اخگر

ترجمه های آمادور نویدی – از اخگر شعله بر می خیزد!

گزارش ضد امپراتوری٬ شماره ۱۳۲: ویلیام بلام٬ نویسنده ٬ مورخ٬ و منتقد سیاست خارجی آمریکا- آمادور نویدی

گزارش ضد امپراتوری٬ شماره ۱۳۲

william blum

نوشته: ویلیام بلام٬ نویسنده ٬ مورخ٬ و منتقد سیاست خارجی آمریکا

برگردان: آمادور نویدی

 

اکراین و نئونازی ها

از زمانی که در فوریه ۲۰۱۴ اعتراض در اکراین شروع شد٬ رسانه های جریان اصلی غرب٬ بویژه آمریکایی٬ بطور جدی این واقعیت را دست کم اهمیت گرفته اند که مشکوکین همیشگی- قدرتهای سه سره آمریکا/اتحادیه اروپا/ناتو- در همان سمت و سوی نئونازیها قرار گرفته اند. در آمریکا که تقریبا غیرقابل ذکر است.مطمئنم اگر یک نظرسنجی در اینزمینه در آمریکا صورت میگرفت٬ جهل تقریبا همگانی را از اقدامات متعدد نئونازی ها٬ از جمله خواسته های علنی مرگ «روس ها٬ کمونیست ها و یهودیان» را آشکار میساخت. اما در هفته های گذشته این راز کوچک کثیف بنحوی سرش را مقداری از پشت پرده بیرون آورد.

در ۹ سپتامبر ۲۰۱۴ ٬ ان بی سی نیوز دات کام گزارش داد که «تلویزیون آلمان سمبل های نازی ها را بر کلاه خود سربازان اکراینی نشان داده است». ایستگاه تلویزیونی آلمانی تصاویر سربازی نشان داد که کلاه خود جنگی را با « اس اس رونز» انیفورم سیاه ارتش بدنام هیتلری پوشیده بود.(رونز حروف الفبایی است که مردم قدیم آلمان استفاده میکردند). سرباز دوم با صلیبی شکسته بر روی کلاه او نشان داده شد.(۱)

در ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۴ ٬ واشنگتن پست تصویر یک چهارم اعضای خوابیده گردان آزوف٬ یکی از واحدهای شبه نظامی اکراینی در حال مبارزه با جدایی طلبان هوادار روسیه را نشان داد. بر روی دیوار بالای تخت یک صلیب شکسته بزرگ بود. مقاله از طرف رهبر جوخه بیان کرد که  نگران باشید٬ سربازان سمبل ها و مفاهیم افراطی را بعنوان بخشی از نوعی ایده «خیالی» در آغوش میکشند.

با این حال٬ این پوتین رئیس جمهور روسیه است که از طرف پرنس چارلز تا خانم هیلاری بدلیل ضمیمه کردن کریمه بعنوان بخشی از روسیه با آدلف هیتلر مقایسه میشود. پوتین در بربر این سئوال(ضمیمه کردن کریمه)٬ اعلام کرد:

مقامات کریمه بر سابقه بخوبی شناخته شده کوزوو متکی است٬ سابقه ای که شرکای غربی ما خودشان٬ با دستان خود ایجاد کردند. آنها در یک وضعیت کاملا مشابه به کریمه٬ جدایی کوزوو از صربستان را با این استدلال که برای اعلام یکجانبه استقلال کسب اجازه از مقامات مرکزی لازم نبود٬ مشروع تلقی کردند. دادگاه بین المللی سازمان ملل٬ بر مبنای بند ۲ از ماده ۱ منشور سازمان ملل٬ نیز موافقت کرد٬ و در تصمیم ۲۲ ژوئیه ۲۰۱۰ خود چنین اشاره نمود٬ و من کلمه به کلمه نقل قول میکنم: هیچ ممنوعیت عمومی نباید در عمل شورای امنیت با توجه به اعلام یکجانبه استقلال مداخله کند.(۲)

پوتین با داستانهایی همچون مهاجم(ولاد ایمپیلر- دراکولا؟) به مراتب بدتر از هیتلر نشان داده شده است. برای ماه ها رسانه های غربی بر طبل های خود کوبیده اند که روسیه (واقعا) به اکراین حمله کرده است. پیشنهاد میکنم اثر دیمیتری اورلوف:«چگونه میتوان گفت که آیا روسیه به اکراین حمله برده است؟» را بخوانید.(۳)

و محاصره روسیه از طرف ناتو را بخاطر داشته باشید. تصور کنید که روسیه پایگاه نظامی در کانادا و مکزیک٬ از اقیانوس اطلس تا اقیانوس آرام راه بیاندازد. بخاطر بیاورید پایگاه اتحاد جماهیر شوروی در کوبا(بحران موشکی در زمان خروشچف به حمایت از انقلاب کوبا در برابر امپریالیسم آمریکا- م) به کجا منجر شد.

آیا آمریکا هرگز سرمشق بدی میسازد؟

همواره پس از آن روز سرنوشت ساز ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ٬ هدف اولیه روابط عمومی آمریکا بی اعتبار کردن ایده ایست که بنوعی بدلایل اقدامات تجاوزکارانه زیاد سیاسی و نظامی میدانست که روزی نوبت دیگران میرسد و به سراغ آنها میروند. این قهرمان محبوب همه٬ جورج واکر بوش است که یک ماه پس از حادثه ۱۱ سپتامبر سخنرانی میکند:

   «چگونه میتوانم پاسخ بگویم وقتیکه میبینم در برخی از کشورهای اسلامی نفرت بسیار زیادی نسبت به آمریکایی ها وجود دارد؟ من بشما میگویم چگونه پاسخ میدهم: من از اینکه چنین سوء تفاهمی درباره کشور ما وجود دارد که آن مردم از ما متنفر هستند شگفت زده هستم. من- مانند اکثر آمریکایی ها هستم٬ من نمیتوانم اینرا قبول کنم٬ برای اینکه میدانم ما چقدر خوب هستیم».(۴)

ممنون٬ جورج. حالا قرص هایت را بخور.

من و دیگر مورخان سیاست خارجی آمریکا لیست اظهارات تروریستهای ضد آمریکایی رامدرک کرده ایم که به صراحت٬ روشن کرده اند که اقدامات آنها به تلافی از دهه ها اعمال شنیع بین المللی واشنگتن است.(۵) اما مقامات و رسانه های آمریکایی طبق معمول این شواهد را نادیده میگیرند و به حرفهای همیشگی خود چسبیده اند که تروریستها٬ بسادگی ظالمند و بوسیله مذهب دیوانه شده اند؛ که ممکن است بسیاری از آنها در واقع باشند٬ اما این حقایق تاریخی و سیاسی را تغییر نمیدهد.

بنظر میرسد که این طرز فکر آمریکایی زنده و سالم باشد. حداقل چهار گروگان که بتازگی  توسط شبه نظامیان دولت اسلامی(داعش) در سوریه نگه داشته شده بودند٬ از جمله جیمز فولی خبرنگار آمریکایی٬ در طول ارسارت خود واتر بوردینگ (نوعی شکنجه با آب است که سازمانهای اطلاعاتی آمریکا بر افراد متهم به تروریست پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ٬۲۰۰۱ اعمال کرده و میکند- م) شده بودند. واشنگتن پست به نقل از یک مقام آمریکایی ذکر کرد:«داعش گروهی است که بطور معمول مردم را مصلوب میکند و سر میبرد. اظهار هر رابطه ای بین خشونت داعش و اقدامات گذشته آمریکا مسخره است و تبلیغات پیچ خورده آنها را تغذیه میکند».

با این حال٬ واشنگتن پست٬ با افزودن « بنظر میرسد شبه نظامیان داعش… از مدل روش سیا از واتر بوردینگ برای بازجویی تروریستهای مظنون پس از حملات ۱۱ سپتامبر ٬۲۰۰۱ استفاده  میکنند»٬ ممکن است در واقع کمی تکامل یافته باشد. (۶)

 

سخنرانی ویلیام بلام درباره سیاست خارجی آمریکا٬ در دانشگاه آمریکایی٬ واشنگتن دی سی٬ ۶ سپتامبر ۲۰۱۴

مظمئنم هر کدام از شما مردم بسیاری را دیده اید که حامی سیاست خارجی آمریکا هستند و با آنها جر و بحث و استدلال کرده اید. شما به وقایع وحشتناک یکی پس از دیگری٬ از ویتنام گرفته تا عراق اشاره کرده اید. از بمبارانهای ترسناک و حملات گرفته تا نقض قوانین بین المللی و شکنجه. و هیچ چیزی کمک نکرد. هیچ چیزی این اشخاص را بحرکت درنیاورد.

حال چرا چنین است؟ آیا این اشخاص احمق هستند؟ فکر میکنم  یک پاسخ بهتر آن است که آنها پیش پندارهای خاصی دارند. آگاهانه یا ناخودآگاه٬ آنها معتقد به باورهای اساسی معین درباره آمریکا و سیاست خارجی او هستند٬ و اگر شما با این عقاید اساسی برخورد نکنید٬ احتمال آن هست که با دیوار سنگی صحبت میکنید.

فکر میکنم٬ یکی از ابتدایی ترین باورهای اساسی٬ اعتقاد عمیقی است که بدون توجه به هرآنچه که آمریکا در خارج از کشور میکند٬ بدون توجه به اینکه چقدر بد باشد٬ بدون توجه به اینکه چقدر نتیجه وحشتناکی داشته باشد٬ دولت آمریکا نیت خوبی دارد. رهبران آمریکا ممکنست اشتباه کنند٬ ممکنست آنها خظای بزرگی کنند٬ ممکنست آنها دروغ بگویند٬ حتی ممکنست که بعضی وقتها بجای خوبی آسیب برسانند٬ اما آنها نیت خوبی دارند. نیت آنها همواره لایق احترام٬ حتی شریف است. اکثریت قریب به اتفاق آمریکایی ها مطمئن هستند.

فرانسیس فیتزجرالد٬ در مطالعه معروف کتاب های درسی مدارس آمریکایی خود٬ پیام این کتابها را خلاصه کرد:«آمریکا نسبت به بقیه جهان نوعی از ارتش رستگاری بوده است: در طول تاریخ مقداری کم انجام داده اما توزیع بنفع کشورهای فقیر٬ نادان٬ و آلوده بوده است. آمریکا همواره در سبکی بیطرفانه عمل کرده٬ همیشه از بالاترین انگیزه ها؛ داده٬ هرگز دریافت نکرده است».

و آمریکایی ها خالصانه متعجبند که چرا بقیه جهان نمیتواند ببیند که چگونه آمریکا خیرخواه و ایثارگر بوده است. حتی بسیاری از مردم که در جنبش ضد جنگ شرکت میکنند ناراحت هستند که برخی چنین طرز فکری دارند؛ آنها برای تحریک آمریکا راهپیمایی میکنند- به آمریکایی که عاشق آن هستند و می پرستند و اعتماد دارند- آنها راهپیمایی میکنند که این آمریکای نجیب را به راه راست هدایت کنند.

بسیاری از شهروندان آمریکایی بدام تبلیغات دولت آمریکا می افتند و اقدامات نظامی آمریکا را اغلب و ساده لوحانه همچون چارلی براون میبینند که عاشق فوتبال لوسی است.

مردم آمریکا بسیار شبیه کودکان یک رئیس مافیا هستند که نمیدانند پدر آنها برای مخارج زندگی چکار میکند٬ و نمیخواهند که بدانند٬ اما بعد متعجبند که چرا کسی الان بمب آتش زا از پنجره بدرون اتاق نشیمن آنها انداخته است.

این باوراساسی در نیت خوب آمریکا اغلب به «استثناگرایی آمریکایی» مرتبط است. اجازه دهید نگاه کنیم که سیاست خارجی استثنایی آمریکا چگونه بوده است. از پایان جنگ جهانی دوم٬ آمریکا چه اعمالی کرده است:

۱- تلاش برای سرنگونی بیش از ۵۰ دولت خارجی٬ که اغلب آنها بطور دامکراتیک انتخاب شده بودند.

۲- بمباران بیش از ۳۰ کشور.

۳- تلاش برای ترور بیش از ۵۰ رهبر خارجی.

۴- تلاش براس سرکوب جنبش های مردمی یا ملی در بیش از ۲۰ کشور.

۵- دخالت زیاد در انتخابات دمکراتیک در حداقل ۳۰ کشور.

۶- شکنجه را در جهان رهبری کردن؛ نه تنها شکنجه توسط آمریکایی ها مستقیما بر خارجی ها انجام می پذیرد٬ بلکه ابزار شکنجه را فراهم کردن٬ کتاب راهنمای شکنجه دادن٬ لیست افرادی که باید شکنجه شوند٬ و راهنمایی جهت شکنجه دادن با حضور معلمان آمریکایی٬ بویژه در آمریکای لاتین.

این استثنایی است. هیچ کشور دیگری در تمام طول تاریخ در هیچ جایی نزدیک چنین رکوردی نمی رسد.

بنابراین دفعه آینده که شما در برابر دیوار سنگی (اشاره به فردی که فکرش از قبل دستکاری شده است- م) روبرو میشوید… بپرسید که آمریکا در سیاست خارجی خود چه کاری باید انجام دهد تا حمایت او را از دست بدهد. چه چیزی برای این فرد در نهایت بیش از اندازه زیاد خواهد بود. اگر فرد مذکور گفت چیزی واقعا بد٬ این شانس وجود دارد که آمریکا آنرا انجام داده است٬ شاید بارها و بارها.

بخاطر داشته باشید که سرزمین با ارزش ما٬ قبل از هر چیزی٬ بدنبال تسلط بر جهان است. برای دلایل اقتصادی٬ دلایل ملی٬ ایدئولوژیک٬ مسیحیت٬ و برای دلایل دیگر٬ هژمونی جهانی به مدت طولانی در قعر خط آمریکا بوده است. و اجازه دهید که فراموش نکنیم که حقوق مقامات اجرایی قدرتمند٬ ارتقاء مقام٬ بودجه سازمانی و آینده پرداخت خوب مشاغل بخش خصوصی  به جنگهای دائمی بستگی دارد. این رهبران بویژه نگران عواقب جهان از جنگهای خود نیستند. آنها لزوما آدمهای بدی نیستند؛ اما مانند یک جامعه ستیز٬ فاقد مسئولیت اخلاقی است.

نگاهی به خاورمیانه و جنوب آسیا بیندازید. مردم این مناطق بطرز وحشیانه ای از بنیادگرایی اسلامی ضجر میبرند. چیزی که آنها بشدت نیاز دارند دولتهای سکولار است٬ که به ادیان مختلف احترام بگذارد . و چنین دولتهایی درواقع در گذشته نزدیک وجود داشتند. اما سرنوشت آن دولتها چه بوده است؟

خوب٬ در اواخر سالهای ۱۹۷۰ تا بخش زیادی از سالهای ۱۹۸۰ ٬ افغانستان یک دولت سکولار داشت که نسبتا مترقی بود٬ با حقوق کامل برای زنان٬ که مشکل است باور کنیم٬ آیا غیر از این است؟ اما حتی یک گزارش پنتاگون از آن زمان به واقعیت حقوق زنان در افغانستان شهادت میدهد. و چه بر سر آن دولت آمد؟ آمریکا آنرا سرنگون ساخت٬ و اجازه داد طالبان به قدرت برسد. پس این را بخاطر بسپارید وقتیکه دفعه بعد از یک مقام آمریکایی میشنوید که میگوید ما بخاطر حقوق زنان در افغانستان باقی میمانیم.

پس از افغانستان نوبت عراق رسید٬ یک جامعه سکولار دیگر٬ تحت صدام حسین. و آمریکا آن دولت را نیز سرنگون ساخت٬ و اکنون کشور عراق توسط انواع جهادی های خونخوار و دیوانه و بنیادگرا تاخت و تاز میشود؛ و زنانی که حجاب ندارند در معرض خطر جدی هستند.

بعد نوبت به لیبی رسید؛ بازهم یک کشور سکولار٬ تحت معمر قذافی٬ که او هم مانند صدام حسین٬ یک مقدار ستمگری داشت اما در راههای مهم توانست خیرخواه باشد و کارهای شکفت انگیزی برای لیبی و آفریقا انجام داد. برای مثال نام میبریم٬ لیبی یک رتبه بالا در شاخص توسعه انسانی در سازمان ملل داشت. بنابراین٬ البته٬ آمریکا دولت لیبی را نیز سرنگون ساخت. در سال ۲۰۱۱ ٬ ما با حمایت ناتو٬ مردم لیبی را تقریبا هر روز به مدت بیش از شش ماه بمباران کردیم. و٬ یکبار دیگر٬ این منجر به جهادگران ناجی گشت که میدان دار شدند. چه بلایی سر مردم لیبی پیش خواهد آمد٬ فقط خدا میداند٬ یا شاید هم الله.

و برای سه سال گذشته٬ آمریکا بهترین سعی خود را کرده است که دولت سکولار سوریه را سرنگون سازد. و حدس بزنید چه شده است؟ سوریه اکنون زمین بازی و میدان نبرد برای تمام شیوه های نظامی فوق العاده بنیادگرا٬ از جمله دولت جدید اسلامی(داعش) شده که مورد علاقه همه است. ظهور داعش بیش اندازه مدیون آ ن چیزی است که آمریکا در عراق٬ لیبی و سوریه در سالهای اخیر انحام داده است.

ما میتوانیم به این لیست شگفت انگیز٬ مورد یوگسلاوی سابق٬ یکی دیگر از دولتهای سکولار٬ که در سال ۱۹۹۹ ٬ در قالب ناتو بوسیله آمریکا سرنگون شد را اضافه کنیم٬ که به ظهور ایجاد کشور تا حد زیادی مسلمان کوزوو٬ با رهبری ارتش آزادیبخش کوزوو(کی ال ای) منجر شد. سالها کی ال ای از طرف آمریکا٬ انگلستان و فرانسه با گزارشات متعددی که از طرف القاعده مسلح شده٬ در اردوگاههای القاعده در پاکستان آموزش دیده ٬ و حتی اعضای القاعده در صفوف کی ال ای علیه صربها در یوگسلاوی جنگ میکردند٬ بعنوان یک سازمان تروریستی در نظر گرفته میشد. نگرانی اصلی واشنگتن ضربه زدن به صربستان بود٬ که بطور گسترده ای بعنوان «آخرین دولت کمونیستی در اروپا» شناخته شده بود.

کی ال ای از جهت شکنجه٬ قاچاق زنان٬ هروئین٬ و قطعات بدن انسان؛ به یکی دیگر از دست نشاندگان جذاب امپراتوری مشهور شد.

کسی را که به همه این اعمال از خارج نگاه میکند٬ چنانچه فکر کند که آمریکا یک قدرت اسلامی است و بهترین سعی خود را برای گسترش کلمه الله اکبر میکند! میتوان بخشید.

اما آنچه٬ شما ممکن است تعجب کنید٬ آیا هر کدام از این دولتهای سرنگون شده چیزی مشترک داشتند که هدف خشم واشنگتن قرار گرفتند؟ پاسخ آنست که آنها به آسانی توسط امپراتوری کنترل نمیشدند؛ آنها حاضرنبودند به دولتهای دست نشانده تبدیل شوند؛ آنها ملی گرا بودند٬ بعبارت دیگر٬ آنها مستقل بودند؛ که از دید امپراتوری یک جرم جدی است.

پس تمام اینها را نیز به حامی فرضی سیاست خارجی آمریکایی خود ذکر کنیم و ببینیم آیا او هنوز باور دارد که آمریکا نیت های خوبی دارد. اگر او متعجب شد که چه مدت بدین صورت بوده است٬ اشاره کنید که مشکل است که از نام یک دیکتاتوری وحشیانه نیمه دوم قرن بیستم نام برد که از طرف آمریکا حمایت نشده باشد؛ نه تنها حمایت نشده باشد٬ بلکه اغلب در قدرت گذاشته شده و علیه خواسته های مردم در قدرت گذاشته و از او حمایت هم میشد. و در سالهای اخیر نیز٬ واشنگتن از دولتهای سرکوبگر٬ مانند عربستان سعودی٬ هندوراس٬ اندونزی٬ مصر٬ کلمبیا٬ قطر٬ و اسرائیل حمایت کرده است.

و رهبران آمریکا در مورد سابقه خود چه فکر میکنند؟ کندولیزا٬ وزیر سابق امور خارجه آمریکا احتمالا برای کل باشگاه خصوصی رهبری سیاست خارجی صحبت میکرد وقتیکه در سال ۲۰۰۰ نوشت که آمریکا برای دستیابی امنیت ملی خود دیگر به راهنمایی توسط «مفاهیم قوانین بین المللی و شیوه ها »٬ یا «نهادهایی مانند سازمان ملل متحد» نیازی ندارد٬ برای اینکه آمریکا «در جهت درست تاریخ قرار گرفته است».(۷)

اجازه دهید نتیجه گیری دانیل الرزبرگ درباره حضور آمریکا را در ویتنام یادآوری کنم:«موضوع این نبود که ما در سمت و سوی غلطی بودیم؛ خود ما سمت و سوی اشتباه بودیم».

خوب٬ با اینکه ما خیلی دور از سمت و سوی درست تاریخ هستیم٬ در واقع ما جنگیده ایم- منظورم واقعا درگیر جنگ بوده ایم- در همان سمتی که القاعده و فرزندان آنها در موارد متعدد٬ در سالهای ۱۹۸۰ در افغانستان و سالهای ۹۰ در حمایت از مجاهدین اسلامی٬ یا رزمندگان مقدس بوده ایم.

آمریکا سپس کمکهای نظامی٬ از جمله بمباران حمایتی٬ به بوسنی و کوزوو کرد٬ بهردو آن هایی که القاعده از آنها در جنگ یوگسلاوی اوایل سالهای ۱۹۹۰پشتیبانی کرده بود.

در لیبی٬ در سال ۲۰۱۱ ٬ واشنگتن و جهادیها دشمن مشترکی داشتند٬ قذافی٬ و همانگونه که ذکر شد٬ بمباران مردم لیبی بمدت بیش از شش ماه٬ اجازه داد که جهادیها بیشترین بخشهای کشور را بدست بگیرند؛ و حال برای گرفتن باقی کشور میجنگند. این متحدان زمان جنگ قدردانی خود را به واشنگتن با ترور سفیر آمریکا و سه نفر آمریکایی دیگر٬ احتمالا مإموران سیا٬ در شهر بنغازی نشان دادند.

سپس٬ برای چندین سال در اواسط و اواخر سال ۲۰۰۰ ٬ آمریکا از شبه نظامیان اسلامی منطقه قفقاز روسیه حمایت کرد٬ منطقه ایکه بیش از سهم خود ترورهای مذهبی دیده است که به اقدامات سالهای ۱۹۹۰ چچن ها برمیگردد.

در نهایت٬ در سوریه٬ در تلاش برای سرنگونی دولت اسد٬ که آمریکا در همان سمت و سوی انواع شبه نظامیان اسلامی جنگیده است. تاکنون ششمین بار است که آمریکا٬ از متحدان زمان جنگ نیروهای جهادی بوده است.

فکر میکنم شما را درباره آنچه که آمریکا در جهان کرده تا اندازه زیادی تغذیه منفی کرده ام٬ و ممکن است این برای هضم برخی از شما سخت باشد . اما هدف من این بوده که سعی کنم کنترل بر شعور و احساسات تان را که با آن بزرگ شده اید شل کنم – یا بشما کمک کنم که شما بدیگران برای شل کردن این کنترل کمک کنید- همان کنترلی که شما را مطمئن میسازد که آمریکای محبوب شما نیت خوبی دارد. تا زمانیکه باور داشته باشید که سیاست خارجی آمریکا نیت خوبی دارد٬ تا زمانیکه الگوی پایدار سلطه بر جهان را نادیده بگیرید٬ تا زمانیکه اجبار ملی بسیار طولانی مدت را که قبلا تحت نامهای دیگری مانند  با سرنوشت آشکار٬ قرن آمریکایی٬ استثناگرایی آمریکایی٬ جهانی شدن٬ یا٬ همانگونه که مادلین آلبرایت گفت٬ «ملت ضروری» شناخته شده است… در حالی که دیگران ترم «امپریالیسم» را بکار برده اند٬ درکی از سیاست خارجی آمریکا نخواهید داشت.

در این زمینه نمیتوانم به مثال بیل کلینتون اشاره نکنم. در حالی که رئیس جمهور٬ در سال ۱۹۹۵ ٬ احساسی شده بود که بگوید:« ما ممکن است درباره تصمیمات سیاسی دوران ویتنام هر چیزی که میخواهیم فکر کنیم٬ آمریکاییان شجاعی که در آنجا جنگیدند و کشته شدند دارای انگیزه های نجیبی بودند. آنها برای آزادی و استقلال مردم ویتنام جنگیدند». آری٬ واقعا این روش صحبت رهبران ما است. اما چه کسی میداند که آنها در واقع چه اعتقادی دارند؟

امید من آنست که بسیاری از شما که فعال ضد امپراتوری و جنگهایش نیستید به جنبش ضد جنگ ملحق میشوید همانگونه که من در سال ۱۹۶۵ علیه جنگ در ویتنام انجام دادم. این آنچیزی بود که من و بسیاری دیگر را رادیکال کرد. وقتی که از مردم با سن های خاصی درباره سرآغاز روند از دست دادن امیدشان میشنوم که آمریکا نیت خوبی دارد٬ این ویتنام است که دور و در جایی دیگر بعنوان دلیل اصلی داده میشود. فکر میکنم اگر قدرتمندان آمریکایی که از قبل میدانستند که «اوه چه جنگ دوست داشتنی» چگونه سرنوشتی خواهد داشت ممکن بود که ماموت اشتباه تاریخی خود را نمی ساختند. تهاجم آنها به عراق در سال ۲۰۰۳ نشان داد که در اصل٬ درسی از جنگ ویتنام آموخته نشده است٬ اما ادامه اعتراض ما علیه جنگ و تهدید به جنگ در افغانستان٬ ایران٬ سوریه٬ و جاهای دیگر ممکن است- ممکنست بتواند- در نهایت تلنگری باشد بر ذهنیت مهیب جنگ.  من از همه شما دعوت میکنم که به جنبش ما بپیوندید. با تشکر از شما.

برگردانده شده از:

William Blum

Official website of the author, historian, and U.S. foreign policy critic.

THE ANTI-EMPIRE REPORT

Issue #132 — September 16th, 2014

http://williamblum.org/aer/read/132

منابع:

  1. NBC News,“German TV Shows Nazi Symbols on Helmets of Ukraine Soldiers”, September 6 2014
  2. BBC, March 18, 2014
  3. Information Clearinghouse,“How Can You Tell Whether Russia has Invaded Ukraine?”, September 1 2014
  4. Boston Globe, October 12, 2001
  5. See, for example, William Blum,Rogue State: A Guide to the World’s Only Superpower(2005), chapter 1
  6. Washington Post, August 28, 2014
  7. Foreign Affairsmagazine (Council on Foreign Relations), January/February 2000

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 28 سپتامبر 2014 بدست در دسته‌بندی نشده فرستاده شده و با برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: