اخگر

ترجمه های آمادور نویدی – از اخگر شعله بر می خیزد!

چگونه آمریکا با استفاده از فن آوری سیاسی مردم جهان را فریب می دهد؟(بخش دوم): دیمیتری اورلف/ آمادور نویدی

اما هنوز هم برخی دروس مهم مانده که از فن آوری های سیاسی برای فریب مردم خود و جهان توسط معماران امپراتوری آمریکا یاد گرفت – و ما باید آن دروس را یاد بگیریم قبل از این که توسط لایه ای ضخیم از گرد و غبار تاریخ پوشیده شوند. … باجیگران اقتصادی، حرفه ای هایی هستند که حقوق بسیار زیادی می گیرند تا با تقلب و کلاهبرداری، تریلیون ها دلار از کشورهای سراسر جهان به جیب بزنند. آنها از طریق بانک جهانی، آژانس توسعه بین المللی آمریکا (یو اس اید)، و دیگر سازمانهای «کمک رسانی» خارجی، پول را به خزانه های شرکتهای بسیار بزرگ/غول و جیب های چند خانواده ثروتمند واریز می نمایند که منابع طبیعی سیاره را کنترل می کنند. ابزار آنها شامل گزارش های مالی جعلی، تقلب در انتخابات/انتخابات سازماندهی شده، پرداخت حقوق به مزدوران/دست نشاندگان، اخاذی، صنعت سکس و قتل است. آنها مسابقه ای را بازی می کنند که به قدمت عمر امپراتوری است، اما مسابقه ای که ابعاد جدید و وحشتناکی در این دوران جهانی شدن دارد… روش های انقلاب نارنجی اغلب به عنوان یک راه مسالمت آمیز/عدم خشونت، جهت تغئیر رژیم تبلیغ می شود. جین شارپ، نظریه پرداز بزرگ انقلاب بدون خشونت یا انقلاب مسالمت آمیز، مصر است که تمام اعتصابات باید بدون خشونت باشند. اما مفهوم عدم خشونت، و آرامش اگرچه برای لطیف و حساس کردن افکار است، باید کنار گذاشته شود است – زیرا که به زبان ساده، انقلاب بدون خشونت یا انقلاب  مسالمت آمیز وجود ندارد.

mark twain quote2

 چگونه آمریکا با استفاده از فن آوری سیاسی مردم  جهان را فریب می دهد؟

(بخش دوم)

نوشته: دیمیتری اورلف

ترجمه و تلخیص: آمادور نویدی

قبل از این که امپراتوری آمریکا در موجی از سردرگمی و شرم جاروب شود، ممکنست که ما قادر شویم تا برخی از دروس مفید را یاد بگیریم.

ما می توانیم فن آوری های سیاسی را که آمریکا علیه بقیه جهان بکار میبرد در سه کاتگوری/دسته گسترده تقسیم کنیم. اگرچه در دو دسته اول ممکنست که درگیری در خشونت فیزیکی آشکار نباشد – حداقل نه هر باری که اعمال میشود – ولی هر سه دسته در واقع یک جنگ – جنگ ترکیبی را تشکیل میدهند.

۱. وام نزول خواری بین المللی

۲. سندیکای انقلاب نارنجی

۳. تروریسم از طریق پروکسی/نیابتی

جان پرکینز در اعترافات خود، وام نزول خواری بین المللی را هم چون یک باجیگیر/ جنایتکار اقتصادی توصیف می کند:

باجیگران اقتصادی، حرفه ای هایی هستند که حقوق بسیار زیادی می گیرند تا با تقلب و کلاهبرداری، تریلیون ها دلار از کشورهای سراسر جهان به جیب بزنند. آنها از طریق بانک جهانی، آژانس توسعه بین المللی آمریکا (یو اس اید)، و دیگر سازمانهای «کمک رسانی» خارجی، پول را به خزانه های شرکتهای بسیار بزرگ/غول و جیب های چند خانواده ثروتمند واریز می نمایند که منابع طبیعی سیاره را کنترل می کنند. ابزار آنها شامل گزارش های مالی جعلی، تقلب در انتخابات/انتخابات سازماندهی شده، پرداخت حقوق به مزدوران/دست نشاندگان، اخاذی، صنعت سکس و قتل است. آنها مسابقه ای را بازی می کنند که به قدمت عمر امپراتوری است، اما مسابقه ای که ابعاد جدید و وحشتناکی در این دوران جهانی شدن دارد.

این تلاش ها سرانجام کشوری ورشکسته تولید می کند که قادر به پرداخت وام های خارجی خود نیست. در حالی که در دوره های قبلی، آمریکا از دیپلوماسی کشتی های توپدار/ دیپلوماسی مسلح، جهت گرفتن پرداخت ها/پول از کشورهای مقروض استفاده می کرد، در یک محیط اقتصادی جهانی این روش تا اندازه زیادی غیرضروری شده است. در عوض، این تهدید ساده با امتناع از ارائه نقدینگی به بانک های کشور مقروض، کافی است تا کشور تسلیم شود. که به نوبه خود، تسلیم منجر به تحمیل ریاضت اقتصادی میشود:که بهداشت، آموزش، برق، آب و دیگر خدمات عمومی یا قطع می شوند و یا با خصوصی سازی با قیمت ارزان به منافع خارجی فروخته میشوند؛ پس اندازهای شخصی مصادره شده تا پرداختی نمادین علیه قروض رو به رشد/بالونی خارجی باشد؛ یارانه ها و تعرفه ها تغئیر یافته تا به نفع کشوهای جی ۸ /هشت کشور بزرگ و به ضرر کشور مقروض باشد و این لیست ادامه دارد. جامعه از هم پاشیده میشود؛ مردم جوان و هر شخص با استعداد یا تحصیلکرده ای، سعی میکند که مهاجرت کند، پیرمردان و پیرزنان فقیر، ناامیدان، و یغماگران اجتماعی باقی میمانند.

این فن آوری سیاسی، اخیراً در یونان، پرتغال و ایرلند خوب کار کرده است. اما هنوز کشورهائی هستند که، اگرچه در اقتصاد جهانی ادغام شده اند، اما از نظر سیاسی در برابر این نیروی عظیم منهدم کننده، قادر به مقاومت شده اند و اصرار بر حفظ حاکمیت خود دارند و یک سری از سیاست های مستقل از دیکته واشنگتن را  دنبال می کنند. در این نوع موارد، آمریکا یک فن آوری سیاسی دیگری را به کار می برد، که تحت نام انقلاب نارنجی (اگرچه رنگ های واقعی متفاوت است) شناخته میشود. این فن آوری از گروه های بزرگ معترض بصورت مسالمت آمیز استفاده می کند تا بتواند سردرگمی اجتماعی، ازهم پاشیدگی و بهم ریختگی تولید کنند، و نخبگان سیاسی درون یک کشور را ناتوان جلوه دهد، و از لحظه هرج و مرج و سردرگمی بهره برداری کند تا بتواند یک رژیم دست نشانده بر مسند قدرت بنشاند که از طرف واشنگتن کنترل شود.

روش های انقلاب نارنجی اغلب به عنوان یک راه مسالمت آمیز/عدم خشونت، جهت تغئیر رژیم تبلیغ می شود. جین شارپ، نظریه پرداز بزرگ انقلاب بدون خشونت یا انقلاب مسالمت آمیز، مصر است که تمام اعتصابات باید بدون خشونت باشند. اما مفهوم عدم خشونت، و آرامش اگرچه برای لطیف و حساس کردن افکار است، باید کنار گذاشته شود است – زیرا که به زبان ساده، انقلاب بدون خشونت یا انقلاب  مسالمت آمیز وجود ندارد.

در حالی که جمعیت شلوغ کار، بطور غیرقانونی دسترسی مردم را به سوی ساختمان های عمومی مسدود کرده اند، تنها به این دلیل که به سوی پلیس کوکتل مولوتف پرتاب نمی کنند، نمی تواند مسالمت آمیز به حساب بیاید. اولاُ، استفاده از جمعیت شلوغ کار، جهت یک هدف خاص یعنی یک نوع توسل به زور است. دوماً، اگر تظاهرات غیرقانونی است، و بازگرداندن نظم عمومی به خشونت نیاز دارد، بنابراین جمعیت شلوغ کار، از تهدید خشونت علیه خودش به عنوان یک سلاح علیه حاکمیت قانون استفاده کرده است. عمل جمعیت شلوغ کار را مسالمت آمیز دانستن، معادل مردی است که خواسته هائی دارد، ولی اسلحه ای  به شقیقه خود گذاشته است، اما تنها به این سادگی که هنوز خودش را با تیر نزده است، پس مرتکب خشونت نشده است.

معماران تغئیر رژیم بر استفاده از تاکتیک های «عدم خشونت/مسالمت آمیز» اصرار دارند، به ویژه به این علت که آنها مشکلات خارمانند بیشتری برای مقامات ایجاد می کنند تا یک شورش آشکار. اگر دولت با یک قیام مسلحانه روبه رو شود، می داند که دقیقاً باید چکار بکند: آن را خاموش و خفه کند. اما وقتی که جوانان یک کشور با زیرپیرهن/تی شرت هائی(که بطور مرموزی از خارج صادر شده اند)، در اطراف رژه می روند و عمدتاً شعارهای تسکین دهنده، و آرمانی میدهند، و تمام اتفافات از طریق فستیوال/جشن پخش میشود، در نتیجه توانائی دولت جهت حفظ نظم عمومی بتدریج ذوب میشود.

وقتی که شرایط مناسب فراهم شد، مزدوران تک تیرانداز/اسنایپر با تفنگ از راه میرسند، با انجام قتل در ملاء عام، و گذاشتن تقصیر به گردن دولت، برای تغئیر رژیم  آماده میشوند. این تک تیراندازان در سال ۲۰۱۱ در مصر جهت سرنگونی حسنی مبارک ظاهر شدند. آنها همچنین در ویلنیوس (پایتخت لیتوانی) در سال ۱۹۹۱ و در مسکو در سال ۱۹۹۳ ظاهر گشتند. در واقع، آنها در سال ۲۰۱۱ در تونس  بازداشت شدند. آنها پاسپورت های سوئدی و چهره های اروپای شمالی داشتند. آنها گفتند که برای شکار گراز وحشی – با تفنگ تک تیرانداز، به تونس رفته بودند!

بگذارید خودمان را  گمراه نکنیم: هر سه نوع فن آوری سیاسی که آمریکا علیه بقیه جهان استفده می کند، نوعی جنگ – جنگ ترکیبی از جنگ هستند – و « جنگ بدون خشونت» یک ضدو نقیض است.  «عدم خشونت» اسم بی مسمائی است؛ با توجه به انقلاب نارنجی، اصطلاح صحیح «تأخیر در استفاده از خشونت» است.

آنچه که از دوره یک انقلاب نارنجی معلوم میشود، معمولاً به شرح زیر است:

فاز اول: زمینه. این عمل با یک گروه کوچک، که از نظر ایدئولوژیکی و سیاسی متحد باشند، شبکه ای از افراد نخبه با حمایت مالی سازمان های غیردولتی(ان جی او ها)، اندیشکده ها و وزارت امور خارجه آمریکا تحریک می شود. هدف آنها این است که  برای دولت به عنوان «صدای مردم» و برای مردم به عنوان «مقامات  یا صلاحیت دار» ظاهر شوند. آنها از روش های جنگ اطلاعاتی/روانی استفاده می کنند: اعتصاب غذا، تظاهرات کوچک، سخنرانی توسط مخالفان و درگیری نمادین با پلیس که اعتصابیون نقش قربانی را بازی می کنند. جهت پنهان کردن این واقعیت که آنها گروه کوچکی از دارو دسته خارج از کشوری و خارجی هستند، که از واشنگتن پول میگیرند، و برای سرنگونی دولت توطئه میکنند، در گروه های بزرگ مردمی و محبوب شهروندان ادغام میشوند، در جنبش های اعتراضی مشروع نفوذ میکنند، و شعارهای خاص خودشان را همراه با خواسته های محبوب به عموم تزریق میکنند. هنگامیکه آنها به یک «اکثریت واقعی یا بالقوه» رسیدند و به اندازه کافی هوادار جهت راهپیمائی وعکاسی از آنها جمع کردند که رسانه های غربی بتواند آنها را به عنوان یک جنبش مردمی محبوب قهرمان بکند، آن وقت به سوی مرحله دوم مأموریت خود حرکت میکنند…

فاز دوم:  تخریب نظم عمومی. در این مرحله، هدف رسیدن به حداکثر اختلال اجتماعی از طریق شیوه های عیرخشونت آمیز است. خیابان ها و میادین عمومی توسط جمعیت مردم جوان تقریبا کاملاً صلح آمیز اشغال شده است، که شعارهای میانه روی مردمی/ محبوب سر میدهند. آنها شروع به تظاهراتی میکنند که بطور رسمی ممنوع است، سپس با تغئیر مسیر و یا از طریق برگزاری و ادامه طولانی تر اعتصاب، بیشر از آن چه برنامه ریزی شده، شروع به تحقیق و وارسی میکنند. آنها شروع به استفاده از اقداماتی مانند تظاهرات نشسته همراه با اعلام اعتصاب غذای نامحدود می کنند. در حالی که این کار را انجام میدهند، آنها بطور فعال برای پلیس ضد شورش  تبلیغ میکند، خواهان «پیوستن آنها به مردم و یکی شدن» می شوند و تلاش می کنند تا با زور آنها را تبدیل به همکاری و شراکت در اولین تخطی های کوچک خود علیه نظم عمومی سوق دهند. در حالی که این پروسه در حال انجام است، نظم عمومی بتدریخ از هم پاشیده می شود.

در طول این مرحله، مهم است که اعتصاب کنندگان در هیچ نوع گفتگوی سیاسی معناداری درگیر نشوند، برای اینکه چنین گفتگوهائی ممکنست منجر به اجماع ملی در مورد مسائل مهمی گردد، که دولت بتواند بعد قهرمان شود، و مشروعیت خود را در چشم مردم بازگرداند، و جنبش اعتراضی را از قدرت و عصاره خود بیاندازد. آنهائی که در صدد تغئیر رژیم هستند، استراتژی مخالف را در پیش میگیرند: مشروعیت زدائی از دولت بوسیله تکثیر و بسط تمام انواع شوراها، انجمن ها و کمیته هائی که بعداً به عنوان دمکراتیک، و بنابراین مشروع،  جایگزین دولت نگه داشته می شوند.

زمان انتخابات لحظه ای  به ویژه مناسب برای تغئیر رژیم است تا با بهره برداری از طریق این ادعا که در صندوق های رأی تقلب صورت گرفته است، و با استفاده از سازمانهای اجتماعی که به عنوان جبهه نفوذ کرده بودند، بتوانند با ادعای نمایندگی از طرف اکثریت، «حقیقت» را بگویند. انقلاب روبان سفید در  فلکه سوامپ(باتلاق) بولوتنایای مسکو در ۶ ماه مه ۲۰۱۲ ، درست قبل از مراسمی که پوتین دوباره رئیس جمهور شود، به جائی نرسید؛ در آن لحظه، کسانی که خواهان تغئیر رژیم بودند شکست خوردند، و عاملان محلی آنها در «جنبش اپوزیسیون»، حالا برخی از منفورترین مردم روسیه هستند. (بطور مضحکانه ای، روبان های سفید کوچکی، که از جائی، درست زمان برنامه تحلیف پوتین به روسیه صادر کرده بودند، توسط همدستان نازی آنها در زمان جنگ جهانی دوم نیز پوشیده شده بود – چیزی که اغلب روس ها می دانستند، در حالی که بروشنی دست نشاندگان خارجی پشت اعتصاب دروغین آنها، این را نمی دانستند.) اما تقریبا مانند همین فن آوری بعداً در یورو میدان انقلاب در کیف – اکراین در ماه فوریه ۲۰۱۴ کارائی داشت و موفق شد.

زمانی که وظیفه آن کسانی که از نظم عمومی حفاظت  می کنند به اندازه کافی فرسوده شود و با زور واکنش نشان دهند، آن زمان وضعیت ایجاب می کند که به مرحله دیگری قدم گذاشت….

فاز سوم: اشغال. در طول این مرحله، که اگر مؤثر باشد، کاملاً کوتاه است، و اعتصاب کنندگان به یک ساختمان عمومی مهم نمادین، هجوم می آورند و آن را اشغال می کنند. این یک تاکتیک بسیار سنتی است، که تاریخ آن بر میگردد به حمله به زندان باستیل در ۱۴ ژوئیه ۱۷۸۹، یا کاخ زمستانی در ۷ نوامبر۱۹۱۷. اگر این آماده سازی موفقیت آمیز باشد، در این نقطه، یا دولت بیش از حد در تضاد درونی قرار دارد که اقدامی بکند، و یا مدافعان نظم عمومی خیلی از نظر روحی تضعیف شده اند که از دستورات پیروی کنند، و یا هردو. در برخی موارد، مانند صربستان، گرجستان و قرقیزستان، فقط همین اقدام لازم شد که به سوی فاز پنجم (تغئیر رژیم)، حرکت کنند. و آن سازماندهان خوبی که باصطلاح پشت حمله رعدآسای خودبخودی بودند، خودشان را به عنوان دولت مشروع اعلام کردند، و خواستار آن شدند که دولت واقعی از آنها اطاعت کند و از قدرت کناره گیری نماید ولی با این حال، گاهی اوقات چنین نمی شود، که در این صورت، همیشه راه هایی وجود دارد، ورود به مرحله ای دیگر از نقشه راه…

فاز چهارم: قتل یک شخصیت مهم/اپوزیسون و  یا کشتار مردم . مزدورانی با تفنگ تک تیرانداز وارد کشور هدف می کنند و در طبقه های بالای ساختمان های عمومی می فرستند تا مشرف به فلکه یا میدانی باشد که تظاهرکنندگان راهپیمایی برگزار می کنند. در این زمان، روحیه مدافعان نظم عمومی به اندازه کافی با انفعال خود در برخورد با چالش های گستاخانه و رو به ازدیاد تعداد کمی از تظاهرکنندگانی تضعیف شده است که به راحتی توسط حامیان خارجی عملیات تغئیر رژیم با رشوه های بزرگ، خریده شده اند. این افراد فاسد با دریافت پول، زمینه را فراهم کرده و تحویل میدهند، و از صحنه تظاهرات ناپدید می شوند. مزدوران تک تیرانداز سر محل کارشان می روند و صد نفر یا چندتایی را می کشند. رسانه های غربی بلافاصله ابراز خشم می نمایند، مسئولیت قتل و کشتار را بگردن دولت می اندازند، و خواهان استعفای دولت می شوند. تظاهرکنندگان تحریک می شوند تا به سرعت شعارها را تکرار می کنند و موج مردم خشمگین، دولت را از قدرت برکنار می کند، و صحنه را برای فاز پنجم آماده می سازند….

فاز پنجم: تغئیر رژیم. دولت جدید، توسط سفارت و وزارت امورخارجه آمریکا دستچین می شود، قدرت را در دست می گیرد، و بلافاصله از طرف واشنگتن برسمیت شناخته شده و حمایت می شود.

این استراتژی می تواند کاملاً تا اندازه ای موفقیت آمیز باشد. همان گونه که خواهیم دید، جامعه برخی اوقات می تواند پادزهر های مؤثری علیه آن(استراتژی) گسترش دهد.  قابل ذکر است که هر دولتی- از دمکراتیک ترین تا مستبدترین –  در معرض خطر قرار دارد. تنها استثنای واقعی، حکومت های پادشاهی مطلق هستند که اجازه نمی دهند کسی خارج از نوبت صحبت بکند، یا آن حاکمانی که مشروعیت خود را حق الهی می دانند.

دولت هیچ گزینه  تاکتیکی خوبی ندارد. دولت نمی تواند اعلام کند که اعتصاب توده ای برخلاف قانون است، برای این که آنها با همه تفاصیل شهروندان خودش هستند، و اغلب آنها حتی بطور مستقیم در هیچ تجاوز اداری مقصر نیستند. اما اگر که باید نظم عمومی برقرار شود، باید تظاهرکنندگان را سرکوب کرد. چنانچه دولت زود سرکوب کند، بنظر می رسد که زیاده روی کرده و استبدادی شده است، که در این صورت به جنبش اعتراضی بهانه داده است. اگر در نقطه اوج اعتصاب سرکوب کند، در نتیجه باعث تلفات غیرضروری بسیاری می شود، و اکثر مردم را علیه خودش بسیج می کند. و اگر زمانی سرکوب کند که خیلی دیر شده باشد، خیلی ضعیف تر بنظر میرسد، و به مرگ خود شتاب بخشیده است.

اما دولت گزینه های استراتژیک عالی دارد، بشرطی که آمادگی قبلی داشته باشد. مشکل آن است که دولت نمی تواند بطور مؤثر با این باصطلاح عملیات تغئیر رژیم  از طریق عدم خشونت که ازخارج کنترل  می شود مبارزه کند. اما  یک گروه نسبتاً کوچک از افراد توانمند بطور مستقیم و مستقل به نمایندگی از طرف مردم بطور مؤثر می تواند دولت را  دچار اختلال کنند. این موضوعی است که در آینده درباره اش بحث می کنیم.

ما درباره روش سوم یا تغئیر رژیم – تروریسم بوسیله پروکسی بحث نمی کنیم – زیرا، رک و راست، این روش کارساز نبوده است. این روش هنوز باید در نصب یک رژیم دست نشانده پایدار در هر کشوری که در آن تلاش شده است، نتیجه بدهد. در افغانستان با شکست روبرو شد: درنهایت پس از خروج شوروی، کشور ازهم پاشیده  و ناموفق شد. تروریست های دست آموز آمریکا، القاعده نام گرفت، که بعد به عنوان طعمه/هدف مصنوعی مورد استفاده قرار گرفت تا حمله به افغانستان و عراق را توجیه کند، اما طعمه/هدف مصنوعی، زنده شد و تهدید به بی ثبات سازی منطقه کرد. آخرین گروه از تروریست های دست ساز آمریکا، داعش است، و در حالی که این مطلب نوشته می شود، چنان تحت تأثیر عملیات بمباران روسیه علیه خود قرار گرفته اند که مشغول تراشیدن ریش خود و فرار شده اند، بطوریکه به شرمندگی بزرگی برای آمریکا تبدیل شده اند. تروریسم از طریق پروکسی بطور قابل اعتمادی باعث تولید کشورهای ازهم پاشیده و ناموفق می شود، و اگرچه ممکنست برخی ها ادعا کنند که این نتیجه یک سیاست خارجی معقول است، ولی خیلی سخت است که درباره اش با حس مطلوبی استدلال کرد.

به یک معنا، فاتحه این سه فن آوری سیاسی خوانده شده است.

اولیوام نزول خواری بین المللی خوب کار نمی کند و ترقی نمی کند. اکنون کشورهای در حال توسعه می توانند از بانک سرمایه گذاری زیرساخت آسیایی چین وام بگیرند، که می توانند در آن تبدیل به سهام دار شوند. کشورهای سراسر جهان در حال تخلیه ذخایز دلاری خود هستند و وارد توافقات.ترتیبات تجارتی دوجانبه ای هستند که سیستم دلاری را دور بزند. آمریکا به دلیل بی نظمی سیستم مالی خود، دیگر قادر نیست به عنوان آذوقه رسان ثبات مالی عمل کند.

دومیانقلابات رنگی نیز تا اندازه زیادی عمرشان بسر آمده است، برای اینکه فن آوری سیاسی جهت خنثی سازی آنها حال، کاملاً همراه شده است. آخرین تلاش با مقیاس بزرگ در اکراین در سال ۲۰۱۴ منجر به یک کشور ورشکسته و ناموفق شده است. تلاش های بعدی در هنگ کنگ و ارمنستان شکست خورد  و رو به خاموشی نهاده است.

سومی و آخرین، تروریسم از طریق پروکسی نه تنها هرگز به درستی کار نکرد، بلکه حال آماده است تا شرمندگی بسیار زیادی برای  کارکنان واشنگتن اثبات کند.

روس ها، با کمک سوری ها، ایرانی ها و عراقی ها، با سرعت تروریست های دست ساز آمریکا را با متانت و وقار گوشتمالی میدهند، در حالی که سرور دست نشاندگان در واشنگتن به وضوح تضعیف شده است و مزخرفات نامعقول و مضحک فوران می کند.

اما هنوز هم برخی دروس مهم مانده که از فن آوری های سیاسی برای فریب مردم خود و جهان توسط معماران امپراتوری آمریکا یاد گرفت – و ما باید آن دروس را یاد بگیریم قبل از این که توسط لایه ای ضخیم از گرد و غبار تاریخ پوشیده شوند.

درباره نویستده:

دیمیتری اورلف یک مهندس روسی – آمریکائی و نویسنده ای در مورد موضوعاتی مربوط به «کاهش پتانسیل سیاسی، اقتصادی، زیست محیطی و سقوط آمریکا»، چیزی که او آن را «بحران همیشگی» می نامد، است.

تلخیص و برگردانده شده از:

http://cluborlov.blogspot.com

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: