اخگر شعله بر می خیزد!

کودتای کیف: کارگران شورشی قدرت را در شرق در دست میگیرند: جیمز پتراس- آمادور نویدی

کودتای کیف: کارگران شورشی قدرت را در شرق در دست میگیرند

نوشته: جیمز پتراس

برگردان: آمادور نویدی

قدرت های غربی از زمانیکه اتحادیه اروپا و آمریکا اروپای شرقی٬ از جمله کشورهای حوزه بالتیک٬ آلمان شرقی٬ لهستان و بالکان را در دست گرفتند و آنها را به پایگاه های نظامی ناتو و اتباع اقتصادی تبدیل ساختند٬ تا این شدت برای بدست گرفتن یک کشور استراتژیک٬ مثل اکراین٬ به جنب و جوش نیفتاده اند که موجودیت روسیه را به خطر بیاندازند.

اکراین تا سال ۲۰۱۳ یک «کشور حائل»٬ اساسا یک کشور غیر متعهد بود٬ که روابط اقتصادی با هر دو روسیه و اتحادیه اروپا داشت. اکراین توسط رژیمی که روابط نزدیکی با الیگارشی های محلی٬ اروپایی٬ اسرائیلی و روسی داشت اداره میشد.  نخبگان سیاسی اکراین محصول یک تحولات سیاسی (باصطلاح «انقلاب نارنجی»)٬ در سال ۲۰۰۴ بودند که توسط آمریکا٬ برای بهترین بخش یک دهه تحت یک آزمایش شکست خورده قرار گرفت که متعاقبا توسط سیاستهای اقتصاد «نئولیبرال»غربی حمایت وتأمین مالی شده بود. نفوذ سیاسی آمریکا و اتحادیه اروپا پس از تقریبا دو دهه از طریق کمک مالی های بلند مدت به باصطلاح سازمانهای غیردولتی(ان جی او ها)٬ احزاب سیاسی و گروه های شبه نظامی٬ عمیقا در نظام سیاسی تثبیت شده بود.

استراتژی آمریکا و اتحادیه اروپا آن بود که یک حکومت مطیع منصوب کنند که بتوانند اکراین را بعنوان یک کشور دست نشانده به بازار مشترک اروپایی و ناتو ببرند. مذاکرات بین اتحادیه اروپا و دولت اکراین به آرامی شروع شد ولی در نهایت مذاکرات بعلت شرایط دشوار اتحادیه اروپا و امتیازات اقتصادی مطلوب تر و یارانه های ارائه شده توسط روسیه متزلزل شد. پس از ناکامی مذاکره الحاق اکراین به اتحادیه اروپا٬ قدرت های ناتویی مطابق قانون اساسی منتظر انتخابات نماندند٬ سازمانهای غیردولتی تأمین مالی شده٬ رهبران سیاسی دست نشانده و گروه های شبه نظامی مسلح خود را فعال کرده که دولت منتخب را با خشونت سرنگون سازند. کودتای خشونت آمیز موفق شد و یک حکومت نظامی- مدنی منصوب آمریکایی قدرت را در دست گرفت.

حکومت نظامی از «وزرای» نئولیبرال مطیع و شوینیست های نئو فاشیست تشکیل شده است. تشکیل دهندگان توسط آمریکا برای مدیریت و اجرای یک نظم سیاسی و اقتصادی جدید٬ از جمله خصوصی سازی شرکتها و منایع عمومی٬ شکستن تجارت و روابط سرمایه گذاری با روسیه٬ از بین بردن معاهده اجازه پایگاه دریایی روسیه در کریمه و پایان دادن به صادرات صنعتی – نظامی به روسیه٬ انتخاب شده بودند. نئو فاشیست ها و بخش های نظامی و پلیس به منظور سرکوب خشونت آمیز هر مخالف هوادار دمکراسی در غرب و شرق به مقام های وزارت منصوب شدند. آنها سرکوب سخنرانان دو زبانه (روسی – اکراینی)٬ نهادها و تمرینات را نظارت کردند- مخالفان رژیم کودتای تحمیلی آمریکا – ناتو را به مخالفان قومی تبدیل کردند. تمام مخالفان منتخب مقامات اداری در غرب و شرق را پاکسازی کردند و فرمانداران محلی با حکم منصوب شدند- اساسا یک رژیم حکومت نظامی ایجاد کردند.

اهداف استراتژیک ناتو- حکومت نظامی

خشونت ناتو٬ و ریسک زیاد  برای تصرف اکراین بخاطر چندین هدف استراتژیک نظامی بود. از جمله این خطرات:

۱.) برداشتن روسیه از پایگاه های نظامی خود در کریمه – تبدیل آنها به پایگاه های ناتو که بطرف روسیه جهت گیری بشوند.

۲.) تبدیل اکراین به سکوی پرش برای نفوذ در جنوب روسیه و قفقاز؛ موقعیتی رو بجلو برای مدیریت سیاسی و کمک به احزاب لیبرال هوادار ناتو و سازمانهای غیردولتی در درون روسیه.

۳.) اختلال در بخش های کلیدی صنعت دفاعی روسیه٬ پایان دادن به صادرات موتورها و قطعات یدکی به روسیه که در ارتباط با کارخانه های اکراین هستند.

اکراین به مدت طولانی بخش مهمی از مجتمع صنعتی نظامی اتحاد جماهیر شوروی بوده است. برنامه ریزهای ناتو در پشت کودتا کاملا آگاه بودند که یک سوم صنعت دفاعی اتحاد جماهیر شوروی پس از فروپاشی(تخریب- م) شوروی در اکراین باقی مانده بود و چهل درصد صادرات اکراین به روسیه٬ تا همین اواخر٬ شامل تسلیحات و ماشین آلات مرتبط بوده است. بطور ٬ مشخص تر کارخانه موتور سیخ در شرق اکراین بسیاری از موتور هلیکوپتر های نظامی روسیه از جمله قرارداد اخیر برای تولید موتور برای هزار هلیکوپتر تهاجمی را ساخته است. استراتژیست های ناتو بسرعت به دست نشاندگان سیاسی خود در کیف دستور دادند که تمام ابزار نظامی را که باید به روسیه تحویل داده شوند٬ از جمله موشک های میان برد هوا به هوا٬ موشک های بالستیک بین قاره ای٬ هواپیماهای حمل و نقل و راکت های فضایی را بحالت تعلیق در آورند(فایننشال تایمز٬ ۲۱/۴/۲۰۱۴ ٬ ص ۳).

استراتژیست های نظامی آمریکا و اتحادیه اروپا٬ کودتاچیان کیف را همچون ابزاری برای تضعیف دفاع هوایی٬ دریایی و مرزی روسیه در نظر گرفتند. رئیس جمهور پوتین ضربه  وارد شده را اذعان داشت ولی اصرار دارد که روسیه قادر خواهد شد که تولید داخلی برای قطعات حساس را در عرض دو سال جانشین سازد. این بدین معنی است که هزاران شغل کارگران ماهر کارخانه در شرق اکراین از دست میرود.

۴.) محاصره نظامی روسیه با پایگاه های آینده  ناتو در اکراین با آنهایی تطبیق دارد که از بالتیک تا بالکان٬ از ترکیه تا قفقاز و سپس از گرجستان در فدراسیون روسیه به پیش رفت.

محاصره روسیه توسط آمریکا- اتحادیه اروپا برای پایان دادن به دسترسی روسیه به دریای شمال٬ دریای سیاه و دریای مدیترانه طراحی شده است. سازندگان امپراتوری اتحادیه اروپا- آمریکا با محاصره و محدود ساختن روسیه به سرزمینهای منزوی بدون «نفوذ به دریا»٬ در صدد محدود کردن نقش روسیه بعنوان یک مرکز قدرت رقیب و احتمالا وزنه مخالفی بر جاه طلبی های امپریالیستی او در خاورمیانه٬ شمال آفریقا٬ جنوب غربی آسیا و اقیانوس اطلس شمالی است.

کودتای اکراین: کامل کردن توسعه امپراتوری

آمریکا و اتحادیه اروپا قصد دارند حکومت های مستقل٬ ملی و غیرمتعهد را در سرتاسر جهان ازبین ببرند و آنها را به پیروان- زائده های امپریالیستی با هر وسیله ای که مؤثر باشد تبدیل سازند. برای مثال٬ حمله مزدوران مسلح فعلی سوریه برای سرنگونی دولت ملی٬ سکولار و تأسیس یک دولت دست نشانده طرفدار ناتو٬ بدون درنظر گرفتن عواقب خونین به مردم متنوع سوریه است. حمله به سوریه در خدمت چندین هدف است: حذف یک متحد روسیه و پایگاه نیروی دریایی مدیترانه آن؛ تضعیف یک پشتیبان فلسطین و دشمن اسرائیل؛ محاصره جمهوری اسلامی ایران و شبه نظامی قدرتمند حزب الله در لبنان و تأسیس پایگاه های جدید در خاک سوریه است.

تصرف اکراین توسط ناتو چندین اثر دارد که «از سمت بالا» بطرف روسیه و «از سمت پائین» بطرف خاورمیانه و تحکیم کنترل بر ثروت وسیع نفت آن می رسد.

جنگ های اخیر ناتو علیه متحدان یا شرکای تجاری روسیه این پیش بینی را تأئید میکند. در لیبی٬ سیاستهای مستقل٬ عدم تعهد رژیم قذافی در تضاد کامل با دست نشاندگان نوکر صفت غرب مثل مراکش٬ مصر و تونس بود. قذافی سرنگون شد و لیبی توسط حملات گسترده هوایی ناتو نابود گشت. شورش عمومی مردم علیه مبارک و دمکراسی در حال ظهور توسط کودتای نظامی واژگون شد و سرانجام کشور در مدار آمریکایی- اسرائیلی- ناتویی٬ تحت یک دیکتاتور بیرحم برگردانده شد. تهاجم مسلحانه اسرائیل٬ پروکسی(نیابتی) ناتو٬ علیه حماس در غزه و حزب الله در لبنان و همچنین تحریمهای آمریکا- اتحادیه اروپا علیه ایران همه علیه متحدان بالقوه یا شرکای تجاری روسیه هدف گیری شده است .

آمریکا محاصره روسیه  را از طریق «انتخابات و بازار آزاد» در شرق اروپا تا تکیه بر نیروی نظامی٬ جوخه های مرگ٬ ترور و تحریمات اقتصادی در اکراین٬ قفقاز٬ خاورمیانه و آسیا با زور و اجبار به پیش برده است.

تغییر رژیم در روسیه: از قدرت جهانی تا دولت دست نشانده

هدف استراتژیک واشنکتن انزوای روسیه بدون٬ تضعیف توانایی نظامی و فرسایش اقتصادی آن است٬ تا همکاران اقتصادی و سیاسی ناتویی درون روسیه تقویت شوند- که منجر به تکه تکه شدن بیشتر آن و بازگشت به وضعیت نیمه دست نشانده باشد.

هدف استراتژیک امپریالیستی گذاشتن قدرت سیاسی نیابتی نئولیبرال در مسکو٬ درست مثل آنهایی است که غارت و نابودی روسیه در دهه بدنام یلسین را نظارت کردند. به چنگ آوردن قدرت توسط آمریکا- اتحادیه اروپا در اکراین گام بزرگی در آن مسیر است.

ارزیابی محاصره و استراتژی فتح

تاکنون تصرف اکراین توسط ناتو طبق نقشه به پیش نرفته است. قبل از هرچیز٬ تصرف با قدرت خشونت آمیز آشکار نخبگان طرفداران ناتو علنا با عدول از موافقتنامه پیمان نظامی با روسیه بر سر پایگاه در کریمه٬ روسیه را وادار ساخت تا از محلی ها٬ که اکثرا جمعیت روسی تبار هستند حمایت کند. به دنبال یک رفراندوم آزاد و باز٬ روسیه منطقه کریمه را ضمیمه٬ و حضور استراتژیک نظام خود را تظمین کرد.

در حالی که روسیه حضور نیروی دریایی خود را در دریای سیاه… حفظ کرد٬ حکومت نظامی ناتو در کیف در مقیاس بزرگ علیه طرفداران دمکراسی٬ و اکثریت روس زبان مخالف ضد کودتا که خواهان شکل دولت فدرال و تنوع فرهنگی در نیمه شرقی اکراین هستند حمله نظامی کرد.

آمریکا- اتحادیه اروپا برای برخورد با مخالفت گسترده مردمی یک «پاسخ نظامی» ترویج کرد و رژیم کودتا را به حذف حقوق مدنی اکثریت روس زبان از طریق ترور نئونازی ها تشویق نمود و مردم را مجبور به قبول حاکمان منطقه ای حکومت نظامی منصوب در محل رهبران منتخب خود کرد. در پاسخ به این سرکوب٬ کمیته های دفاع از خود مردمی و شبه نظامیان محلی به  سرعت رشد کردند و ارتش اکراین در ابتدا اجبارا با هزاران سرباز از شلیک بر هموطنان خود به نمایندگی از رژیم منتصب غرب در کیف امتناع  وعقب نشینی کرد.

برای مدتی٬ ائتلاف نئولیبرال نئوفاشیست حکومت نظامی مورد حمایت ناتو باید با فروپاشی « پایگاه قدرت» خود ستیزه کند. در همان زمان٬ «کمک» از اتحادیه اروپا٬ صندوق بین المللی پول و آمریکا موفق به جبران خسارت ناشی از قطع یارانه تجارت و انرژی با روسیه نشد. براساس توصیه بازدید کننده مدیر سیای آمریکا٬ برینر(Brenner)٬ حکومت نظامی کیف نخبگان «نیروی ویژه» خود را برای آموزش توسط سیا و اف بی آی جهت قتلعام  و علیه غیرنظامیان هوادار دمکراسی و شبه نظامیان مردمی گسیل داشت. آنها ارازل و اوباش مسلح را با اتوبوس به شهر چند فرهنگی اودسا فرستادند که یک قتلعام «نمونه» براه انداخت: مقر اصلی اتحادیه کارگران را به آتش کشیده و ۴۱ نفر را٬ که اکثرا شهروندان غیر مسلح در ساختمانی که خروجی آن توسط نئونازی ها مسدود شده و به دام افتاده بودند کشتار کردند.  کشته ها شامل بسیاری از زنان و نوجوانان بودند که برای نجات از وحشیگری نئونازی ها در ساختمان اتحادیه کارگران پناه گرفته بودند. در حالی که ساختمان می سوخت٬ بازماندگان توسط «پلیس» که منفعل تماشا کرده بود بطرز وحشیانه ای مورد ضرب و شتم قرار گرفته و زندانی شدند.

سقوط کودتا- حکومت نظامی در آینده

به چنگ آوردن قدرت در اکراین توسط اوباما و تلاش های او برای منزوی کردن روسیه باعث تحریک بعضی از مخالفان در اتحادیه اروپا شده است. تحریم های آمریکا به روشنی به چند ملیتی های اروپا  که با روسیه روابط عمیق دارند ضرر و خسارت وارد میکند. افزایش حضور نظامی آمریکا در اروپای شرقی٬ بالکان و دریای سیاه باعث تنش بیشتر٬ تهدید در مقیاس بزرگ به آتش نظامی٬ و اخلال در قراردادهای اقتصادی میشود. تهدیدات آمریکا – اتحادیه اروپا در مرز روسیه باعث افزایش حمایت مردمی از رئیس جمهور پوتین و تقویت رهبری روسیه شده است. استراتژی چنگ قدرت در اکراین باعث رادیکالیزه و عمیق تر شدن تضاد سیاسی بین نیروهای  نئوفاشیست و هوادار دمکراسی شده است.

در حالی که استراتژیست های امپریالیستی در حال گسترش و نیروهای نظامی در استونی و لهستان در حال افزایش هستند و سلاح به اکراین وارد میکنند٬ کل چنگ قدرت بر پایه های اقتصادی و سیاسی بسیار متزلزل استوار است – که میتواند در عرض یکسال – در میان یک جنگ خونین داخلی/ کشتار بین قومی سقوط کند.

حکومت نظامی اکراین در حال حاضر کنترل بر یک سوم کشور را به هواداران دمکراسی٬ جنبش های ضد کودتا و ملیشای دفاع از خود از دست داده است. اکراین برای خدمت به منافع آمریکا با قطع کردن صادرات خود به روسیه یکی از بازارهای مهم خود را از دست میدهد٬ که نمیتواند جایگزینی برای آن داشته باشد. اکراین تحت کنترل ناتو٬ باید سخت افزارهای نظامی مشخص شده توسط ناتو را بخرد که منجر به بستن کارخانه های خود میشود که به بازار روسیه وصل هستند.

از دست دادن تجارت با روسیه در حال حاضر منجر به بیکاری٬ خصوصا در میان کارگران ماهر صنعتی در شرق میشود که ممکن است مجبور به مهاجرت به روسیه شوند. تورم کسری تجاری و فرسایش درآمد دولت باعث سقوط اقتصاد میشود. سوم٬ اکراین در نتیجه تسلیم کودتای کیف به ناتو٬  میلیاردها دلار کمک یارانه انرژی روسیه را از دست داده است. هزینه بالای انرژی باعث میشود که صنایع اکراین در بازار جهانی غیر رقابت بمانند. چهارم٬ به منظور تضمین وام از صندوق بین المللی پول و اتحادیه اروپا٬ حکومت نظامی موافقت کرده است که یارانه های مواد غذایی و قیمت انرژی را حذف کند٬ باعث فشار زیاد بر درآمد خانواده شده و بازنشستگان را به فقر و بیچیزی غوطه ور سازد. همانگونه که واردات از اتحادیه اروپا و جاهای دیگر باعث جابجایی صنایع محلی میشود که قبلا محافظت میشد٬ ورشکستگی در حال افزایش است.

بخاطر خشونت٬ بی ثباتی و درگیری بین نئوفاشیست ها و نئولیبرال ها در درون حکومت نظامی هیچ سرمایه گذاری جدیدی در جریان نیست. تنها برای ایجاد روز به روز کار دولت٬ حکومت نظامی به ۳۰ میلیارد دلار دستی بدون بهره٬ از حامیان ناتویی خود احتیاج دارد- مقداری که نه در حال حاضر یا در آینده نزدیک نمی رسد.

این کاملا واضح است که «استراتژیست» های ناتو  که نقشه کودتا را کشیدند فقط در فکر تضعیف ارتش روسیه بودند و هیچ فکری برای حفظ مخارج سیاسی٬ اقتصادی و اجتماعی یک رژیم دست نشانده در کیف نکرده بودند در حالی که اکراین بسیار به بازار٬ وام ها و یارانه انرژی روسیه وابسته بوده است. علاوه بر این٬ بنظر میرسد دینامیک سیاسی٬ صنعتی و کشاوررزی مناطق متخاصم شرقی کشور را نادیده گرفته اند. همچنین٬ استراتژیست های واشنگتن ممکن است محاسبات خود را بر تحریک  به سبک فروپاشی یوگسلاوی همراه با پاکسازی گسترده قومی در میان نقل و انتقال مردم و کشتار بنا نهاده بودند. واشنگتن علیرغم میلیونها نفر تلفات مردم غیر مسلح٬ سیاست خود را در از بین بردن یوگسلاوی٬ عراق و لیبی موفقیت های بزرگ نظامی در نظر میگیرد.

اکراین قطعا وارد یک رکود عمیق و طولانی مدت٬ از جمله کاهش چشمگیر در صادرات٬ اشتغال و تولید- بازده میشود. احتمالا٬ سقوط اقتصادی منجر به تظاهرات سراسری و ناآرامی های اجتماعی میشود: از شرق تا غرب٬ از جنوب تا شمال گسترده میشود. تحولات اجتماعی و فلاکت توده ای ممکن است روحیه نیروهای مسلح اکراین را بیشتر تضعیف کند. حتی هم اکنون٬ کیف بسختی میتواند از عهده تغذیه سربازان خود برآید و متکی به شبه نظامیان داوطلب نئوفاشیست است که ممکن است سخت کنترل شوند . به احتمال زیاد آمریکا- اتحادیه اروپا بطور مستقیم  همانند سبک بمباران لیبی مداخله نکنند. از آنجایی که آنها با یک جنگ طولانی مدت در مرزهای روسیه رو برو میشوند و در زمانیکه افکار عمومی در آمریکا از خستگی جنگ امپریالیستی رنج میبرد٬ ومنافع کسب و کار اروپائیان مرتبط با منابع شرکتهای روسیه در برابر تحریمهای مهم مقاومت میکند.

کودتای آمریکا- اتحادیه اروپا یک رژیم شکست خورده و جامعه ای تقسیم شده با درگیری های خشونت آمیز- چرخش بسوی خشونت قومی باز تولید کرده است. چیزی که٬ در واقع٬ پی گیری شده یک سیستم قدرت دوگانه با مدعیانی است که سراسر مناطق مرزی را قطع کرده اند. حکومت نظامی کیف فاقد انسجام و ثبات برای خدمت بعنوان یک حلقه نظامی قابل اعتماد ناتو برای محاصره روسیه است. در مقابل٬ تحریمهای آمریکا- اتحادیه اروپا٬ تهدیدهای نظامی و لفاظی های جنگ طلبانه روس ها را مجبور کرد تا در «شفاف بودن» خود نسبت به غرب سریعا تجدید نظر کنند. تهدیدات استراتژیک بر امنیت ملی روسیه را به بررسی روابط خود با بانک ها و شرکت های بزرگ غربی هدایت کرد. روسیه ممکن است مجبور به توسل به گسترش صنعت از طریق سرمایه گذاری عمومی و جایگزینی واردات شود. الیگارشی های روسیه٬ با از دست دادن دارایی های خود در خارج کشور٬ ممکن است به سیاست اقتصادی روسیه کمتر مرکزگرا باشند.

آنچه که روشن است این است که چنگ زدن به قدرت در کیف منجر به «حمله با چاقو به منطقه حیاتی روسیه» نمی شود.  شکست نهایی و سرنگونی حکومت نظامی کیف میتواند به رادیکالیزه شدن مستقل اکراین٬ بر مبنای جنبش های رو به رشد دمکراتیک و افزایش آگاهی طبقه کارگر منجر شود. این آگاهی باید از مبارزات خود علیه برنامه های ریاضتی صندوق بین المللی پول و سلب دارایی های غرب از منابع و شرکت های اکراین ظهور کند. کارگران صنعتی اکراین که در رهایی از یوغ دست نشاندگان غربی در کیف موفق شوند هیچ قصدی برای تسلیم خود به یوغ الیگارشی روسیه ندارند. مبارزه آنها برای یک دولت دمکراتیک است٬ که قادر به توسعه یک سیاست اقتصادی مستقل٬ آزاد از پیمانهای نظامی امپریالیستی باشد.

سخن آخر:

ماه مه ۲۰۱۴ : قدرت مردمی دوگانه در شرق٬ صعود فاشیسم در غرب

پیش بینی سقوط شرکای حکومت نظامی کیف بین نئوفاشیست ها و نئولیبرال ها در شورش های خیابانی در مقیاس بزرگ بین باندهای خیابانی رقیب و پلیس در روز ماه مه مشهود بود. استراتژی آمریکا- اتحادیه اروپا آن بود که از نئوفاشیست ها بعنوان «نیروی شوک» و مبارزان خیابانی جهت سرنگونی رژیم منتخب یاکونوویچ استفاده میکند و سپس آنها را بحساب نیاورند و رها کنند. همانگونه که مکالمه رسوا شده بین معاون وزیر امور خارجه٬ ویکتوریا نولاند٬ و سفیر آمریکا در کیف نشان داد٬ استراتژیست های اروپایی- آمریکایی دستچین های نیابتی نئولیبرال خود را ترفیع دادند تا به نمایندگی از سرمایه های خارجی٬ سیاست های ریاضتی را تحمیل کنند و معاهدات را برای پایگاه های نظامی خارجی امضاء کنند. در مقابل٬ شبه نظامیان و احزاب نئوفاشیست که علاقمند به سیاست های اقتصادی ملی هستند٬ شرکتهای دولتی را حفظ میکنند و به احتمال زیاد با الیگارشی٬ خصوصا آنهایی که شهروند «دوگانه اسرائیلی- اکراینی» دارند دشمنی کنند.

ناتوانی حکومت نظامی کیف در توسعه یک استراتژی اقتصادی٬ تصرف خشونت آمیز قدرت و سرکوب مخالفان هوادران دمکراسی در شرق منجر به وضعیت «قدرت دوگانه» شده است. در بسیاری موارد٬ که پرسنل نظامی برای سرکوب جنبش هواداران دمکراسی فرستاده شده٬ سلاح های خود را رها ساخته٬ حکومت نظامی کیف را ترک گفته و به جنبش خود مختار در شرق پیوسته اند.

به غیر از حامیان خارجی- کاخ سفید٬ بروکسل و صندوق بین المللی پول- حکومت نظامی کیف توسط متحدان راستگرای خود در کیف بخاطر اینکه بیش از اندازه در خدمت ناتو است رها شده و از طرف جنبش هوادار دمکراسی در شرق بخاطر اقتدارگرا و مرکز گرا بودن با مقاومت روبرو شده است. حکومت نظامی کیف بین دو صندلی افتاده است: فاقد مشروعیت در میان اکثر اکراینی ها است و کنترل تمام کشور بجز قطعه زمین اشغال شده توسط مقامات دولتی در کیف و حتی آنهایی که تحت محاصره نئوفاشیست های راست هستند و حامیان سابق خود را بطور فزاینده ای از دست میدهد.

اجازه دهید کاملا صریح باشیم٬ مبارزه در کیف بین آمریکا و روسیه نیست٬ مبارزه بین حکومت نظامی تحمیل شده توسط ناتو متشکل از الیگارشی های نئولیبرال و فاشیست ها در یکطرف و کارگران صنعتی و شبه نظامیان محلی آنها و شوراهای دمکراتیک درسوی دیگر است. اولی از صندوق بین المللی پول و واشنگتن دفاع و اطاعت میکند؛ دومی بر ظرفیت تولیدی صنعت محلی تکیه دارد و با پاسخ به اکثریت حکومت میکند.

 

جیمز پتراس استاد بازنشسته جامعه شناسی ( بازنشستگان ) بارتل در دانشگاه بینگهامتون٬ نیورک و استادیار دانشگاه سنت مری٬ هالیفکس٬ نوا اسکوشیا٬ در کانادا است که مقالات زیادی در مورد مسائل سیاسی خاورمیانه و آمریکای لاتین منتشر کرده است.

برگرفته از :

http://www.informationclearinghouse.info/article38442.htm

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 21 اوت 2014 بدست در دسته‌بندی نشده فرستاده شده و با برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: