اخگر

ترجمه های آمادور نویدی – از اخگر شعله بر می خیزد!

جنگ یک جنایت سازمان یافته است(فصل اول): سرکشکر اسمیدلی باتلر٬ برگردان: آمادور نویدی

جنگ جنایتی سازمان یافته است. همیشه بوده است… در جنگ مردم عادی با خون خود هزینه را می پردازند… ارائه دهندگان این هزینه٬ بده کاری های وحشتناکی داند. سنگ قبرهای تازه گذاشته شده٬ بدن های تکه و پاره شده٬ افکاری آشفته٬ قلب های شکسته٬ خانواده های از هم پاشیده شده٬ بی ثباتی اقتصادی٬ افسردگی و تمام بدبختی های همراه با آن٬ ومالیات کمرشکن برای نسل اندر نسل… جنگ احتمالا قدیمی ترین٬ به راحتی سودآورترین٬ و مطمئناً شریرترین هاست. جنگ تنها  چیز در حوزه بین المللی  است که سودهایش به دلار است و ضررهایش جان انسان هاست… چند نفر از این میلیونرهای جنگ اسلحه به دوش گرفته اند؟ چند نفر از آن ها سنگر حفر کرده اند؟ چند نفر از آن ها معنی گرسنگی را  در یک سنگر آلوده به موش می دانند؟ چند نفر از آن ها بی خوابی کشیده اند٬ شب های وحشت زده ای داشته اند٬ از انفجار ترکش قطعات٬ پوسته ها و گلوله های مسلسل جا خالی داده اند؟ چند نفر از آن ها در برابر سرنیزه دشمن قرار گرفته اند و دشمن را پس رانده اند؟ چند نفر از آن ها در جنگ زخمی یا کشته شده اند؟

us war without end

جنگ یک جنایت سازمان یافته است

نوشته: سرکشکر اسمیدلی باتلر

برگردان: آمادور نویدی

فهرست

فصل اول: جنگ یک جنایت سازمان یافته است

فصل دوم: چه کسی سود می برد؟

فصل سوم: چه کسی هزینه می پردازد؟

فصل چهارم: چگونه این جنگ سازمان یافته را شکست دهیم!

فصل پنجم: مرگ بر جنگ!

فصل اول

جنگ یک جنایت سازمان یافته است

جنگ جنایتی سازمان یافته است. همیشه بوده است.

جنگ احتمالا قدیمی ترین٬ به راحتی سودآورترین٬ و مطمئناً شریرترین هاست. جنگ تنها  چیز در حوزه بین المللی  است که سودهایش به دلار است و ضررهایش جان انسان هاست.

به عقیده من جنگ نه آن چیزی است که به نظر اکثریت مردم می رسد٬ بلکه به عنوان جنایتی سازمان یافته٬ بهترین توصیف جنگ است. فقط یک گروه کوچک «داخلی» درباره اش می دانند. جنگ جهت سودمند شدن عده ای کم  به هزینه بسیاری مردم مدیریت می شود. از قبال جنگ بخت و اقبالی بزرگ نصیب عده معدودی می گردد.

در جنگ جهانی [ّ اول] تعداد انگشت شماری سود حاصل از جنگ را به دست آورند. حداقل ۲۱۰۰۰ میلیونر و میلیاردر جدید در طول جنگ جهانی در آمریکا ساخته شد. و بسیاری از آن ها پذیرفته اند که سود های بزرگ٬ حاصل از خون دیگران و از برگشت مالیات بر درآمد به دست آمده است. کسی نمی داند که چند نفر دیگر از میلیونرها  در برگشت مالیات خود تقلب کرده و دروغ گفته اند.

چند نفر از این میلیونرهای جنگ اسلحه به دوش گرفته اند؟ چند نفر از آن ها سنگر حفر کرده اند؟ چند نفر از آن ها معنی گرسنگی را  در یک سنگر آلوده به موش می دانند؟ چند نفر از آن ها بی خوابی کشیده اند٬ شب های وحشت زده ای داشته اند٬ از انفجار ترکش قطعات٬ پوسته ها و گلوله های مسلسل جا خالی داده اند؟ چند نفر از آن ها در برابر سرنیزه دشمن قرار گرفته اند و دشمن را پس رانده اند؟ چند نفر از آن ها در جنگ زخمی یا کشته شده اند؟

کشورهائی که در جنگ پیروز شوند٬ سرزمین های اضافی به دست می آورند. آن ها سرزمین ها را می برند. سرزمین های به دست گرفته شده بوسیله عده محدودی استثمار می  شوند – درست همان  چند نفری که با زور٬ دلار ها را از خون های ریخته شده در جنگ بدست می آورند. در جنگ مردم عادی با خون خود هزینه را می پردازند.

و این هزینه چیست؟

ارائه دهندگان این هزینه٬ بده کاری های وحشتناکی داند. سنگ قبرهای تازه گذاشته شده٬ بدن های تکه و پاره شده٬ افکاری آشفته٬ قلب های شکسته٬ خانواده های از هم پاشیده شده٬ بی ثباتی اقتصادی٬ افسردگی و تمام بدبختی های همراه با آن٬ ومالیات کمرشکن برای نسل اندر نسل.

برای سال های بسیار زیادی٬ به عنوان یک سرباز٬ مشکوک بودم که جنگ یک جنایت سازمان یافته است؛ اما پس از بازنشستگی و بازگشت به زندگی مدنی بطور کامل واقف شده ام که جنگ جنایتی سازمان یافته است. حال که دستاورد ابرهای جنگ جهانی را به همان صورتی که امروز هستند می بینم٬ باید با آن روبه رو شوم و علیه جنگ حرف بزنم.

بازهم کشورهای های جهان درحال انتخاب ائتلاف خود هستند. فرانسه و روسیه ملاقات و توافق کرده اند تا بتوانند همراه و شانه به شانه هم بایستند.  ایتالیا و اتریش عجله کرده اند تا توافق مشابهی داشته باشند. لهستان و آلمان نسبت به هم نزدیک شده اند٬ و فراموش کرده اند که فعلاً [ در یک مناسبت منحصر به فرد]٬ جدال آن ها بر سر کریدور لهستان است.

ترور الکساندر پادشاه یوگسلاوی٬ مشکلات را پیچیده کرد. یوگسلاوی و مجارستان٬ دشمنان تلخ قدیمی تقریباً آماده بودند که گلوی یکدیگر را ببرند. ایتالیا آماده مداخله در این درگیری بود. اما فرانسه منتظر ماند. چکسلواکی هم منتظر ماند. تمام آن ها به دنبال جنگ بودند. نه مردم – نه آن هایی که می جنگند و هزینه می دهند و کشته می شوند –  بلکه تنها کسانی که به جنگ ها دامن می زنند و و با خیال راحت در خانه می مانند٬ سود می برند.

امروز۴۰ میلیون مرد مسلح در جهان وجود دارد٬ و دولت مردان و دیپلومات های ما آن قدر پر رو و گستاخند که بگویند در حال ساختن جنگ نیستند.

زنگ  آغاز جنگ به صدا درآمده است! آیا این ۴۰ میلیون مرد برای رقاصی آموزش داده می شوند؟

مطمئناً پاسخ در ایتالیا منفی است. موسولیبی نخست وزیر می داند که آن ها برای چه آموزش داده می شوند. ٬ او حداقل به اندازه کافی٬ رک و راست صحت می کند. تنها روز گذشته٬ رهبر دیکتاتور ایتالیا در «مصالحه بین المللی»٬ از انتشارات مؤسسه کارنگی برای صلح بین المللی گفت:

« و در رأس همه چیز٬ فاشیسم٬ آینده و توسعه بشریت را کاملاً جدا از ملاحظات سیاسی لحظه٬ بیش تر ملاحظه و مشاهده می کند٬ و براین باور است که نه در احتمال و یا در ابزار صلحی پایدار… جنگ به تنهائی تمام انرژی بشر را به بالاترین تنش می رساند ومهر اصالت بر مردمی می زند که شجاعت دیدار آن را دارند.»

بدون شک منظور موسولینی دقیقاً همان چیزی است که می گوید. ارتش خوب آموزش دیده او٬ ناوگان بزرگ هواپیماها٬ و حتی نیروی دریائی او آماده جنگ هستند – ظاهراً برای آن اضطراب دارند. آخرین موضع او دفاع از مجارستان در مناقشه اخیر با یوگسلاوی بود. و بسیج سریع سربازان او پس از ترور دولفوس در مرز اتریش نیز نشان از شروع جنگ است. دیگران نیز در اروپا وجود دارند که با بلند شدن شمشیر نظامی آن ها٬ دیر یا زود جنگ شروع می شود.

آقای هیتلر٬ با تسلیح مجدد آلمان و خواسته های ثابت او برای سلاح های بیش تر و بیش تر٬ برابر با تهدید صلح است  اگر بزرگ تر از آن نباشد. فرانسه تنها اخیراً مدت خدمت نظام وظیفه را برای جوانان خود از یک سال به هیجده ماه افزایش داده است.

آری٬ در همه جا٬ کشورها با سلاح های خود اردو می زنند. سگ های هار اروپا  رها شده اند. در شرق مانورها ماهرتر است. در گذشته در سال ۱۹۰۴ ٬ زمانی که روسیه و ژاپن جنگ می کردند٬ ما به روس ها٬ دوستان قدیمی خود لگد زدیم و از ژاپن حمایت کردیم. سپس بانک داران  خیلی سخاوتمند بین المللی ما٬ ژاپن را تأمین مالی کردند. حال نوبت روند  تیره کردن روابط ما علیه ژاپنی ها است . سیاست «درهای باز» ما نسبت به چین به چه معنی است؟ تجارت سالانه ما با چین حدود ۹۰ میلیون دلار است. یا جزایر فیلیپین؟ ما حدود ۶۰۰ میلیون دلار در طول ۳۵ سال در فیلیپین خرج کرده ایم و ما(بانک داران و صنعت گران و دلالان ما) دارای سرمایه گذاری های خصوصی کم تر از ۲۰۰ میلیون دلار هستند.

سپس٬ جهت نجات تجارت حدود ۹۰ میلیون دلار با چین٬ یا برای حفاظت از سرمایه گذاری های خصوصی کم تر از ۲۰۰ میلیون دلار در فیلیپین٬ ما باید همه روابط خود را برهم بزنیم تا به نفرت علیه ژاپن برسیم و به جنگ برویم – جنگی که ممکن است ده ها میلیون دلار برایمان هزینه بردارد٬ جان صدها هزار نفر آمریکائی را بگیرد٬ و صدها هزار نفر مرد معلول جسمی و روانی داشته باشیم.

البته٬ جهت این خسارت٬ سود حاصل از جنگ وجود دارد –  که توسط  یک عده کم( سازندگان سلاح٬ بانک داران٬ سازندگان کشتی٬ تولید کنندگان٬ کارخانه های بسته بندی گوشت٬ و دلالان)٬ بخت و اقبال ساخته می شود و میلیون ها و میلیاردها دلار انباشته خواهد شد و خوش می گذرانند.

آری٬ آن ها جهت جنگ دیگری آماده می شوند. چرا که نه؟ بهره حاصل از جنگ بالا است.

اما مردانی که کشته شده اند چه سودی می برند؟ مادران و خواهران آن ها٬ هم سران و دلبرانشان چه سودی می برند؟ کودکان آن ها چه سودی بی برند؟

چه کسی سود می برد بجز همان چند نفری که جنگ برای آن ها به معنی سود بسیار بزرگ است؟

آری٬ و جنگ چه سودی برای ملت/کشور دارد؟

مورد خودمان را بررسی کنیم. تا سال ۱۸۹۸ ما صاحب هیچ سرزمینی خارج از سرزمین اصلی آمریکای شمالی نبودیم. در آن زمان بدهی کشورمان کمی بیش از یک میلیارد دلار بود. سپس ما «دارای افکار بین المللی» شدیم. ما فراموش کردیم٬ یا نصیحت پدر کشورمان را کنار گذاشتیم و برآورده نکردیم. ما هشدار جورج واشنگتن را درباره «متحدان گرفتار» فراموش کردیم. ما به جنگ رفتیم. ما سرزمین هائی در خارج به دست آوردیم. در پایان دوره جنگ جهانی٬ به عنوان نتیجه مستقیم ناچیز خود در اموور بین المللی٬ بدهی ملی ما به بیش از ۲۵ هزار میلیون دلار افزایش یافته است. مجموع تراز تجاری مطلوب ما در طول بیست و پنج سال حدود ۲۴ هزار میلیون دلار بود. بنابراین٬ براساس صرفاً حساب داری٬ سال به سال ما کمی  عقب افتاده ایم٬ و ممکن بود تجارت خارجی بدون جنگ ها مال خودمان باشد.

می توانست به مراتب برای آمریکائی متوسطی که مخارج را می پردازد تا از گرفتاری خارجی  بیرون باشیم٬ ارزان تر (لازم نیست بگوئیم امن تر» باشد. این جنایت سازمان یافته٬ برای عده کمی مانند قاچاقچیان و دیگر جنایت کاران حرفه ای٬ سودهای تفننی می آورد٬ اما هزینه عملیات همیشه به مردمی که هیچ سودی ندارند منتقل داده می شود .

پایان فصل اول

درباره نویسنده: اسمیدلی دارلینگتون باتلر

* متولد: در وست چستر پنسیلوانیای آمریکا در ۳۰ ژوئیه ۱۸۸۱

* تحصیلات: دبستان هاورفورد

* ازدواج: با اتل سی پیترز٬ فیلادلفیا٬ در ۳۰ ژوئن ۱۹۰۵

* برنده جایزه دو مدال افتخار کنگره:

۱- تسخیر ورا کروز٬ مکزیک٬ درسال ۱۹۱۴

۲- تسخیر پادگان ریوی یر٬ هائیتی٬ در سال ۱۹۱۷

* مدال خدمات برجسته٬ در سال ۱۹۱۹

* سرکشکر – سپاه تفنگداران دریائی آمریکا

* بازنشسته در ۱ اکتبر ۱۹۳۱

* با مرخصی در خدمت به عنوان مدیر دپارتمان ایمنی٬ فیلادلفیا٬ در سال ۱۹۳۲

* سخن ران – در دهه ۱۹۳۰

* کاندیدای جمهوری خواهان برای مجلس سنا٬  در سال  ۱۹۳۲

* درگذشت در بیمارستان نیروی دریائی٬ فیلادلفیا٬ آمریکا در ۲۱ ژوئن سال ۱۹۴۰

* برای اطلاعات بیشتر درباره سرکشکر باتلر٬ با سپاه تفنگداران دریائی آمریکا تماس بگیرید.

برگردانده شده از:

http://www.ratical.org/ratville/CAH/warisaracket.html#up

Advertisements

2 دیدگاه برای “جنگ یک جنایت سازمان یافته است(فصل اول): سرکشکر اسمیدلی باتلر٬ برگردان: آمادور نویدی

  1. بازتاب: جنگ یک جنایت سازمان یافته است(فصل پنجم و پایانی) – مرگ بر جنگ: سرکشکر اسمیدلی باتلر – آمادور نویدی | اخگر

  2. بازتاب: جنگ یک جنایت سازمان یافته است(فصل پنجم و پایانی) – مرگ بر جنگ: سرکشکر اسمیدلی باتلر٬ برگردان: آمادور نویدی | اشتراک eshtrak

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 30 ژوئن 2015 بدست در دسته‌بندی نشده فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: