اخگر

ترجمه های آمادور نویدی – از اخگر شعله بر می خیزد!

جنگ یک جنایت سازمان یافته است(فصل سوم) – چه کسی هزینه می پردازد؟: سرکشکر اسمیدلی باتلر – آمادور نویدی

 

سرباز بزرگ ترین بخش صورت حساب جنگ را می پردازند. خانواده سرباز نیز می پردازد. آن ها با همان دل شکستگی می پردازند که سرباز پرداخت. به همان گونه که سرباز رنج می برد٬ آن ها هم رنج می برند. در شب٬ هنگامی که سرباز در سنگرش دراز کشیده است و به ترکش گلوله هائی که اطراف او منفجر می شود نگاه می کند٬ پدرش٬ مادرش٬ زنش٬ خواهرانش٬ برادرانش٬ پسران و دخترانش نیز در خانه در تختخواب خود دراز می کشند٬ ناآرام و بی خواب از این پهلو به آن پهلو غلت می خورند. زمانی که سرباز بدون یک چشم٬ یا بدون یک پا٬ یا با افکار شکسته و آشفته به خانه برمی گردد٬ و رنج می برد٬ خانواده او هم به همان اندازه و حتی٬ برخی اوقات بیش تر از سرباز نیز رنج می برد. بله٬ و خانواده ها٬ نیز٬ دلارهایشان را جهت سود سازندگان مهمات و بانک داران و کشتی سازان و کارخانه ها و دلالان اهدا کرده اند. خانواده ها٬ نیز٬ اوراق قرضه آزادی خریده اند و پس از آتش بس جنگ٬ به سود بانک داران درحقه بازی و تردستی قیمت دست کاری شده اوراق قرضه آزادی٬ سهیم بوده و کمک کرده اند.و حتی حال خانواده های سربازان زخمی و روانی و سربازانی که هرگز قادر به بازسازی خود نیستند هنوز هم رنج می برند و هنوز هم غرامت جنگ را می پردازند.

democracy,usa way!

جنگ یک جنایت سازمان یافته است(فصل سوم) – چه کسی هزینه می پردازد؟

نوشته: سرکشکر اسمیدلی باتلر

برگردان: آمادور نویدی

War-USA-400x293

سرباز بزرگ ترین بخش صورت حساب جنگ را می پردازند. خانواده سرباز نیز می پردازد. آن ها با همان دل شکستگی می پردازند که سرباز پرداخت. به همان گونه که سرباز رنج می برد٬ آن ها هم رنج می برند. در شب٬ هنگامی که سرباز در سنگرش دراز کشیده است و به ترکش گلوله هائی که اطراف او منفجر می شود نگاه می کند٬ پدرش٬ مادرش٬ زنش٬ خواهرانش٬ برادرانش٬ پسران و دخترانش نیز در خانه در تختخواب خود دراز می کشند٬ ناآرام و بی خواب از این پهلو به آن پهلو غلت می خورند. زمانی که سرباز بدون یک چشم٬ یا بدون یک پا٬ یا با افکار شکسته و آشفته به خانه برمی گردد٬ و رنج می برد٬ خانواده او هم به همان اندازه و حتی٬ برخی اوقات بیش تر از سرباز نیز رنج می برد. بله٬ و خانواده ها٬ نیز٬ دلارهایشان را جهت سود سازندگان مهمات و بانک داران و کشتی سازان و کارخانه ها و دلالان اهدا کرده اند. خانواده ها٬ نیز٬ اوراق قرضه آزادی خریده اند و پس از آتش بس جنگ٬ به سود بانک داران درحقه بازی و تردستی قیمت دست کاری شده اوراق قرضه آزادی٬ سهیم بوده و کمک کرده اند.و حتی حال خانواده های سربازان زخمی و روانی و سربازانی که هرگز قادر به بازسازی خود نیستند هنوز هم رنج می برند و هنوز هم غرامت جنگ را می پردازند.

 

جنگ یک جنایت سازمان یافته است(فصل سوم) – چه کسی هزینه می پردازد؟

نوشته: سرکشکر اسمیدلی باتلر

برگردان: آمادور نویدی

چه کسی سود را تأمین می کند؟ این سودهای خوب کم ۲۰ ٬ ۱۰۰ ٬ ۳۰۰ ٬ ۱۵۰۰ و ۱۸۰۰ درصدی را؟ همه ما این سودها را با مالیات به آن ها می پردازیم. وقتی که اوراق قرضه آزادی را به ۱۰۰ دلار خریدیم و به بانک داران به ۸۴ و یا ۸۶ دلار فروختیم٬ سود بانک داران را دادیم. این بانک داران ۱۰۰ ها هزار دلار به جیب زدند. این یک دستکاری ساده بود. بانک داران امنیت بازارو مرکز بازرگانی را کنترل می کنند. برای آن ها آسان بود تا قیمت اوراق قرضه را کاهش دهند. سپس همه ما – مردم – ترسیدیم و قرضه های خود را به ۸۴ یا ۸۶ دلار فروختیم. بانک داران آن ها را از ما خریدند٬ سپس همین بانک داران با سر وصدا ترقی قیمت را تحریک کردند و قرضه دولت هم تراز شد – و بالا رفت.

اما سربازان بزرگ ترین بخش این /صورت حساب وهزینه را پرداختند.

اگر این را قبول ندارید٬ از گورستان های سربازان آمریکائی میدان جنگ در خارج از کشور دیدن کنید. یا به یکی از بیمارستان سربازان از جنگ برگشته در آمریکا سری بزنید . در گردشگری از کشور٬ در وسط نوشتن این مقاله٬ از هیجده بیمارستان دولتی یا سربازان از جنگ برگشته دیدن کرده ام. در میان آن ها ۵۰ هزار مرد نابود شده وجود دارد – مردانی که هیجده سال پیش برگزیدگان ملت و کشور بودند. جراج بسیار ماهر و ارشد در بیمارستان دولتی؛ در میلووکی٬ جائی که ۳۸۰۰ نفر زنده مرده وجود دارد٬ به من گفت که مرگ و میر سربازان برگشته از جنگ سه برابر بزرگ تر از آن هائی است که در خانه ماندند و جنگ نکردند.

پسر هائی با دیدگاه های طبیعی از کشتزارها و مزارع٬ ادارات٬ کارخانه ها٬ و کلاس های درس گرفتند و در صفوف ارتش گذاشتند. آن ها بازتولید شده بودند؛ آن ها دوباره ساخته شده بودند؛ آن ها ساخته شده بودند تا «عقب گرد نظامی» کنند٬ تا قتل را مانند دستور روز  بدانند؛ آن ها شانه به شانه گذاشته شده بودند؛ و٬ از طریق روان شناسی جمعی٬ کاملاً تغئیر یافته بودند. ما از آن ها برای دو سال استفاده کردیم و آموزش دادیم تا به هیچ وجه به کشتن و کشتن شدن فکر نکنند.

سپس٬ ناگهان٬ ما آن ها مرخص کردیم و به آن ها گفتیم که یک «عقب گرد» دیگر بکنند! این بار آن ها باید خودشان را دوباره٬ محروم [بدون] روان شناسی توده ای تنظیم کنند. فشرده٬ بدون کمک افسران و مشاوره و بدون تبلیغات سراسری. ما به آن ها دیگر نیاز نداشتیم. بنابراین آن ها را بدون هیچ سخن رانی یا رژه «سه دقیقه ای» یا «وام آزادی» پراکنده کردیم. بسیاری از این پسران جوان خوب در نهایت٬ بیش از حد٬ از نظر روانی نابود شده اند٬ برای این که آن ها به تنهائی نمی توانند آن «عقب گرد» نهائی را انجام دهند.

در بیمارستان دولتی در ماریون٬ ایالت ایندیانا٬ ۱۸۰۰ نفر از این پسران بستری اند! پانصد نفر آن ها در سربازخانه هائی با میله های فولادی و سیم هائی در اطراف ساختمان و پارک ها هستند. این ها از نظر روانی نابود شده اند. این پسران حتی شبیه به انسان نیستند. آه٬ نگاه های چهره آن ها! از نظر فیزیکی٬ آن ها وضعیت خوبی دارند؛ اما از نظر روانی٬ بیمارند٬ تمام شده و نابود گشته اند.

هزاران و هزران موارد این چنینی وجود دارد٬ و هر دم بیش تر و بیش تر بستری می شوند. هیجان فوق العاده جنگ٬ قطع ناگهانی آن هیجان – پسران جوان طاقت تحملش را نداشتند. آن بخشی از صورت حساب است. بسیار زیاد برای مرده ها- آن ها سهم خود را در سود های حاصل از جنگ پرداخته اند. از نظر روانی و جسمی بسیار زیاد زخم خورده اند – اکنون آن ها در حال پرداختن  سهم  سود جنگ هستند. اما دیگران هم می پردازند – آن ها زمانی که خودشان را از آتش جنگ دور می کنند و بستگانشان اونیفورم عمو سام را پوشیده اند٬ با قلب های شکسته٬ هزینه می پردازند – سودهای حاصل از جنگ را ساخته اند. آن ها بخش دیگری را در اردوگاه های آموزشی می پردازند٬ جائی که آن ها سازماندهی٬ شدیداً مهار و منضبط شدند و عملیات نظامی می کردند٬ در حالی که دیگران مشاغل آن ها را گرفتند و جای آن ها را در جامعه و زندگی اجتماعی گرفتند. آن ها در گودال ها٬ سنگرها٬ وجوی ها هزینه پرداخته اند٬ جائی که تیراندازی کردند و تیر خوردند؛ جائی که زمانی پیش می آمد که روزها گرسنه بودند؛ جائی که در گل و لای و سرما و در باران– هم راه آه و ناله٬ فریاد وجیغ٬ یک لالائی  وحشتناک بود٬ می خوابیدند.

اما فراموش مکن – سرباز بخشی از دلارها و سنت های صورت حساب را نیز پرداخت کرد.

تا قبل و ازجمله جنگ آمریکا و اسپانیا٬ ما یک سیستم پاداش پولی داشتیم٬ و سربازان و ملوانان برای پول می جنگیدند. در طول جنگ داخلی٬ و در بسیاری موارد٬ قبل از این که به خدمت بروند٬ به آن ها پاداش داده می شد. دولت یا ایالت٬ تا حدود ۱۲۰۰ دلار برای هر مشمول به خدمت سربازی  پرداخت می کرد. در دوره جنگ آمریکا و اسپانیا پول پاداش می دادند. زمانی که ما هر کشتی  را که اسیر می کردیم٬ تمام سربازان سهم خود را می گرفتند – حداقل باصطلاح می گرفتند. سپس معلوم شد که با بردن کل پول جایزه و حفظ آن٬ می توانیم مخارج جنگ را کاهش دهیم٬ اما بهرحال سرباز را به خدمت نظام [به خدمت سربازی] بگیریم. سپس سربازان نمی توانند جهت کار خود چانه بزنند٬ هر کسی دیگری می تواند چانه بزند٬ اما سرباز نمی تواند.

یک بار ناپلئون گفت٬

«همه مردها شیفته و گرفتار عشق دکوراسیون هستند … آن ها بطور مثبت تشنه آنند و آرزوی آن را دارند.»

بنابراین با توسعه سیستم ناپلئونی – مدال کسب و کار –  دولت یاد گرفت که می تواند سربازان را برای پول کم تری به کار بگیرد٬ چون که پسرها دوست دارند که آراسته به مدال باشند. تا جنگ داخلی٬ مدالی وجود نداشت. سپس مدال افتخار کنگره داده شد.  به خدمت سربازی در آمدن آسان شد. پس از جنگ داخلی٬ هیچ مدال جدیدی صادر نشد تا جنگ آمریکا و اسپانیا.

در جنگ جهانی اول٬ ما از تبلیغات برای استخدام پسرها به خدمت استفاده کردیم. تبلیغات آن چنان ساخته شده بود که اگر آن ها به خدمت ارتش در نیایند٬ شرمنده شوند.

این تبلیغات آن چنان بی رحم بود که حتی خدا را هم در آن آورده بود. برای کشتن آلمانی ها٬ پدر روحانی هم با چند مورد استثنی به غوغای بکش٬ بکش٬ بکش پیوسته بود. خدا هم راه و پشت و پناه ماست… این خواست اوست که آلمانی ها کشته شوند.

و در آلمان٬ کشیش هم از آلمانی ها می خواست که مردم کشورهای متحد را بکشند… تا همان خدا را راضی و خوشحال کنند. آن بخشی از تبلیغات عمومی بود٬ تا مردم را نسبت به جنگ و قتل آگاهی دهند و هشیار سازند.

برای پسرهای ما که برای کشته شدن فرستاده می شدند٬ ایده های زیبائی طرح شد. این «جنگی برای پایان دادن به تمام جنگ ها» بود. این «جنگی که جهان را برای دمکراسی امن سازد » بود. هیچ کسی به آن هائی که روانه جنگ می شدند نگفت٬ که رفتن و مردن آن ها یعنی سودهای بسیار زیاد حاصل از جنگ. هیچ کسی به این سربازان آمریکائی نگفت که ممکن است توسط گلوله های ساخته شده توسط برادران هم وطن خود کشته شوند. هیچ کسی به آن ها نگفت٬ که کشتی هائی که روی آن ها به جنگ می روند٬ ممکن است توسط زیردریائی های منفجر شوند که ساخته شده با اختراع ثبت انحصار آمریکاست. فقط به آن ها گفته شده بود که این یک «ماجراجوئی باشکوه» است.

بدین صورت٬ میهن پرستی را در حلق آن ها فرو کردند. تصمیم گرفته شده بود که آن ها باید برای هزینه جنگ نیز پولی بپردازند. بنابراین٬ ما به آن ها حقوق زیاد ۳۰ دلار در ماه را دادیم.

تمام کاری که آن ها باید برای این مبلغ سخاوتمندانه و پاداش انجام دهند٬ این بود که از عزیزان خود دور باشند٬ مشاغل خود را رها کنند٬ در سنگرهای باتلاقی دراز بکشند٬ غذای کنسروی ویلی بخورند(زمانی که بتوانند آن را بگیرند) و بکشند و بکشند و بکشند … و کشته شوند.

اما صبر کنید!

نیمی از آن دستمزد(فقط کمی بیش از یک کارگر کارخانه کشتی سازی یا یک کارگر کارخانه مهمات٬ که روزانه٬ در خانه امن می گیرید) به سرعت برای وابستگانش از او گرفته می شد٬ تا آن ها مخارجی برای جامعه او نداشته باشند. سپس او را مجبور کردیم تا مبلغی برای بیمه حوادث بپردازد- مقداری که کارفرما در یک دولت و حالت آزاد می پردازد – که ۶ دلار در ماه برایش خرج برمی دارد. برای او کم تر از ۹ دلار در ماه باقی می ماند.

سپس٬ بزرگ ترین بی احترامی واهانت – اوعملاً تهدید می شد که  باید برای مهمات٬ پوشاک٬ و غذای خود پرداخت کند ومجبور می شد اوراق قرضه آزادی بخرد. اغلب سربازان در روزهای پرداخت حقوق٬ هیچ پولی ندارند.

ما سربازان را مجبور کردیم که اوراق قرضه آزادی را٬ ۱۰۰ دلار بخرند و سپس زمانی که از جنگ برگشتند و نتوانستند کاری پیدا کنند- همان اوراق قرضه را به قیمت ۸۴ و ۸۶ دلار از آن ها خریدیم. سربازان حدود ۲۰۰۰ میلیون دلار ارزش این اوراق قرضه را خریده بودند.

بله٬ سرباز بزرگ ترین بخش صورت حساب جنگ را می پردازند. خانواده سرباز نیز می پردازد. آن ها با همان دل شکستگی می پردازند که سرباز پرداخت. به همان گونه که سرباز رنج می برد٬ آن ها هم رنج می برند. در شب٬ هنگامی که سرباز در سنگرش دراز کشیده است و به ترکش گلوله هائی که اطراف او منفجر می شود نگاه می کند٬ پدرش٬ مادرش٬ زنش٬ خواهرانش٬ برادرانش٬ پسران و دخترانش نیز در خانه در تختخواب خود دراز می کشند٬ ناآرام و بی خواب از این پهلو به آن پهلو غلت می خورند.

زمانی که سرباز بدون یک چشم٬ یا بدون یک پا٬ یا با افکار شکسته و آشفته به خانه برمی گردد٬ و رنج می برد٬ خانواده او هم به همان اندازه و حتی٬ برخی اوقات بیش تر از سرباز نیز رنج می برد.

بله٬ و خانواده ها٬ نیز٬ دلارهایشان را جهت سود سازندگان مهمات و بانک داران و کشتی سازان و کارخانه ها و دلالان اهدا کرده اند. خانواده ها٬ نیز٬ اوراق قرضه آزادی خریده اند و پس از آتش بس جنگ٬ به سود بانک داران درحقه بازی و تردستی قیمت دست کاری شده اوراق قرضه آزادی٬ سهیم بوده و کمک کرده اند.

وحتی حال خانواده های سربازان زخمی و روانی و سربازانی که هرگز قادر به بازسازی خود نیستند هنوز هم رنج می برند و هنوز هم غرامت جنگ را می پردازند.

پایان فصل سوم

درباره نویسنده: اسمیدلی دارلینگتون باتلر

* متولد: در وست چستر پنسیلوانیای آمریکا در ۳۰ ژوئیه ۱۸۸۱

* تحصیلات: دبستان هاورفورد

* ازدواج: با اتل سی پیترز٬ فیلادلفیا٬ در ۳۰ ژوئن ۱۹۰۵

* برنده جایزه دو مدال افتخار کنگره:

۱- تسخیر ورا کروز٬ مکزیک٬ درسال ۱۹۱۴

۲- تسخیر پادگان ریوی یر٬ هائیتی٬ در سال ۱۹۱۷

* مدال خدمات برجسته٬ در سال ۱۹۱۹

* سرکشکر – سپاه تفنگداران دریائی آمریکا

* بازنشسته در ۱ اکتبر ۱۹۳۱

* با مرخصی در خدمت به عنوان مدیر دپارتمان ایمنی٬ فیلادلفیا٬ در سال ۱۹۳۲

* سخن ران – در دهه ۱۹۳۰

* کاندیدای جمهوری خواهان برای مجلس سنا٬  در سال  ۱۹۳۲

* درگذشت در بیمارستان نیروی دریائی٬ فیلادلفیا٬ آمریکا در ۲۱ ژوئن سال ۱۹۴۰

* برای اطلاعات بیشتر درباره سرکشکر باتلر٬ با سپاه تفنگداران دریائی آمریکا تماس بگیرید.

برگردانده شده از:

http://www.ratical.org/ratville/CAH/warisaracket.html#up

 

Advertisements

2 دیدگاه برای “جنگ یک جنایت سازمان یافته است(فصل سوم) – چه کسی هزینه می پردازد؟: سرکشکر اسمیدلی باتلر – آمادور نویدی

  1. بازتاب: جنگ یک جنایت سازمان یافته است(فصل پنجم و پایانی) – مرگ بر جنگ: سرکشکر اسمیدلی باتلر – آمادور نویدی | اخگر

  2. بازتاب: جنگ یک جنایت سازمان یافته است(فصل پنجم و پایانی) – مرگ بر جنگ: سرکشکر اسمیدلی باتلر٬ برگردان: آمادور نویدی | اشتراک eshtrak

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 31 ژوئیه 2015 بدست در دسته‌بندی نشده فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: