اخگر

ترجمه های آمادور نویدی – از اخگر شعله بر می خیزد!

در جستجوی جایگزینی برای منبع گاز اروپا٬ چرا اوباما می خواهد تحریم های ایران را لغو کند؟: مایک ویتنی – آمادور نویدی

موضوع هسته ای هیچ ربطی به برنامه ساختگی سلاح های هسته ای ایران ندارد. این فقط یک  پرده ساتر است. مسئله واقعی آن است که ایران یک کشور قدرتمند با یک سیاست خارجی مستقل است. واشنگتن کشورهای مستقل را دوست ندارد. واشنگتن کشورهایی را دوست دارد که خفه می شوند و همان کاری را انجام می دهند که به آنها دیکته شده است. کشورهایی که از دستور گرفتن امتناع می ورزند دشمنان واشنگتن هستند٬ و در لیست سیاه قرار می گیرند. و این جاست که تحریم ها نقش بازی می کنند. تحریم ها راهی است که واشنگتن دشمنان خود را قبل از بمباران تضعیف می کند تا نوبت حکومت کردن بر آن ها فراهم شود. تحریم ها چماقی است که آمریکا جهت ضرب و شتم رقیبان خود برای تسلیم استفاده می کند… تنها دلیلی که اوباما می خواهد با ایران به معامله دست بزند به خاطر آن است که چیزی در عوض آن می خواهد. و آمریکا چیزی در عوض هم می خواهد. آمریکا می خواهد جایگزینی برای گاز روسیه به اروپا جریان یابد تا بتواند روسیه را از نظر اقتصادی نابود سازد و طرح استراتژیک خود  را جهت پیاده کردن قدرت آمریکا در سراسر آسیا تحمیل کند تا شرکت های غول آمریکایی بتوانند برتری موقعیت خود را در اقتصاد جهانی حفظ کنند. اوباما با (کارت) ایران به خوبی بازی می کند تا بتواند سیاست محور آسیا را تا آنجایی که ممکن است به آسانی انجام دهد… تحقیقات مستقل سنجش امکان پذیری نشان می دهد که اگر تحریم ها کاهش یابد و سرمایه گذاری به زودی شروع شود٬ ایران تا اوایل سال های ۲۰۲۰ می تواند  به ترکیه و اروپا٬ ۱۰  تا ۲۰ میلیارد متر مکعب گاز در سال عرضه کند… اوباما در حالی که جنگ خود را با روسیه دنبال می کند می خواهد تحریم های ایران را کاهش دهد؛ این به دلیل نیاز به پیدا کردن منبع گاز جایگزین برای اروپا ست. شکست روسیه در صدر اولویت استراتژی واشنکتن قرار گرفته است. آمریکا مایل است تا با هر چیزی- حتی با جنگ هسته ای- جهت حفظ گلوگاه قدرت جهانی و توسعه هژمونی خود در قرن آینده ریسک کند.

ahwaz,naft va gazgazpipe

در جستجوی جایگزینی برای منبع گاز اروپا

چرا اوباما می خواهد تحریم های ایران را لغو کند؟

نوشته: مایک ویتنی

برگردان: آمادور نویدی

«لازم است بدانیم که ایران اکنون برنامه ای برای ساخت سلاح های هسته ای ندارد٬ و دارای هیچ سلاح هسته ای نیست. در ۲۶ فوریه ۲۰۱۵ ٬ جیمز کلاپر٬ مدیر اطلاعات ملی٬ به کمیته  خدمات نظامی سنا گفت که آیت الله خامنه ای٬ رهبر ایران٬ به برنامه سلاح های هسته ای کشور در سال ۲۰۰۳ خاتمه داد و «تا آن جایی که ما می دانیم٬ او هیچ تصمیمی جهت رفتن به بسوی سلاح هسته نگرفته است.»

این گفته «اعتماد به نفس بسیار زیاد» انجمن اطلاعات آمریکا (آی سی) را تکرار می کند که در ابتدا در نوامبر سال ۲۰۰۷ قضاوت کرده بود.

– میکاه زینکو٬ در زمینه قرار دادن برنامه هسته ای ایران٬ شورای روابط خارجی

Council on Foreign Relations

اگر با حقیقت شروع کنیم همواره به درک مسائل و مشکلات کمک می کند٬ و در مورد ایران٬ حقیقت کاملا آ سان است. ایران سلاح های هسته ای ندارد٬ برنامه سلاح های هسته ای ندارد٬ و هرگز به خاطر انحراف سوخت هسته ای جهت اهداف دیگر مچش گرفته نشده است. ایران تنها برای مقاصد صلح جویانه به دنبال فن آوری هسته ای بوده است.

این ها حقیقت اند. ممکن است این ها با دروغ های تبلیغاتی در رسانه های غربی تطبیق نکند٬ اما حقایقی هستند که همیشه این طور بوده اند. ایران هیچ گناهی نکرده است. ایران صرفاً قربانی تلاش احمقانه قدرت واشنگتن جهت کنترل منابع حیاتی در خاورمیانه و بالابردن هژمونی اسرائیل در منطقه است. این آن چیزی است که وافعاً در جریان است. تمام این تبلیغات دروغ رسانه ای برای ژئوپولیتیک/جغرافیای سیاسی است. این هیچ ربطی به بمب هسته ای ندارد.

پوشش رسانه ای از باصطلاح مذاکرات هسته ای در لوزان و اکنون در  وین دیوانه وار بر روی تعداد سانتریفیوزها٬ برنامه نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی٬ قابلیت غنی سازی اورانیوم٬ و هزاران موضوع محرمانه دیگر متمرکز شده است تا توجه افمار عمومی  را از این واقعیت منحرف کنند که ایران برنامه سلاح هسته ای ندارد و علاقه ای هم به توسعه یک ( برنامه سلاح هسته ای) ندارد. با مطالعه دقیق این مسائل در جزئیات جانفرسا٬ خواننده احساس می کند که ایران چیزی را پنهان کرده است و بنابراین باید تهدیدی واقعی برای امنیت ملی آمریکا باشد. اما البته این دقیقا آن چیزی است که نویسندگان این مقالات امیدوارند به آن دست یابند٬ آن ها می خواهد با خاک پاشیدن به چشم مردم٬ به  مردم چیزی را بقبولانند که که بطور واضح دروغ است. حقیقت این است که٬ ایران هیچ کاری پنهانی یا غیرقانونی انجام نمی دهد. ایران صرفا خواستار حق خود برای مقاصد صلح آمیز غنی سازی اورانیوم تحت شرایط ان پی تی  است که محترم شمرده شود. ایران اجازه نمی دهد که تحت قلدری آمریکا قرار گیرید و یا با او مانند یک شهروند درجه دو رفتار شود. ایران از ابتدا صادقانه برخورد کرده است که هزاران بار بیش تر از آن چیزی است که درباره آمریکا می توان گفت.

رسانه ها نمی خواهند درباره «پروتکل های الحاقی» بحث کنند که ایران قبول کرده تا اعتماد را در میان اعضای سازمان ملل جلب کند٬ برای این که بعداً مردم متوجه می شوند که ایران چندین بار در گذشته این مسیر طولانی را پیموده٬ امتیازات زیادی داده ولی در عوض با اتهامات ساختگی عدم همکاری  و یا تقلب/نقش بازی کردن سیلی خورده است. اما شواهد عدم همکاری و تقلب کجاست؟ هیچ مدرکی موجود نیست. این حدس و گمان فقط جهت ترساندن مردم واستفراغ بهانه های تند و تیز و دروغ های رسانه ای است. حتی کلمه ای از حقیقت در هیچ کدام از آن ها وجود ندارد.

آخرین کلاه برداری مراکز رسانه ای٬ اصطلاح «بریک اوت تایم / زمان لازم » است٬ که اشاره ای است به مدت  زمان لازم برای ایران جهت ساخت بمب هسته ای٬ چنان چه ایران هم کاری نکرد٬ که چنین چیزی وجود ندارد.

بریک اوت تایم »٬ کلمه وزوز تبلیغاتی جدیدی است و هزاران بار در رسانه ها تکرار شده است تا نشان دهد که تهران هنوز ساعت ها از ساخت یک بمب هسته ای دور است که سریعا می تواند با استفاده از آن اسرائیل را نابود کند. این یک افسانه دروغ  مضحک است که فرض می شود– از آن جایی که آمریکا کشوری سرکش و آدم کش است که به اطراف جهان می رود و هرچیز خدا را در هرجایی که تکان بخورد بمباران می کند٬ پس کشورهای دیگر هم ملزم به همین رفتارند چنان چه نصف شانس به آن ها داده شوند. این نظریه در سطوح زیادی اشتباه است. قبل از هرچیز٬ ایران هیچ بمب هسته ای ندارد و٬ دوماً٬ رهبران کشورهای دیگر٬ همانند رهبران آمریکا٬ کلان دیوانگان قدرت طلب نیستند که تنها شادی آن ها سوختن و با خاک یکسان کردن نوار گسترده سیاره باشد. این رفتار تنها مختص به رهبران آمریکا است. دیگران از این اختلال روانی و فاقد حس معنوی رنج نمی برند.

موضوع هسته ای هیچ ربطی به برنامه ساختگی سلاح های هسته ای ایران ندارد. این فقط یک  پرده ساتر است. مسئله واقعی آن است که ایران یک کشور قدرتمند با یک سیاست خارجی مستقل است. واشنگتن کشورهای مستقل را دوست ندارد. واشنگتن کشورهایی را دوست دارد که خفه می شوند و همان کاری را انجام می دهند که به آنها دیکته شده است. کشورهایی که از دستور گرفتن امتناع می ورزند دشمنان واشنگتن هستند٬ و در لیست سیاه قرار می گیرند. و این جاست که تحریم ها نقش بازی می کنند. تحریم ها راهی است که واشنگتن دشمنان خود را قبل از بمباران تضعیف می کند تا نوبت حکومت کردن بر آن ها فراهم شود. تحریم ها چماقی است که آمریکا جهت ضرب و شتم رقیبان خود برای تسلیم استفاده می کند.

اگر شما اخیراً اخبار را دنبال کرده باشید٬ متوجه خواهید شد که چیز بسیار عجیب و غریبی در جریان است. آمریکا چهره عوض کرده و سیاست خود را نسبت به ایران تغئیر داده است. این یک تغئیر و تحول تکان دهنده است. آمریکا همین سیاست وحشیانه را در قبال کوبا در طول ۶۰ سال گذشته حفظ کرده بدون این که چیزی را تغئیر دهد. چنان چه این سیاست اثری داشته باشد یا نه٬ هرگز اهمیتی ندارد؛ آن چه که مهم است تحمیل حداکثر درد و مشقت بر مردمی است که واشنگتن دوست اشان ندارد. پس چرا ناگهان این سیاست را با ایران تغئیر می دهد؟  چرا اوباما سعی می کند با کشوری به توافق دست یابد که نخبگان آمریکا آشکارا تحقیرش می کنند و از آن نفرت دارند؟

و٬ به خاطر داشته باشید٬ کاری را که اوباما انجام می دهد بشدت مورد تنفر بسیاری از گروه های قدرتمند است؛ از جمله کنگره٬ رسانه ها٬ اسرائیل و حتی مقامات بلند پایه در وزارت امور(خارجه٬ دارایی و…) خودش. آیا امکان دارد کارگزارانی که رشته های کار اوباما را در دست دارند و به او می گویند که چه کار کند به ناگهان خواب نما شده اند و می خواهند دوران جدیدی از مصالحه و دوستی با ایران را شروع کنند؟

البته که نه. هیچ کسی این را باور نمی کند. تنها دلیلی که اوباما می خواهد با ایران به معامله دست بزند به خاطر آن است که چیزی در عوض آن می خواهد. و آمریکا چیزی در عوض هم می خواهد. آمریکا می خواهد جایگزینی برای گاز روسیه به اروپا جریان یابد تا بتواند روسیه را از نظر اقتصادی نابود سازد و طرح استراتژیک خود  را جهت پیاده کردن قدرت آمریکا در سراسر آسیا تحمیل کند تا شرکت های غول آمریکایی بتوانند برتری موقعیت خود را در اقتصاد جهانی حفظ کنند. اوباما با (کارت) ایران به خوبی بازی می کند تا بتواند سیاست محور آسیا را تا آنجایی که ممکن است به آسانی انجام دهد.

پس چه گونه قابل قبول شد که ایران جایگزین گاز روسیه در بازار پرسود اروپا شود؟

به  بخش مقاله ای که در سال ۲۰۱۴ نوشته شده توجه کنید که سناریویی را پیش بینی کرد و ما امروز آن را می بینیم٬ و آن چنین است٬ که آمریکا سعی می کند تا از ادغام اتحادیه اروپا و روسیه در منطقه تجارت آزاد که تولید ناخالص داخلی آمریکا را کوچک کند و کشور استثنایی را برای سال ها با شیب بسیار تند اقتصادی روبرو سازد جلوگیری نماید. عنوان این مقاله:«اتحادیه اروپا جهت جایگزین ساختن گاز روسیه به سوی ایران تغییر جهت می دهد» می باشد.

در حالی که روابط با عرضه کنندگان گاز روسیه به سردی می گراید… روابط با تهران به گرمی میرود٬ و اتحادیه اروپا به آرامی طرح فوریت واردات گاز طبیعی از ایران را افزایش می دهد.

«ایران به سرعت به سوی صدر اولویت های ما برای اقدامات میان مدت می رود و در کاهش وابستگی ما بر عرضه گاز روسیه کمک میکند»٬ همان منبع بالا گفت:«گاز ایران به آسانی می تواند به اروپا بیاید و از نظر سیاسی ایجاد یک رابطه حسنه بین تهران و غرب وجود دارد»…

در حالی که ایران تحریم است٬ دارای دومین ذخایز بزرگ گاز جهان پس از روسیه است و با توجه به مذاکرات بین تهران و غرب جهت رسیدن به یک معامله بر سر مناقشه برنامه هسته ای جمهوری اسلامی جایگزینی بالقوه برای ( گاز روسیه) است.

مقاله ای که برای پارلمان اروپا أماده گشت گفت:«پتانسیل بالا برای تولید گاز٬ اصلاحات بخش انرژی داخلی که در حال انجام است٬ و عادی سازی روابط با غرب٬ ایران را جایگزینی معتبر برای روسیه می سازد» …

مقاله اضافه کرد٬ «با توجه به استراتژی کنونی روسیه از نظر سیاسی٬ که یکی از رویا رویی ها با اروپا است٬ می بینم که اتحادیه اروپا انتخاب کمی برای پیدا کردن جایگزین عرضه گاز دارد »…

فرانک اومباچ٬ مدیر تحقیقات انرژی در دانشکده کینگز در لندن گفت:«منافع ایران در ارائه گاز به اروپا خیلی زیاد است. بخش هایی از نخبگان اقتصادی و سیاسی ایران و هم چنین شرکت های خارجی آماده پایان دادن به تحریم ها هستند»…

ایران مدت زیادی جهت ساخت خط لوله تعئین شده ای که بتواند میدان گاز پارس جنوبی عظیم خود را با مشتریان اروپایی –  یا با باصطلاح خط لوله فارس وصل کند رایزنی کرده است.

هندجانی گفت:«این یک پروژه بسیار بلند پروازانه است». «حتی اگر نصف آن ساخته شود دستاوردی بزرگ برای هردو اروپا و ایران خواهد بود»…

تحقیقات مستقل سنجش امکان پذیری نشان می دهد که اگر تحریم ها کاهش یابد و سرمایه گذاری به زودی شروع شود٬ ایران تا اوایل سال های ۲۰۲۰ می تواند  به ترکیه و اروپا٬ ۱۰  تا ۲۰ میلیارد متر مکعب گاز در سال عرضه کند. (اتحادیه اروپا جهت جایگزین ساختن گاز روسیه به سوی ایران تغییر جهت می دهد٬ یورو اکتیو.کام)

(EU turns to Iran as alternative to Russian gas, euractiv.com)

بدین دلیل است که اوباما در حالی که جنگ خود را با روسیه دنبال می کند می خواهد تحریم های ایران را کاهش دهد؛ این به دلیل نیاز به پیدا کردن منبع گاز جایگزین برای اروپا ست. شکست روسیه در صدر اولویت استراتژی واشنکتن قرار گرفته است. آمریکا مایل است تا با هر چیزی- حتی با جنگ هسته ای- جهت حفظ گلوگاه قدرت جهانی و توسعه هژمونی خود در قرن آینده ریسک کند.

درباره نویسنده:

مایک ویتنی در واشنگتن زندگی می کند. او یکی از هم کاران کتاب ناامید: بارک اوباما و سیاست توهم (مطبوعات ای کی) می باشد. کتاب ناامید: بارک اوباما و سیاست توهم را می توان از نشرروشن/برافروختن تهیه کرد.

Hopeless: Barack Obama and the Politics of Illusion

برای تماس با مایک ویتنی با ایمیل زیر تماس بگیرید:

fergiewhitney@msn.com

برگردانده شده از:

http://www.counterpunch.org/2015/04/27/why-obama-wants-to-lift-sanctions-on-iran

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: