اخگر

ترجمه های آمادور نویدی – از اخگر شعله بر می خیزد!

فلسطین: یک کشور برای همه یا آخرین پاکسازی قومی صهیونیست: آلن هارت – آمادور نویدی

معتقدم (که پاکسازی قومی فلسطینیان- م) تحول افزایش موج جهانی ضد اسرائیلیسم به ضد سامیسم(نفرت از یهودی) را تضمین می کند که حرکت سرنوشت ساز بزرگ دیگری را علیه یهودیان درهمه جا تنظیم خواهد کرد٬ و احتمالاً از آمریکا شروع می شود. و شاید این آن چیزیست که نتانیاهو و آن رهبران اسرائیلی دیوانه راستگرای او واقعاً می خواهند برای افکار فریب خورده خود توجیه کنند و (۱) تصمیم بگیرند و به تمام جهان بگویند که به جهنم بروید/گم شوید؛ و (۲) اعلام کنند که اگر اسرائیل بیش از حد تحت فشار قرار گیرد٬ آماده رفتن به هسته ای /استفاده  از بمب اتمی و راه اندازی و بکار گیری موشک های هسته ای در جنگ و دفاع از خود است . تنها نور ضعیف امیدی که می بینم٬ می تواند در کاخ سفید اتفاق بیفتد و آن زمانی است که نتانیاهو و لابی های صهیونیست و متحدان او در تأمین رأی کافی در کنگره در تلاش خود جهت ازبین بردن مشارکت آمریکا در توافق هسته ای کشورهای ۵+۱ با ایران در باطل کردن حق وتوی اوباما شکست بخورند . چنین شکست مهم و تحقیرآمیزی برای صهیونیسم می تواند در را برای اوباما بازکند که به اسرائیل بگوید: «دیگر بس است. حال سعی می کنم از اهرمی استفاده می کنم تا شما را به مجبور به انجام آنچیزی کنم که به بهترین وجهی به نفع شما و همچنین آمریکاست».

israeli pm, david ben gurion

فلسطین: یک کشور برای همه یا آخرین پاکسازی قومی صهیونیست

alan hart,suez-canal

نوشته: آلن هارت

برگردان: آمادور نویدی

سرمقاله اخیر تایمز اسرائیل٬ نوشته شده توسط آوی عیساچاروف٬ تحلیلگر خاورمیانه روزنامه٬ پایان راه حل دو کشور بود. و خط بعدی (تیتر دوم) زیر آن٬ نقل قولی از درون مقاله است٬ « زمانش فرارسیده که با صدای بلند بگوئیم: شایستگی اسرائیل برنده شده است – یک پیروزی موقت٬ که بی اندازه گران تمام شده٬ و اسرائیل را در مسیر تبدیل به کشوری با اکثریت مسلمان تنظیم کرده است. »

شروع افکار عیساچاروف به شرح زیر بود:

در حال حاضر٬ شرایط به گونه ای است که عقب نشینی اسرائیل را از کرانه باختری غیرممکن کرده است.

و در اینجا باید گفته شود: به نظر میرسد که زمان سرنوشت ساز فرارسیده است. راه حل دو کشور٬ دیگر وجود ندارد.

هیچ کشور فلسطینی در اینجا در کنار کشور اسرائیل وجود نخواهد داشت.

در ادامه پرسید که آیا کسی معتقدست که تخلیه شهرک نشینان یهودی (غیرقانونی) از کرانه باختری اشغالی امکانپذیر است. پاسخ او چنین بود(تأکید از من است).

در طول متارکه٬ ارتش اسرائیل موفق شد تا ساکنان شهرک نشینان را فقط در چند روز از غزه تخلیه کند. اما در آنزمان٬ کمتر از   ده هزار(۱۰۰۰۰) شهرک نشین بودند٬ و ارتش هم  به شکل دیگری بود. آیا کسی هست که بطور جدی فکر کند که ارتش در شکل کنونی اش – ارتشی که چنین تحولات اجتماعی مهمی در طول دو دهه گذشته داشته٬ و بهترین افسرانش اعضای جنبش مذهبی صهیونیستی هستند که در شهرک ها/مستعمرات زندگی می کنند – بتوانند وظایفی از آن نوع روش را انجام دهند؟ این ایده آنقدر غیرمنطقی به نظر میرسد که می تواند مضحک باشد.

چیزی که عیساچاروف نگفت آنست که دلیل واقعی خروج اسرائیل از نوار غزه٬ نیاز برای انجام برخی خنثی سازی ها در بمب ساعتی جمعیت اشغال شده بود.

در واقع راه حل دو کشور از لحظه اعلام قطعنامه ۲۴۲ شورای امنیت سازمان ملل در ۲۲ نوامبر ۱۹۶۷ هرگز بکار گرفته نشد.

جنگ شش روزه ژوئن سال ۱۹۶۷ ٬ جنگ تجاوزکارانه اسرائیل بود٬ نه دفاع از خود. با توجه به این واقعیت (در مخالفت و برخلاف تبلیغات صهیونیستی)٬ و آنچه که قطعنامه ۲۴۲ تأکید کرد٬ «بدست آوردن سرزمین بوسیله جنگ بود». این قطعنامه باید بی قید و شرط  خواهان خروج اسرائیل از تمام سرزمینهای اشغالی اعراب می شد. که نشد. اما شورای امنیت٬ بیشتر تسلیم صهیونیست شد.

پیش نویس قطعنامه ۲۴۲ ٬ اسرائیل را ملزم به قبول صلح در ازای خروج از «این سرزمین های اشغالی در درگیری های اخیر» کرد. بنابر تعریف٬ منظورقطعنامه٬ خروج از تمام سرزمین های به دست آمده در جنگ سال ۱۹۶۷ بود. اما بنابر اصرار صهیونیسم٬ که دولت جانسون در آمریکا تأئید کرده بود٬ کلمه سرنوشت ساز («این») از متن نهائی قطعنامه حذف شد؛ و اسرائیل را در تفسیر قطعنامه آزاد گذاشت که هرگونه میل داشت میزان خروج از سرزمین های اشغالی اعراب را تعئین کند٬ تازه اگر خروجی در کار باشد. به عبارت دیگر٬ قطعنامه ۲۴۲ کودک هیولای صهیونیسم را در صندلی رانندگی نشاند و بطور مؤثری به رهبران اسرائیل بر هر روند صلح حق وتو داد.

باید گفته شود که قطعنامه ۲۴۲ پیش فرظ چراغ سبز شورای امنیت سازمان ملل برای شهرک نشینان اسرائیلی/ مستعمره کردن سرزمین های اشغال شده جدید اعراب بود. چگونه؟ قطعنامه ۲۴۲ می بایست به اسرائیل گوشزد می کرد که اگر به شهرک سازی غیرمشروع اقدام نماید٬ محکوم و تحریم خواهد شد . ولی اسرائیل٬ نه محکوم و نه تحریم شد.

چرا شورای امنیت سازمان ملل به صهیونیسم تسلیم شد؟

پاسخ مختصرم٬ که به صورت خصوصی توسط یکی از دیپلومات های ارشد بریتانیایی شرکت کننده در نوشتن پیش نویس قطعنامه ۲۴۲ تأئید شده بود٬ به صورت زیر است.

کسانی که مسئول نوشتن قطعنامه ۲۴۲ بودند٬ بسیار آگاهی داشتند که جنگ طلبان اسرائیلی مصمم به روند مستعمره سازی خود هستند٬ که در مخالفت با قوانین بین المللی است ولی برایشان اهمیتی ندارد که جامعه بین المللی سازمان یافته چه می گوید یا چه می خواهد. بنابراین٬ برخی٬ اگر نه همه آن هائی که مسئول ساخت قطعنامه ۲۴۲ بودند٬ برای این واقعیت استعفا دادند٬ که به خاطر تاریخ یهودیان و هولوکاست نازی٬ اسرائیل هرگز نمی خواهد یا نمی تواند یک کشور معمولی باشد. در نتیجه٬ بی معنی است که اسرائیل ملزم به رفتاری مانند یک کشور معمولی باشد – برای مثال طبق قوانین بین المللی عمل کند و تعهداتش مانند عضوی از سازمان ملل باشد.

بیداری کامل من نسبت به عدم امکان عقب نشینی اسرائیل به حدود مرزهای سال  ۱۹۶۷ جهت ساخت فضائی برای یک دولت کوچک فلسطینی در زمان گفتگوی خصوصی ام با شیمون پرز در اوایل سال های ۱۹۸۰ ٬ مربوط به زمانی می شود که او رهبر اپوزیسیون حزب کارگر در برابر دولت لیکود مناخین بگین بود. در آن زمان من در روند تبدیل شدن به یک مشعلدار گفتگوی اکتشافی٬ محرمانه٬  بین پرز و یاسر عرفات٬ رئیس سازمان آزادیبخش فلسطین بودم . همانگونه که در خداحافظی با انسجام شورای امنیت سازمان ملل نشان دادم٬ عنوان فصل سوم جنگ بی پایان؟٬ زیرعنوان جلد سوم نسخه آمریکائی کتابم صهیونیسم: دشمن واقعی یهودیان٬ آنچه که در زیر می آید٬ چیزیست که پرز به من گفت (تأکید از من است).

می ترسم که الان (برای صلح) خیلی دیر شده باشد. هر روزی که می گذرد٬ آجرهای جدیدی بر شهرک های جدید می بیند. بگین دقیقاً می داند که (با سرعت هرچه تمامتر در گسترش برنامه شهرک سازی در جنوب باختری)٬ چه کار می کند. او در حال ساختن شرایط برای ایجاد یک جنگ داخلی یهودی است. او می داند که هیچ نخست وزیر یهودی نمی خواهد به عنوان کسی در تاریخ ثبت شود که به ارتش یهودی٬ دستور تیراندازی به مردم یهودی(جهت خروج از اشغال) را داده باشد.

پرز در آن زمان امیدوار بود که پس از انتخاب آینده اسرائیل به عنوان نخست وزیر جایگزین بگین شود و اضافه کرد٬«من نمی خواهم» (در تاریخ به عنوان آن کسی ثبت شوم که برای خروج از اشغال٬ به ارتش یهودی دستور تیراندازی به مردم یهودی داده است).

سئوال واضح شامل جواب خود اوست. اگر در سال ۱۹۸۰ که حدود ۷۰ هزار شهرک نشین غیرمشروع وجود داشت خیلی دیر بود٬ پس امروز چقدر بیشتر دیر شده است که بیش از ۵۰۰ هزار شهرک نشین غیرقانونی وجود دارد و روزانه بر تعداد آن ها افزوده می شود؟

حال به بیانیه عیساچاروف برگردیم که می گوید اسرائیل در مسیر تبدیل شدن به « کشوری با اکثریت مسلمان» است.

به نظر می رسد که فرض یا تصور او آن باشد که وقتی فلسطینیان در اسرائیل بزرگ امروزی به اکثریت برسند٬ صهیونیسم قبول خواهد کرد که درجهنم ساختن زندگی فلسطینیان اشغالی و تسلیم آن ها به اراده صهیونیست شکست خورده است و چیزی شبیه این بگویند٬ «ما آماده ایم بپذیریم که تنها راه حل٬ ایجاد یک کشور با حقوق برابر و امنیت برای همه است.»

آیا٬ واقعاً٬ این آن چیزیست که به احتمال زیاد اتفاق می افتد؟

در تئوری ممکن است که یک احتمال باشد٬ اگر فشار واقعی بر اسرائیل٬ با رهبری آمریکا باشد٬ و اگر منجر به آن شود که اکثریت یهودیان اسرائیل٬ نیاز آن چه را که به بهترین وجهی به نفع خود آنهاست ببینند. (واقعاً بر این باورم که یهودیان نخبگان فکری جهان غرب هستند و فلسطینیان به مراتب بیشتر نخبگان فکری جهان عرب هستند. و به همین دلیل است که معتقدم آن چیزی را که آن ها می توانند با صلح و همکاری در یک کشور با یکدیگر انجام دهند٬ نمادی/خمیرمایه ای است که رؤیاها از آن ساخته شده اند. آن ها همچنین می توانند که منطقه را برای بهتر شدن تغئیر دهند و با انجام این کار به جهان٬ امید و الهام جدیدی بدهند).

اما فکر می کنم که به احتمال زیاد  سناریوی دیگری وجود دارد.

رهبران اسرائیل جهت ازبین بردن حتی کوچک ترین ترین چشم انداز راه حل یک کشور٬ و برای جلوگیری از تبدیل شدن فلسطینی ها به اکثریت در قلمرو بین دریای مدیترانه و رود اردن٬ به دور نهائی پاکسازی قومی متوسل می شوند.

همان گونه که در مقالات قبلی نشان داده ام٬ معتقدم (که پاکسازی قومی فلسطینیان- م) تحول افزایش موج جهانی ضد اسرائیلیسم به ضد سامیسم(نفرت از یهودی) را تضمین می کند که حرکت سرنوشت ساز بزرگ دیگری را علیه یهودیان درهمه جا تنظیم خواهد کرد٬ و احتمالاً از آمریکا شروع می شود.

و شاید این آن چیزیست که نتانیاهو و آن رهبران اسرائیلی دیوانه راستگرای او واقعاً می خواهند برای افکار فریب خورده خود توجیه کنند و (۱) تصمیم بگیرند و به تمام جهان بگویند که به جهنم بروید/گم شوید؛ و (۲) اعلام کنند که اگر اسرائیل بیش از حد تحت فشار قرار گیرد٬ آماده رفتن به هسته ای /استفاده  از بمب اتمی و راه اندازی و بکار گیری موشک های هسته ای در جنگ و دفاع از خود است .

تنها نور ضعیف امیدی که می بینم٬ می تواند در کاخ سفید اتفاق بیفتد و آن زمانی است که نتانیاهو و لابی های صهیونیست و متحدان او در تأمین رأی کافی در کنگره در تلاش خود جهت ازبین بردن مشارکت آمریکا در توافق هسته ای کشورهای ۵+۱ با ایران در باطل کردن حق وتوی اوباما شکست بخورند . چنین شکست مهم و تحقیرآمیزی برای صهیونیسم می تواند در را برای اوباما بازکند که به اسرائیل بگوید: «دیگر بس است. حال سعی می کنم از اهرمی استفاده می کنم تا شما را به مجبور به انجام آنچیزی کنم که به بهترین وجهی به نفع شما و همچنین آمریکاست».

ممکنست که این اتفاق بیفتد٬ اما آیا خواهد افتاد؟  در مقیاس بین صفر تا  صد٬ شانس این اتفاق پنج است.

درباره نویسنده:

آلن هارت در حوادث  خاورمیانه و پیامدها و تبانی های وحشتناک جهانی آنها – امکان برخورد تمدنها٬ مسیحیان یهودی علیه اسلامگرایان٬ در طول راه٬ نقطعه عطف بزرگ دیگر علیه یهودیان – به مدت تقریبا ۴۰ سال درگیر بوده است… برای اطلاعات بیشتر در مورد آلن هارت به لینک زیر مراجعه کنید:

http://www.alanhart.net/about-alan-hart/

برگردانده شده از:

Palestine: One State For All Or A Final Zionist Ethnic …

http://www.informationclearinghouse.info/article42608.htm

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: