اخگر

ترجمه های آمادور نویدی – از اخگر شعله بر می خیزد!

عصر جنگ های امپریالیستی از جنگ منطقه ای٬ «تغئیر رژیم» تا جنگ جهانی: پروفسور جیمز پتراس- آمادور نویدی

گسترش جنگهای منطقه ای و محلی نمودار یک جنگ بزرگ جهانی است. آمریکا سلاح ها٬ هواپیماها٬ پایگاه ها و عملیات خود را به مرزهای روسیه و چین انتقال می دهد… در آسیا٬ واشنگتن  سازماندهی تجارت عمده٬ معاهدات نظامی و دیپلماتیک را به گونه طراحی کرده است که چین را حذف نموده و رشد و افزایش چین را به عنوان رقیب تجاری تضعیف نماید. این سازماندهی و فعالیت های تحریک آمیز قابل مقایسه با تحریم و محاصره ژاپن است که منجر به جنگ دوم جهانی در آسیا شد. …جنگ های امپریالیستی بذر جنگ های محلی را پاشیده اند٬ باعث یک سری فرارهای  توده ای پایان ناپذیر گشته است. هیچ داستان واقعی دیپلوماتیک موفقیت آمیز وجود ندارد! هیچ پیمان صلح پایدار٬ و قابل دوام وجود ندارد. تا آن جائی که به توافقات بین آمریکا- کوبا و ایران بر می گردد٬ آیا این توافقات پایدار و استراتژیک هستند یا فقط حرکات تاکتیکی امپریالیستی اند جهت آماده شدن حتی حملات بیشتر؟ بیماری  همه گیر جنگ در حال پس روی نیست. پناهندگان جنگی هنوز از خانه و کاشانه خود فرار می کنند؛ هیچ خانه یا جامعه ای برای آن ها  باقی نمانده است . بی نظمی و تخریب درحال افزایش و نه کاهش است؛ هیچ بازسازی جهت جوامع ازهم پاشیده٬ نه در غزه٬ نه در فلوجه٬ نه در دونباس٬ نه در گیرریرو٬ و نه در حلب وجود ندارد… پناهندگان جنگی هنوز از خانه و کاشانه خود فرار می کنند؛ هیچ خانه یا جامعه ای برای آن ها  باقی نمانده است … جامعه مدنی اروپای غربی به دلیل مهاجرت صدها هزار انسان از دریای مدیترانه٬ دریای اژه و کشورهای بالکان٬ وحشت زده شده است. هر روز پناهندگان زیادی می میرند. ده ها هزار انسان در بازداشتگاه های پرجمعیت و شلوغ زندگی می کنند. بازارهای کار محلی اشباع شده اند. خدمات اجتماعی درهم شکسته شده است… چه باید کرد؟… آیا واقعاً می توانیم با ایران به صلح برسیم وقتی که  ما نمی توانیم کنترل دولت خود را داشته باشیم که به ساز اسرائیل می رقصد؟ و اسرائیل اصرار بر جنگ دارد – ما برای آن ها بجنگیم!.. چه زمانی ما ضررهای خود را کاهش خواهیم داد تا ازقردادهای الزام آور این سازندگان جنگ – خارجی یا داخلی رها شویم؟

 

usa-war-crusade

عصر جنگ های امپریالیستی

از جنگ منطقه ای٬ «تغئیر رژیم» تا جنگ جهانی

James Petras-big

نوشته: پروفسور جیمز پتراس

برگردان: آمادور نویدی

سال۲۰۱۵ برای زندگی کردن٬ به سال خطرناکی تبدیل شده است.

در سراسر جهان جنگ ها گسترش می یابند.

هنگامی که کشورهای جدیدی بمباران میشوند٬ و کشورهائی که  قبلاً بمباران شده بودند٬ با شدت بیشتری ویران میشوند و مورد تاخت و تاز و غارت قرار می گیرند٬ جنگ ها در حال شعله ور شدن هستند .

در کشورهائی که اخیراً از طریق انتخابات٬ تغئیرات نسبتاً صلح آمیزی صورت گرفته بود٬ حالا در آستانه جنگ داخلی هستند.

این جنگ ها٬ جنگهائی که پایانی ندارند؛ جنگهائی که اشغالگران امپریالیستی با مقاومتی دراز مدت مواجه شده اند٬ بدون برنده اند٬ اما بازندگان زیادی دارند.

سیل پایان ناپذیر پناهندگان جنگی در سراسر مرزها در جریان است. مردم نومید به خاطر زنده ماندن و قربانی بودن حملات امپریالیستی بازداشت٬ تحقیر و گناهکار شناخته میشوند.

در حال حاضر قدرت های بزرگ هسته ای در اروپا و آسیا در برابر هم قرار گرفته اند: ناتو علیه روسیه٬ آمریکا و ژاپن علیه چین. آیا این جریان خون و جنگ در بیابانی برهوت  به یکدیگر ملحق می شود که از زندگی گرانبهای خود خالی گردد؟

زندگی خطرناک: افزایش موج درگیری های خشونت آمیز

شکی نیست که جنگ ها و تهدیدهای نظامی جایگزین دمکراسی٬ مذاکرات و انتخابات دمکراتیک به عنوان ابزار اصلی حل و فصل درگیری های سیاسی تبدیل شده است. جنگ ها در تمام مدت این سال (۲۰۱۵) در  مرزها بسط و گسترش یافته٬ و به شدت افزایش می یابد.

متحدان ناتوئی٬ آمریکا٬ ترکیه و اتحادیه اروپا٬ آشکارا با حملات هوائی و نیروهای زمینی خود به سوریه حمله برده اند. طرح هائی جهت اشغال بخش شمالی سوریه وجود دارد٬ تا منجر به ایجاد آن چیزی گردد که رژیم اردوغان آنجا را به عنوان یک «منطقه حائل» جا بزند٬ تا روستاها و مردمش را پاکسازی کند.

دولت ترکیه تحت بهانه «جنگ با داعش»٬ کردها(شهروندان و مقاومت جنگجویان» و متحدان سوریه ای آن ها را بمباران می کند. در مرزهای جنوبی سوریه٬ نیروهای ویژه آمریکائی از پایگاه های خود در اردن٬ به نمایندگی از تروریست های مزدور- تأمین مالی شده توسط رژیم های سلطنتی خلیج فارس٬ عملیات را شتاب و گسترش داده است.

پس از جنگ مورد حمایت آمریکا٬ اتحادیه اروپا و سعودی که چهار سال پیش علیه دولت سکولار سوریه راه اندازی شد٬ بیش از ۴ میلیون سوریه ای به عنوان پناهنده از خانه و کاشانه خود فرار کرده اند و بیش از ۲۰۰۰۰۰ (دویست هزار نفر) کشته شده اند.

ده ها تروریست٬ مزدور و گروه های فرقه ای٬ سوریه را به صورت ملوک الطوایفی تقسیم کرده٬ منابع اقتصادی و فرهنگی سوریه را غارت نموده و اقتصادش را بیش از نود درصد کاهش داده اند.

مداخله نظامی آمریکا٬ اتحادیه اروپا و ترکیه٬ جنگ را به عراق و لبنان گسترش می دهد و … ترکیه – به دولت سکولار٬ گروه های اقلیت قومی و جامعه مدنی سکولار حمله می کند.stop_israel_us_saudi_arabia_turkey_qatar_supporting_isis_terrorists

عربستان سعودی و امارات متحده عربی سلطنت طلب و فئودال با تانک و حملات هوائی به یمن٬ کشوری که فاقد دفاع هوائی است ٬ حمله کرده اند. شهرها و شهرستان های عمده را ویران کرده اند. نیروی زمینی عربستان و نفربرهای زرهی اش هزاران نفر را می کشند و زخمی می کنند – که اغلب شهروندان غیرنظامی هستند. محاصره وحشیانه هوائی و دریائی بنادر یمن توسط عربستان سعودی منجر به بحران انسانی گشته٬ بطوری که ده میلیون یمنی با گرسنگی عمدی روبه رو گشته اند که توسط یک رژیم سلطنتی سنگدل و ثروتمند وقیح تحمیل شده است.

جنگجویان مقاومت یمن٬ که از شهرهای بزرگ رانده شده اند٬ برای جنگ چریکی طولانی مدت علیه هیولای سعودی و دست نشاندگان آنها آماده می شوند. مقاومت آن ها  به سراسر سرحدات  و مرز های دیکتاتوری مطلق سعودی گسترش یافته است.

اشغال وحشیانه سربازان اسرائیلی٬ در همکاری با استعمارگران مسلح «شهرک نشین»٬ به تسخیر خشونت آمیز سرزمین های فلسطین سرعت بخشیده است.  اسرائیلی ها٬ پاکسازی ساکنان قومی فلسطینی٬ اعراب بدوی٬ دروزی و مسیحی را شدت بخشیده اند تا جوامع آن ها را با شهرک های استعماری «فقط اسرائیلی» نژادپرست جایگزین کنند.

ضرب و شتم روزانه علیه «اردوگاه های عظیم پناهندگان فلسطینی» غزه٬ همراه با محاصره مسلحانه زمینی٬ هوائی و آبی٬ جلوگیری از بازسازی ده ها هزار خانه٬ دبستان٬ بیمارستان٬ کارخانه و زیرساختی است که توسط حمله رعدآسای اسرائیل در سال گذشته نابود شد.

ادامه الحاق و پاکسازی قومی سرزمین های فلسطینی مانع هرگونه روند دیپلماتیک می شود: سیاست انتخابی اسرائیل در برخورد با همسایگان عرب و جمعیت اسیر٬ جنگ های استعماری بوده و ادامه دارد.

جنگ های آفریقا٬ نتیجه مداخلات پیشین آمریکا و اتحادیه اروپا٬ ادامه ویرانگری قاره است. کشورهای  سومالی٬ سودان٬ کنیا و لیبی دستخوش درگیری های خونین٬ بین رژیم های مورد حمایت آمریکا و اتحادیه اروپا و جنبش های مسلح مقاومت ملی و اسلامی است.

در سراسر شمال و صحرای آفریقا٬ رژیم های تحت حمایت آمریکا و اتحادیه اروپا در لیبی٬ نیجریه (بوکوحرام)٬ مصر(داعش٬ اخوان المسلمین و دیگران)٬ نیجر٬ سودان جنوبی٬ سومالی و جاهای دیگر باعث تحریک و تشدید تحولات مسلحانه شده اند.

دیکتاتورهای دست نشانده امپریالیستی که در مصر و اتیوپی با مشت آهنین حکومت می کنند- توسط حامیان آمریکائی و اتحادیه اروپا٬ تأمین مالی و مسلح شده اند.

جنگ های امپریالیستی در سراسر خاورمیانه و آسیای جنوبی چیره گشته است. صدها افسر نظامی عراقی بعثی٬ که توسط اشغال نظامی آمریکا٬ اخراج یا زندان و شکنجه شده اند٬ حال دارای انگیزه مشترکی با جنگجویان اسلامی شده اند تا داعش را تشکیل دهند و بطور مؤثر یک سوم عراق و مناطق استراتژیک سوریه را اشغال کنند.

روزانه در بغداد بمبگذاری صورت می گیرد تا دولت دست نشانده عراق را تضعیف کنند. پیشرفت های استراتژیک داعش٬ آمریکا را مجبور می کند تا نقش مستقیم خود را در جنگ از سربگیرید و تشدید کند.

us-war

عقب نشینی آمریکا از بغداد و شکست ارتش آموزش دیده عراق توسط آمریکا در برابر حملات بعثی و اسلامگرا فریاد دسته جمعی افتتاح جنگ طولانی مدت در مقیاس بزرگ در عراق و سوریه است. جنگ هوائی ترکیه علیه کردها در عراق باعث تشدید جنگ در شمال عراق و گسترش آن به جنوب شرقی ترکیه خواهد گشت.

نزدیک به «خانه»٬ کودتای مورد حمایت اتحادیه اروپا و آمریکا (تغئیر رژیم) در کیف و کوشش جهت تحمیل حکومت دیکتاتوری الیگارشی طرفدار غرب در اکراین٬ منجر به شعله ور شدن یک جنگ داخلی ملی ویرانگر شده٬ که پروکسی های ناتو را علیه ائتلاف مورد حمایت روسیه در دونباس به رقابت کشانده است. آمریکا٬ انگلستان٬ لهستان و دیگر قدرت های ناتوئی عمیقاً متعهد به هل دادن جنگ تا مرزهای روسیه هستند.

جنگ سرد جدیدی با اعمال تحریم های گسترده اقتصادی آمریکا و اتحادیه اروپا علیه روسیه وجود دارد٬ که تمرینات عمده نظامی ناتو را تا درب روسیه سازمان دهی کرده است. تعجبی ندارد که این تحریکات با عکس العمل بزرگتر – بالابردن توان رزمی نیروهای نظامی روسیه رو به رو می شود. بدست گرفتن قدرت در اکراین٬ که در ابتدا منجر به جنگ قومی محلی شد٬ حال به رویاروئی جهانی گسترش یافته است که ممکن است به سوی یک رویاروئی هسته ای حرکت کند٬ واین در حالی است که روسیه صدها هزار پناهنده جذب می کند که از کشتار در اکراین فرار کرده اند.

رژیم دست نشانده در افغانستان در تمام مناطق٬ ازجمله پایتخت٬ کابل با پیشرفت عمده طالبان مواجه شده است.

جنگ در افغانستان در حال تشدید شدن است و رژیم کابل که تحت حمایت آمریکاست در حال عقب نشینی است. سربازان آمریکائی به ندرت می توانند از پناهگاه خود فراتر بروند.

در حالی که  نیروی نظامی طالبان پیشرفت می کند٬ رهبرانش خواستار تسلیم کامل دست نشاندگان کابل و خروج سربازان آمریکائی می شوند. واکنش آمریکا تشدید یک جنگ طولانی مدت خواهد بود.

پاکستان٬ با سلاح های آمریکائی٬ آماده به جنگ با یک درگیری بزرگ در امتداد مرزهای خود با هند و جنگ دائمی در ایالت نیمه مستقل مرز شمال غربی با جنبش اسلامگرا و چریکی قوم پشتون مواجه شده است که مورد حمایت احزاب توده ای سیاسی منطقه است. این احزاب  که عملاً منطقه شمال غربی را کنترل می کنند٬ اسلحه و پناهگاه ملیشای طالبان را جهت عملیات در افغانستان و پاکستان فراهم می کنند.

درگیری های مسلحانه قومی مذهبی در غرب چین٬ میانمار و شمال هند ادامه دارد. جنبش های مقاومت پایدار مردمی در مقیاس بزرگ در منطقه میلیتانت شمال شرقی  تایلند وجود دارد که مخالف دیکتاتوری سلطنتی نظامی رایج در بانکوک هستند.

در قرن ۲۱ ٬ در جنوب و جنوب شرقی آسیا٬ مانند بقیه جهان٬ جنگ و درگیری های مسلحانه به نکته اصلی حل و فصل اختلافات قومی٬ اجتماعی٬ قبیله ای و منطقه ای با دولت های مرکزی تبدیل شده است: دیپلماسی و انتخابات دمکراتیک منسوخ و ناکارآمد درنظر گرفته می شود.

آمریکای لاتین – در آستانه

جنبش های خشونت آمیز رو به رشد راستگرایان افراطی پارلمانی٬ که در صدد سرنگونی  یا «استیضاح» دولت های چپ میانه رو منتخب در آمریکای لاتین هستند٬ با درگیریهای بزرگی با دولت و طرفداران توده ای آنها روبرو میشوند.

US-Obama-Latin-America

گروه های مخالف تحت حمایت آمریکا٬ در اکوادور٬ ونزوئلا و برزیل درتظاهرات خشونت آمیزی درگیرند٬ که به سوی سرنگونی رژیم های منتخب کارگردانی شده اند. در مورد اکوادور٬ «بخش های مردمی»٬ از جمله برخی رهبران بومی و بخش هائی از جنبش اتحادیه های کارگری٬ خواستار یک «قیام» جهت سرنگونی رئیس جمهور کورریا شده اند. به نظر می رسد که آن ها به این حقیقت بی اعتنا هستند٬ که الیگارش های راست افراطی که  در حال حاضر کنترل دفاتر کلیدی را در سه شهر اصلی (گوایاکیل٬ کینتو و کوینکا) در دست دارند٬ برنده واقعی «قیام ها» ی خود خواهند شد.

ظهور مجدد راست به عنوان اولین گام٬ رؤیای خشونت آمیز «تغئیر رژیم» را رفتن به سوی «پاک کردن ثبت وقایع» یک دهه رفرم های اجتماعی٬ سازمان های منطقه ای مستقل و سیاست های خارجی مستقل می بیند.

در این زمان به کار بردن کلمه «جنگ داخلی» در آمریکای لاتین ممکن است که بسیار قوی باشد – اما اپوزیسیون مورد حمایت آمریکا در حال رفتن به سوی این مسیراست. آمریکا و پروکسی های محلی او که برای بیرون انداختن رژیم فعلی از طریق انتخات با آشفتگی٬ شلوغ کاری و مشکلات روبه رو شده اند٬ تئاتر خشونت های خیابانی٬ خرابکاری٬ حکومت نظامی و کودتاهای نظامی را برگزیده اند – که با انتخابات تمیز/ پاکسازی شده – کاندیدهای ماهر و کهنه کار مورد تأئید آمریکا دنبال می شود.

جنگ و خشونت در مکزیک و اکثر کشورهای آمریکای مرکزی رایج است. کودتای نظامی مورد حمایت آمریکا٬ زیلایا رئیس جمهورمنتخب مردم و مستقل هندوراس را سرنگون ساخت. رژیم متعاقب پروکسی آمریکا٬ صدها نفر هوادار دمکراسی و مخالف را به قتل رساند و زندانی کرد و هزاران نفر رانده از خشونت٬ فرار کرده اند.

«پیمان صلح» سال های ۱۹۹۰با میانجیگری آمریکا در الساوادور و گواتمالا به گونه ای مؤثر از هرگونه اصلاحات کشاورزی و توزیع درآمد که ممکن بود به بازسازی جوامع مدنی ختم شود٬ جلوگیری نمود. و این منجر به دو دهه نارضایتی توده ای٬ ظهور بیش از ۱۰۰ هزار عضو «باند های» مسلح گشت که بطور متوسط شش تا ده هزار قتل صورت گرفت و الساوادور  براساس سرانه به «پایتخت آدمکشی نیمکره»  تبدیل گشت. تلفات قتل سالانه  تحت میانجیگری «پیمان صلح» آمریکا در حال حاضر فراتر از کشته های هر سال جنگ داخلی است.

«پایخت کشتار» واقعی نیمکره٬ مکزیک است. در طول یک دهه طولانی٬ «جنگ علیه مواد مخدر» مورد حمایت آمریکا بیش از ۱۰۰ هزار نفر به قتل رسیده اند – جنگی که به جنگ دولت علیه مردم مکزیک تبدیل شده است.

جنگ داخلی به دولت مکزیک اجازه داده است که جواهرات تاج اقتصاد ملی- صنعت نفت را خصوصی کند و بفروشد. در حالی که هزاران مکزیکی ترور و قتل عام می شوند٬ شرکت های نفتی آمریکائی و اروپائی بطور عجیبی از اربابان مواد مخدر در امان هستند. همین دولت مکزیکی٬ پلیس٬ مقامات و ارتش آن٬ که با اربابان مواد مخدر در تقسیم میلیاردها دلار همکاری می کند٬ از شرکت های نفتی خارجی و مدیران آنها حفاظت می کنند. پس از این همه٬ دلارهای مواد مخدر توسط بانک ها در نیویورک٬ میامی٬ لس آنجلس و لندن جهت تقویت کمک به سفته بازان پولشوئی می شوند.

از جنگ های منطقه ای تا جنگ هسته ای

گسترش جنگهای منطقه ای و محلی نمودار یک جنگ بزرگ جهانی است. آمریکا سلاح ها٬ هواپیماها٬ پایگاه ها و عملیات خود را به مرزهای روسیه و چین انتقال می دهد.

هرگز تا این اندازه زیاد٬ سربازان و هواپیماهای جنگی آمریکايی در بسیاری از مناطق استراتژیک گذاشته نشده اند٬ که اغلب کمتر از یک ساعت مسافت رانندگی از شهرهای عمده روسیه باشند.

حتی در اوج جنگ سرد٬ آمریکا این همه تحریمات اقتصادی را علیه شرکت های روسی تحمیل نکرده بود.

در آسیا٬ واشنگتن  سازماندهی تجارت عمده٬ معاهدات نظامی و دیپلماتیک را به گونه طراحی کرده است که چین را حذف نموده و رشد و افزایش چین را به عنوان رقیب تجاری تضعیف نماید. این سازماندهی و فعالیت های تحریک آمیز قابل مقایسه با تحریم و محاصره ژاپن است که منجر به جنگ دوم جهانی در آسیا شد.

«جنگ نیابتی» آشکار در اکراین٬ شاید اولین فریاد دسته جمعی برای جنگ جهانی سوم در اروپا باشد. کودتای مورد حمایت آمریکا و اتحادیه اروپا در کیف منجر به الحاق اکراین غربی شده است. روسیه در پاسخ به تهدید خشونت نسبت به اکثریت قومی روس در کریمه واز دست دادن پایگاه دریائی استراتژیک خود در دریای سیاه٬ کریمه را ضمیمه کرد.

در زمان تهیه مقدمات جهت جنگ جهانی دوم٬ آلمان اتریش را ضمیمه کرد. آمریکا و اتحادیه اروپا در یک شیوه مشابه٬ با کودتای خشونت آمیز٬ یک رژیم دست نشانده در کیف سر کار گذاشتند٬ تا جهت بدست گرفتن قدرت بزرگ در آسیای مرکزی٬ گام های ابتدائی خود را بردارند. تقویت نیروهای رزمی شامل گذاشتن پایگاه های بزرگ نظامی تهاجمی در لهستان است.

رئیس جمهور تازه منتخب راستگرای افراطی ورشو٬ اندرزیه دودا درخواست کرده است که لهستان٬ به پایگاه مرکزی ناتو جهت عملیات و خط مقدم جبهه در جنگ علیه روسیه تبدیل شود.

جنگ و جنگ های بیشتر و سیل پایان ناپذیر پناهندگان

جنگ های امپریالیستی آمریکا و اتحادیه اروپا منجر به نابودی زندگی و معیشت شمار میلیون ها نفر انسان در جنوب آسیا٬ شمال و صحرای آفریقا٬ آمریکای مرکزی٬ مکزیک٬ کشورهای بالکان و حال اکراین شده است.

چهار میلیون پناهنده سوری که کشورشان بوسیله بمب ها٬ هواپیماهای بدون سرنشینن و مزدوران نیابتی آمریکا و اتحادیه اروپا غارت و ویران شده است٬ فرار کرده اند و به میلیون ها پناهنده افغانی٬ پاکستانی٬ عراقی٬ یمنی٬ سومالیائی٬ لیبیائی٬ فلسطینی٬ و سودانی پیوسته اند.

میلیون ها پناهنده و آواره جنگ به سوی جای امنی در اروپای غربی فرار کرده اند٬ و به میلیون ها پناهنده اقتصادی می پیوندند که از بازار آزاد فقر در لیتوانی٬ لتونی٬ استونی٬ بلغارستان٬ رومانی٬ لهستان٬ کشورهای بالکان و دیگر کشورهای ماهواره / دنباله روی اتحادیه اروپا فرار کرده اند.

جامعه مدنی اروپای غربی به دلیل مهاجرت صدها هزار انسان از دریای مدیترانه٬ دریای اژه و کشورهای بالکان٬ وحشت زده شده است.

هر روز پناهندگان زیادی می میرند. ده ها هزار انسان در بازداشتگاه های پرجمعیت و شلوغ زندگی می کنند. بازارهای کار محلی اشباع شده اند. خدمات اجتماعی درهم شکسته شده است.

آمریکا برای میلیون ها انسانی دیوار و اردوگاه های بازداشتی می سازد که سعی می کنند از عواقب سخت و ناگوار محور بازارهای آزاد امپریالیستی در مکزیک٬ ترور مواد مخدر و «توافق صلح» دروغین – تحمیل خشونت در آمریکای مرکزی فرار کنند.

refugee crisisrefugees-boat

تا زمانی که جنگ های غربی پیشروی می کنند٬ پناهندگان نومید چند برابر می شوند. این فقیران و درماندگانی که با چهار دست و پا از دروازه های مناطق مرکزی و حیاتی کشور های امپریالیستی بالا می روند٬ گریه کنان می گویند: « بمب های شما و نابودی سرزمینمان بدست شما٬ ما را به اینجا رانده و کشانده است٬ حالا شما باید در میهن خود با ما سروکار داشته باشید».

تحریک و دامن زدن به جنگ طبقاتی بین پناهندگان و «بومیان» امپریالیسم غربی – ممکن است که  حال در دستور کار نباشد … ولی آینده جامعه «مدنی» در اروپا و آمریکا تیره و تار است.

در همین حال٬ جنگ های بزرگتر و بیشتری در چشم انداز هستند و میلیون ها شهروند اضافی بی خانمان خواهد شد و با انتخاب گرسنگی٬ فرار با خانواده های خود یا جنگ با امپریالیسم مواجه خواهند شد. صفوف تعداد مبارزان مقاومت خشمگین و باتجربه در افغانستان٬ عراق٬ لیبی٬ یمن٬ اکراین و جاهای دیگر در حال افزایش است .

آمریکا و اتحادیه اروپا در حال تبدیل شدن به دژهای مسلح هستند. پلیس آمریکا با شهروندان به حاشیه رانده شده مانند یک ارتش اشغالگر رفتار می کند٬ به آمریکائی های آفریقائی تبار٬ مهاجران و مخالفان حمله می کند – و در حالی که جوامع فقیر را غارت می کند …  از ثروتمندان حفاظت می کند…

نتیجه گیری

جنگ در همه جا هست و گسترش می یابد: هیچ قاره یا منطقه ای٬ کوچک یا بزرگ٬ از سرایت جنگ در امان نیست.

جنگ های امپریالیستی بذر جنگ های محلی را پاشیده اند… باعث یک سری فرارهای  توده ای پایان ناپذیر گشته است. هیچ داستان واقعی دیپلوماتیک موفقیت آمیز وجود ندارد! هیچ پیمان صلح پایدار٬ و قابل دوام وجود ندارد!

ممکن است که برخی از کارشناسان به این تجزیه و تحلیل اعتراض کنند: آن ها به ایجاد روابط حسنه اخیر بین کوبا و آمریکا به عنوان یک «موفقیت» اشاره می کنند. آن ها به راحتی فراموش می کنند که آمریکا هنوز در ونزوئلا٬ بزرگترین شریک تجاری کوبا خرابکاری می کند٬ و پروکسی های عمده منطقه ای واشنگتن خواستار تغئیر رژیم در میان متحدان کوبا٬ در کشورهای اکوادور٬ برزیل و بولیوی هستند٬ و این که واشنگتن بطور فزاینده ای در حال تهدید بازارهای آلترناتیو کوبا در روسیه و چین است. چشم انداز در اهتزاز درآوردن پرچم آمریکا در نسیم خارج از سفارت در هاوانا٬ پوشش خیلی کمی در مقابل تهدید مشت آهنین واشنگتن بر متحدان کوبا است.

دیگران به پیمان صلح بین آمریکا و ایران به عنوان یک «موفقیت» بزرگ استناد می کنند. آن ها فراموش می کنند که آمریکا از حمله خونین سعودی به همسایه خود یمن٬ و قتلعام جوامع شیعه حمایت می کند؛ و این که آمریکا با یک نقشه راه به اسرائیل٬ جزئیات تمام سیستم دفاعی ایران را ارائه داده است و این که آمریکا و اتحادیه اروپا بی رحمانه در حال بمباران سوریه٬ متحد ایران هستند.

تا آن جائی که به توافقات بین آمریکا- کوبا و ایران بر می گردد٬ آیا این توافقات پایدار و استراتژیک هستند یا فقط حرکات تاکتیکی امپریالیستی اند جهت آماده شدن حتی حملات بیشتر؟

بیماری  همه گیر جنگ در حال پس روی نیست.

پناهندگان جنگی هنوز از خانه و کاشانه خود فرار می کنند؛ هیچ خانه یا جامعه ای برای آن ها  باقی نمانده است .

بی نظمی و تخریب درحال افزایش و نه کاهش است؛ هیچ بازسازی جهت جوامع ازهم پاشیده٬ نه در غزه٬ نه در فلوجه٬ نه در دونباس٬ نه در گیرریرو٬ و نه در حلب وجود ندارد.

اروپا لرزش یک آتش سوزی بزرگ را احساس می کند.

آمریکائی ها هنوز براین عقیده اند که دو اقیانوس از آن ها محافظت خواهد کرد. به آن ها گفته شده است که قرار دادن موشک های ناتو در مرزهای روسیه و استقرار کشتی های جنگی در سواحل نزدیک به چین و ساختن دیوارهائی با سیم الکتریکی و گذاشتن سیم خاردار در کنار ریوگرانتی از آن ها محفاظت می کند. ایمان و عقیده آن ها در رهبران و مبلغان سیاسی خود این چنین است.

چه  دروغ های بسته بندی شده ای! موشک های بین قاره ای می تواند بر نیویورک٬ واشنگتن و لس آنجلس مثل« باران» فرود آید.

زمان بیداری  فرارسیده است!

زمانش فرارسیده است که از مسابقه بی پروای آمریکا و اتحادیه اروپا به سوی جنگ جهانی سوم  جلوگیری کنیم!

از کجا باید شروع کنیم؟ لیبی بطور برگشت ناپذیری نابود شده است؛ برای آن جا خیلی دیر شده است! سوریه٬ عراق و افغانستان شعله ور هستند. ما در گودال جنگ عمیق تر فرو می رویم٬ در حالی که به ما گفته شده است که عقب نشینی کرده ایم! سلاح ها و سربازان بیشتری به اکراین فرستاده می شود!

آیا واقعاً می توانیم با ایران به صلح برسیم وقتی که  ما نمی توانیم کنترل دولت خود را داشته باشیم که به ساز اسرائیل می رقصد؟ و اسرائیل اصرار بر جنگ دارد – ما برای آن ها بجنگیم! همان گونه که ژنرال جنایتکار جنگی و نخست وزیر اسرائیل  آریل شارون به برخی صهیونیست های آمریکائی نگران گفت:«مشکل با آمریکا؟ ما یک سر و شانه از آن ها جلوتریم …
»!

فقط نگاهی به خانواده های وحشت زده ای نگاه کنید که ازکشتار و خونریزی در خاورمیانه یا مکزیک فرار کرده اند.

چه باید کرد؟

چه زمانی ما ضررهای خود را کاهش خواهیم داد تا ازقردادهای الزام آور این سازندگان جنگ – خارجی یا داخلی رها شویم؟

 

درباره نویسنده:

جیمز پتراس استاد بازنشسته جامعه شناسی دانشکاه بینگهمتون٬ در بینگهمتون٬ نیویورک و کمک استاد دانشگاه سنت مری٬ هالیفیکس٬ نوا اسکوشیا٬ در کاناد است.

برگردانده شده از:

The Age of Imperial Wars By Prof. James Petras, August 22, 2015

http://www.globalresearch.ca/the-age-of-imperial-wars/5470957

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: