اخگر

ترجمه های آمادور نویدی – از اخگر شعله بر می خیزد!

جنگ یک جنایت سازمان یافته است(فصل دوم) – چه کسی سود می برد؟: سرکشکر اسمیدلی باتلر – آمادور نویدی

این طرح خواهان هیچ محدودیتی برای ضررانسانی٬ یعنی آن هائی که در جنگ مبارزه می کنند٬ نیست. تا آن جائی که من قادر به تشخیص بوده ام٬ هیچ محدودیتی در این طرح جهت از دست دادن یک چشم٬ یا یک دست سرباز٬ یا محدود کردن زخم هایش به یک٬ دو یا سه زخم دیده نمی شود. یا حتی هیچ محدودیتی برای ازدست دادن جان سربازان وجود ندارد.

War-USA-400x293

جنگ یک جنایت سازمان یافته است(فصل دوم)- چه کسی سود می برد؟

نوشته: سرکشکر اسمیدلی باتلر

برگردان: آمادور نویدی

شرکت مختصر ما در جنگ جهانی مقدار ۵۲ هزار میلیون دلار برای آمریکا هزینه دربر داشته است. مجسم کنید. این یعنی ۴۰۰ دلار به ازای هر آمریکایی مرد٬ زن٬ و کودک. و ما هنوز بدهی امان را پرداخت نکرده ایم. ما در حال پرداختن بدهی امان هستیم٬ فرزندان ما این بدهی را خواهند پرداخت٬ و احتمالاً نوه هایمان٬ هزینه این جنگ را خواهند پرداخت.

سود معمولی یک کسب و کار مورد نظر در آمریکا شش٬ هشت٬ ده٬ و برخی اوقات دوازده درصد است. اما  سود زمان جنگ – آه! موضوع دیگری است – بیست٬ شصت٬ یکصد٬ سیصد٬ و حتی هزار و هشتصد درصد – محدودیتی وجود ندارد- به اندازه یک آسمان است. عمو سام پول دارد٬ تمام مخارج را تحمل خواهد کرد٬ پس بگذار به سراغش برویم.

البته٬ در زمان جنگ به این روشنی و ناپخته گفته نمی شود. بلکه ملبس به سخن رانی درباره میهن پرستی٬ و عشق به کشور است٬ و « همه ما باید هزینه  جنگ را بپردازیم»٬ اما سود حاصل از جنگ آنقدر بالا می رود که سر به فلک می کشد – و به راحتی به جیب زده می شود. اجازه دهید چند مثال بیاورم:

دوستانمان دیو پونت ها٬ فروشندگان پودر(گوگرد) را درنظر بگیریم – آیا آن ها اخیراً در برابر کمیته مجلس سنا شهادت ندادند که چه گونه  گوگرد آن ها باعث پیروزی جنگ شد؟ یا جهان را برای دمکراسی نجات داد؟ یا چه گونه در جنگ کمک کردند؟ آن ها یک شرکت میهن پرست بودند. خوب٬ میانگین درآمد دیو پونت ها برای مدت زمان ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۴ شصت هزار دلار در سال بود. زیاد نبود٬ اما دیو پونت ها موفق شدند تا به راحتی زندگی کنند. حال اجاه دهید به میانگین سود سالانه آن ها در سال های جنگ٬ ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ نگاهی بیاندازیم. می بینیم که  پنجاه و هشت میلیون دلار سود در یک سال داشته اند! تقریباً ده برابر زمان معمولی که سود خیلی خوبی داشتند. افزایش سود بیش از ۹۵۰ درصد.

شرکت های کوچک فولادمان را درنظر بگیریم که میهن پرستانه به ساخت ریل و پل و…جهت  تولید لوازم جنگی مشغول بود. خوب٬ میانگین درآمد سالانه آن ها در سال های ۱۹۱۰-۱۹۱۴ شش میلیون دلار بوده است. سپس جنگ شد. و٬ مانند یک شهروند وفادار٬ فولاد بیتلهام به سرعت شروع به ساخت مهمات جنگی کرد. آیا سود آن ها بالا رفت – یا آیا آن ها به عموسام اجازه دادند در معامله شرکت کند؟ خوب٬ میانگین سود سالانه آن ها ۴۹ هزار دلار بود.

یا٬ اجازه دهید فولاد ایالات متحده را درنظر بگیریم. درآمد میانگین آن ها در مدت پنج سال قبل از جنگ ۱۰۵ میلیون دلار در سال بود. بد که نبود. سپس جنگ درگرفت وسودشان بالا رفت. برای مدت زمان ۱۹۱۴-۱۹۱۸ درآمد سالانه آن ها به ۲۴۰ میلیون دلار رسید. بد که نشد.

حال که به برخی از درآمدهای فولاد و گوگرد آشنا شدیم٬ اجازه بدهید نگاهی به چیز دیگری بیاندازیم. بهترست کمی درباره مس صحبت کنیم که همیشه در زمان جنگ درآمد خوبی داشته است.

برای مثال شرکت آناکوندا. میانگین درآمد آن ها در طول سال های قبل از جنگ ۱۹۱۰-۱۹۱۴ ده میلیون دلار بوده است. سود زمان جنگ ۱۹۱۴-۱۹۱۹ آن ها به ۳۴ میلیون دلار در سال جهش داشت.

مس شرکت یوتا در سال های ۱۹۱۰-۱۹۱۴ بطور میانگین ۵ میلیون دلار در سال درآمد داشت٬ اما در دوره جنگ میانگین سود سالانه اش به ۲۱ میلیون دلار رسید.

اجازه دهید این پنج شرکت را با سه شرکت کوچک تر٬ یک گروه کنیم. میانگین سود سالانه کل٬ قبل از جنگ ۱۹۱۰-۱۹۱۴ برابر با ۱۳۷۴۸۰۰۰۰ دلار بود. پس از جنگ٬ میانگین سود سالانه این گروه سر به فلک کشید و برابر با ۴۰۸۳۰۰۰۰۰ دلار شد.

افزایش سودی تقریبا ۲۰۰ درصدی.

آیا از جنگ٬ پول و سود به دست می آید؟ برای سرمایه دارهای شرکت های فولاد٬ گوگرد و مس چنین شد. اما تنها آن ها نیستند٬ هنوز کسان دیگری هستند. اجازه دهید درباره شرکت چرم صحبت کنیم.

سه سال قبل از جنگ٬ سود کل شرکت چرم مرکزی٬ ۳۵۰۰۰۰۰ دلار بود. تقریبا ۱۱۶۷۰۰۰ دلار در سال. خوب٬ در سال ۱۹۱۶ چرم مرکزی سودی برابر با ۱۵ میلیون دلار داشت٬ یک افزایش کوچک ۱۱۰۰ درصدی. فقط همین.

شرکت مواد شیمیائی عمومی٬ سه سال قبل از جنگ بطور میانگین اندکی بیش از ۸۰۰ هزار دلار سود سالانه داشت. بعد جنگ شد٬ و سود آن ها به ۱۲ میلیون دلار رسید٬ یعنی جهشی ۱۴۰۰ درصدی.

شرکت بین المللی نیکل – و نمی توانیم بدون نیکل جنگ کنیم – از افزایش سود میانگین فقط ۴ میلیون دلاری درسال به ۷۳ میلیون دلار سالانه جهش کرد. بد که نبود؟ افزایش سود بیش از ۱۷۰۰ درصد.

شرکت تصفیه شکر آمریکائی سه سال قبل از جنگ  بطور متوسط ۲ میلیون دلار در سال سود داشت. در سال ۱۹۱۶ سودش ۶ میلیون دلار در سال ثبت شده است.

سند شماره ۲۵۹ شصت و پنجمین کنگره مجلس سنا٬ درباره سود شرکت ها و درآمد دولت گزارش می دهد. سود ۱۲۲شرکت بسته بندی کننده گوشت٬ ۱۵۳ تولید کننده پنبه٬ ۲۹۹ سازنده پوشاک٬ ۴۹ کارخانه فولاد٬ و ۳۴۰ تولید کننده  ذغال سنگ در طول جنگ در نظر گرفته شده است. سودهای زیر ۲۵ درصد مستثنی بودند. برای مثال شرکت های ذغال سنگ بر سهام سرمایه خود٬ بین ۱۰۰ و ۷۸۵۶ درصد در زمان جنگ سود برده اند. درآمد شرکت های بسته بندی شیکاگو دوبرابر و سه برابر بوده است.

و اجازه دهید بانک داران را فراموش نکیم که جنگ بزرگ را تأمین مالی کرده اند. اگر کسانی باشند که سرشیر سود را در زمان جنگ داشته باشد٬ بانک داران بوده اند. آن ها با شراکت به جای ترکیب سازمان ها٬ این قدرت را دارند که به سهام داران گزارش ندهند. و به همان گونه که سود آن ها یک راز بود٬ بسیار هم زیاد بود. چه گونه بانک ها میلیون ها و میلیاردهای خود را ساخته اند٬ من نمیدانم٬ برای این که آن رازهای کوچک هرگز– حتی در برابر کمیته تحقیق مجلس سنا فاش نشد.

اما این هم برخی دیگر از صنایع میهن پرست سفته باز٬ دلال و کلاه بردار که راه خود را به سودهای جنگ باز کردند.

نگاهی به کارخانه کفش بیاندازیم. آن ها جنگ را دوست دارند٬ چون برای کسب و کار آن ها سودهای غیرمعمولی کسب می کند. آن ها از طریق فروش کفش به متحدان خارجی امان سودهای عظیمی کسب کرده اند. شاید٬ مانند کارخانه های تولید اسلحه سازی و سازندگان مهمات و جنگ افزار٬ آن ها را نیز به دشمن هم فروخته اند. از آن جايی که بقول ضرب المثل معروف «یک دلار٬ خودش یک دلار است»٬ می خواهد از آلمان باشد یا از فرانسه. اما آن ها از طریق فروش کفش به عمو سام هم سود برده اند. برای مثال٬ آن ها به عمو سام ۳۵ میلیون جفت پوتین پاشنه میخی سربازی فروخته اند. ۴ میلیون سرباز وجود دارد. برای یک سرباز هشت جفت پوتین یا بیش تر. هنگ من در مدت جنگ فقط یک جفت پوتین برای هر سرباز داشت . برخی از این پوتین ها احتمالاً هنوز موجود باشند. آن ها پوتین های خوبی بودند٬ اما وقتی که جنگ تمام شد عمو سام حدود ۲۵ میلیون پوتین باقی مانده داشت که خریده و پولشان را داده بود. سود تاریخی که کارخانه کفش به جیب زد.

هنور هم چرم زیادی باقی مانده بود. بدین صورت٬ صاحبان چرم به عمو سام شما٬ صدها هزار زین اسب با مارک مک کلان برای سواره نظام فروخته بودند. اما هیچ سواره نظام آمریکائی در خارج از کشور نبود!  بالاخره کسی باید از شر این چرم ها راحت شود. یک کسی باید یک سودی ببرد – چون ما تعداد بسیار زیادی زین اسب  با براند مک کلان داشتیم. احتمالاً هنوز هم آن ها را داشته باشیم.

به هین صورت یک کسی هم تعداد زیادی پشه بند داشت. آن ها به عمو سام شما٬ ۲۰ میلیون پشه بند جهت استفاده سربازان خارج از کشور فروختند. فکر می کنم آقایان توقع داشتند که سربازان هنگام خواب از پشه بندها در گودال های گلی استفاده کنند – آن هم در حالی که با یک دست نیش شپش های پشت خود را می خاراندند و با دست دیگرموش های خزنده را از خود دور می کردند. خوب٬ هرگز حتی یکی از این پشه بندها به فرانسه نرسید!

به هرحال٬ این تولید کنندگان متفکر می خواستند مطمئن شوند که هیچ سربازی بدون پشه بند خود نباشد٬ بنابراین ۴۰ میلیون یارد اضافی پشه بند به عمو سام فروخته شد.

در آن روزها سود خیلی خوبی از پشه بندها به دست آمد٬ اگر چه هیچ پشه ای در فرانسه وجود نداشت. فکر می کنم٬ اگر جنگ فقط کمی بیش تر ادامه داشت٬ بازرگانان تولید کننده پشه بند به عمو سام دو محموله پشه جهت مستقر شدن در فرانسه می فروختند تا پشه بند های بیشتری در دست باشد.

تولید کنندگان هواپیما و موتور نیز احساس کردند که باید سودهای خود را از این جنگ بگیرند. چرا که نه؟ هر کس دیگری سود خود را می گرفت. بنابراین٬ هزار میلیون دلار – اگر به اندازه کافی زنده ماندید٬ دلارها را بشمارید – توسط عمو سام برای ساخت موتورهای هواپیما خرج شد که هرگز از زمین برنخاستند! نه یک هواپیما٬ نه یک موتور٬ از سفارش میلیارد دلاری٬ هرگز به زمین نبرد در فرانسه نرسید. فقط همان تولید کنندگان٬ سود کم ۳۰ درصد ۱۰۰٬درصد ٬ یا ۳۰۰ درصدی به دست آوردند.

ساخت لباس زیر برای سربازان ۱۴ سنت خرج بر می دارد و عموسام ۳۰ تا ۴۰ سنت برای آن ها پرداخت کرد – یک سود کوچک خوب برای تولید کنندگان لباس زیر. و تولید کنندگان جوراب بلند و تولید کنندگان لباس نظامی و تولید کنندگان کلاه و تولید کنندگان کلاه خود فولادی/ایمنی – همه سودهای خوب خود را کسب کردند.

زمانی که جنگ تمام شد٬ حدود ۴ میلیون مجموعه ای از تجهیزات – کوله پشتی و لوازمی که برای پرکردن آن ها است – انبارها را در این سمت پر کرد. حال که مقررات٬ محتویات را تغئیر داده است٬ آن ها را اوراق کرده اند. برای این که تولید کنندگان٬ سودهای دوران جنگ خود را پس انداز کرده اند – تا دفعه بعد٬  دوباره٬ همه چیز را تکرار کنند.

در زمان جنگ٬ ایده های درخشانی جهت کسب سود وجود داشت.

یک میهن پرست همه فن حریف٬ به عمو سام٬ دوازده دوجین آچار ۴۸ اینچ فروخت. آه٬ آن ها آچارهای خیلی خوبی بودند. تنها مشکل این بود که فقط یک مهره ساخته شده بود که به اندازه کافی برای این آچارها بزرگ بود. و آن مهره٬ همانی است که توربین ها را در آبشار نیاگارا نگه می دارد. خوب٬ پس از آن که عمو سام آچارها را خریده بود و تولید کننده سود را به جیب زده بودند٬ آچارها را روی کامیون های حمل و نقل گذاشتند و به سراسر آمریکا فرستادند تا از آن ها استفاده شود. زمانی که آتش بس امضاء شد٬ در واقع ضربه غمناکی برای تولید کننده آچار بود. او در صدد ساخت مهره هائی جهت تطبیق دادن و جفت و جور کردن آچارها بود٬ و تصمیم داشت که نوع جدید را نیز به عمو سام شما بفروشد.

باز هم میهن پرست دیگری ایده درخشانی داشت که سرهنگ ها نباید سوار اتوموبیل٬ یا حتی سوار اسب شوند. شاید کسی تصویر اندی جکسون را دیده باشد که سوار درشکه/کالسکه چهارچرخ است. خوب٬ حدود ۶۰۰۰ درشکه به عمو سام جهت استفاده سرهنگ ها فروخته شد! حتی از یکی از آن ها استفاده نشد. اما تولید کننده درشکه سود جنگ خود را گرفت.

کشتی سازان احساس کردند که آن ها هم باید بیایند. آن ها کشتی های زیادی ساختند که به ارزش بیش از ۳۰۰۰ میلیون دلار سود بسیار زیادی بردند. برخی از کشتی ها خوب بودند. اما ۶۳۵ میلیون دلار٬ قیمت آن کشتی هائی بود که از چوب ساخته شده بودند و شناور نمی ماندند. درزهای آن ها باز شد- و غرق شدند. اگرچه٬ ما برای آن ها پرداخت کردیم٬ و کس دیگری سودهایش را به جیب زد.

آمارگران و اقتصاد دانان و محققان تخمین زده اند که هزینه جنگ برای عمو سام شما٬ ۵۲۰۰۰ میلیون دلار هزینه برداشته است. از این مجموع٬ ۳۹۰۰۰ میلیون دلار صرف خود جنگ واقعی شد. این هزینه ۱۶۰۰۰ میلیون دلار سود دربر داشت. به این صورت است که چگونه ۲۱۰۰۰ میلیاردر و میلیونر به وجود آمد و به آن جا رسیدند. این ۱۶۰۰۰ میلیون دلار سود نباید کم اهمیت تلقی شود. این کاملاً مبلغ تمیزی است٬ و به دست تعداد بسیار کمی رسید.

کاوشگران کمیته (جدید) سنا در صنعت سلاح و سودهای حاصل از جنگ٬ علی رغم افشاگری های مهیج٬ به سختی کار کمی از پیش برده اند.

حتی با این حال٬ همین تحقیق٬ مقداری اثر داشته است. وزارت امور خارجه «برای مدتی » روش های شرکت نکردن در جنگ را مطالعه کرده است. وزارت جنگ به ناگهان تصمیم گرفت که نقشه فوق العاده ای برای بهار دارد. دولت از کمیته ای با دپارتمان های جنگ و نیروی دریائی تحت ریاست دلالان خبره وال استریت نام می برد٬ تا سود حاصل از زمان جنگ را محدود سازد. این محدودیت تا چه اندازه است. اوم م م. احتمالا سود ۳۰۰ و ۶۰۰ و ۱۶۰۰ درصدی آن هائی که  در جنگ جهانی خون را به طلا تبدیل می کنند٬ به برخی ارقام کوچک تر محدود می شود.

بهرحال٬ ظاهراً٬ این طرح خواهان هیچ محدودیتی برای ضررانسانی٬ یعنی آن هائی که در جنگ مبارزه می کنند٬ نیست. تا آن جائی که من قادر به تشخیص  بوده ام٬ هیچ محدودیتی در این طرح جهت از دست دادن یک چشم٬ یا یک دست سرباز٬ یا محدود کردن زخم هایش به یک٬ دو یا سه زخم دیده نمی شود. یا حتی هیچ محدودیتی برای ازدست دادن جان سربازان وجود ندارد.

ظاهراً٬ هیچ چیزی در این طرح وجود ندارد٬ که برای مثال بگوید در میدان نبرد بیش از ۱۲ درصد هنگ نباید زخمی شود٬ یا بیش از ۷ درصد یک بخش نباید کشته شود.

البته٬ برای کمیته این مسائل٬ بی اهمیت تلقی می شود.

پایان فصل دوم

درباره نویسنده: اسمیدلی دارلینگتون باتلر

* متولد: در وست چستر پنسیلوانیای آمریکا در ۳۰ ژوئیه ۱۸۸۱

* تحصیلات: دبستان هاورفورد

* ازدواج: با اتل سی پیترز٬ فیلادلفیا٬ در ۳۰ ژوئن ۱۹۰۵

* برنده جایزه دو مدال افتخار کنگره:

۱- تسخیر ورا کروز٬ مکزیک٬ درسال ۱۹۱۴

۲- تسخیر پادگان ریوی یر٬ هائیتی٬ در سال ۱۹۱۷

* مدال خدمات برجسته٬ در سال ۱۹۱۹

* سرکشکر – سپاه تفنگداران دریائی آمریکا

* بازنشسته در ۱ اکتبر ۱۹۳۱

* با مرخصی در خدمت به عنوان مدیر دپارتمان ایمنی٬ فیلادلفیا٬ در سال ۱۹۳۲

* سخن ران – در دهه ۱۹۳۰

* کاندیدای جمهوری خواهان برای مجلس سنا٬  در سال  ۱۹۳۲

* درگذشت در بیمارستان نیروی دریائی٬ فیلادلفیا٬ آمریکا در ۲۱ ژوئن سال ۱۹۴۰

* برای اطلاعات بیشتر درباره سرکشکر باتلر٬ با سپاه تفنگداران دریائی آمریکا تماس بگیرید.

برگردانده شده از:

http://www.ratical.org/ratville/CAH/warisaracket.html#up

 

Advertisements

2 دیدگاه برای “جنگ یک جنایت سازمان یافته است(فصل دوم) – چه کسی سود می برد؟: سرکشکر اسمیدلی باتلر – آمادور نویدی

  1. بازتاب: جنگ یک جنایت سازمان یافته است(فصل پنجم و پایانی) – مرگ بر جنگ: سرکشکر اسمیدلی باتلر – آمادور نویدی | اخگر

  2. بازتاب: جنگ یک جنایت سازمان یافته است(فصل پنجم و پایانی) – مرگ بر جنگ: سرکشکر اسمیدلی باتلر٬ برگردان: آمادور نویدی | اشتراک eshtrak

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 5 ژوئیه 2015 بدست در دسته‌بندی نشده فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: