اخگر

ترجمه های آمادور نویدی – از اخگر شعله بر می خیزد!

سوریه – جنگی که در نهایت به خاطر امتیاز خط لوله گاز است: په په اسکوبار/ آمادور نویدی

خط لوله ای که شامل ایران، عراق و سوریه باشد، قابل قبول نیست، نه تنها به خاطر ضرر به دست نشاندگان آمریکا، بلکه بیش تر به خاطر شرایط جنگ ارزی است که سیستم پترودلار را دور می زند. گاز ایران از پارس جنوبی با سبد ارزی های جایگزین معامله خواهد شد… موضع دولت اوباما همیشه «حمایت» از خط لوله قطر بوده است تا هم زمان « ایران را کنترل کند» و با «تنوع عرضه گاز اروپا در دور ساختن از روسیه»، هر دو، ایران و روسیه را به عنوان «دشمن» بشناساند.. ترکیه نقش کلیدی چهار راه انرژی را در پروژه خط لوله گاز قطر بازی می کند. اما این همواره مهم است که به خاطر بیاوریم که خط لوله گاز قطر نیازی ندارد که از طریق سوریه و ترکیه برود. این خط لوله به آسانی می تواند از عربستان سعودی، دریای سرخ، و مصر عبور کند تا به مدیترانه شرقی برسد. بنابراین، در تصویر بزرگ، از نقطه نظر واشنگتن، یک بار دیگر، چیزی که از همه مهم تر است، «انزوای» ایران از اروپا می باشد. بازی واشنگتن، امتیاز دادن به قطر به عنوان یک منبع است و نه ایران، و ترکیه به عنوان یک مرکز، برای اتحادیه اروپا است تا متفاوت از گازپروم باشد… از نظر جغرافیای اقتصادی، جنگ در سوریه، فراتر از جنگ داخلی است؛ این بازی قدرت خط لوله شریر در یک صفحه شطرنج بغرنج و گیج کننده است، که جایزه بزرگ آن، یک پیروزی مهم در جنگ انرژی در قرن ۲۱ است.

syria (4) syria, surrended by reactionary forces of the world

سوریه: جنگی که در نهایت به خاطر امتیاز خط لوله گاز است

نوشته: په په اسکوبار

برگردان: آمادور نویدی

جنگ در سوریه به خاطر انرژی است. در مرکز این قضیه، یک رقابت ژئوپولیتک  بی رحمانه، بین دو خط لوله پیش نهاد شده، برجسته و نمایان است. این در نهایت جنگ پایپستان ( جنگ برای امتیاز خط لوله گاز) است، واژه ای که من مدت ها قبل برای میدان های جنگی امپریالیستی جهت کنترل انرژی در قرن ۲۱ ابداع کردم.

http://www.tomdispatch.com/post/175050/pepe_escobar_welcome_to_pipelineistan

همه این درگیری ها در سال ۲۰۰۹ شروع شد، زمانی که قطر به دمشق پیش نهاد ساخت خط لوله گاز میدان شمالی خود را داد – که متصل به میدان پارس جنوبی و متعلق به ایران است – خط لوله ای که از عربستان سعودی، اردن و سوریه می گذارد تا سرانجام برای عرضه گاز اتحادیه اروپا به ترکیه برسد.

دمشق، به جای آن، در سال ۲۰۱۰، امتیاز/ قراداد پروژه رقیب ۱۰ میلیارد دلاری بین ایران، عراق و سوریه، معروف به «خط لوله اسلامی» را انتخاب کرد. این قرارداد به طور رسمی در ژوئیه ۲۰۱۲ اعلام شد، زمانی که تراژدی سوریه در حال اتفاق افتادن بود. در سال ۲۰۱۲، یک یادداشت تفاهم(تفاهم نامه) با ایران امضاء گردید.

تا آن زمان، سوریه به عنوان کشوری که از نظر ژئو استراتژیکی  نفت و گازی زیادی ندارد، در کلوب پترودلار/ دلار نفتی کشورهای شورای هم کاری خلیج( فارس م) ، به حساب نمی آمد. اما حالا خودی ها از اهمیت سوریه به عنوان یک کریدور انرژی در منطقه آگاه شده اند. بعدها، با اکتشاف پتانسیل نفت و گاز قابل ملاحظه ای، این اهمیت ژئو استراتژیک سوریه افزایش یافت.

https://en.wikipedia.org/wiki/Gulf_Cooperation_Council

ایران به نوبه خود، یک نیروگاه تأسیس شده نفت و گاز است. بروکسل پس از ۱۰ سال جنگ و دعوای دیرپای-  که هنوز قادر نیست یک سیاست انرژی اروپایی متحد را در پیش بگیرد – بر سر خط لوله اسلامی به شدت هیجان زده شد و حساب بازکرد؛ که یک استراتژیک ایده آل برای تنوع بخشیدن به گازپروم خواهد شد. اما ایران به خاطر برنامه هسته ای خود تحت تحریم آمریکا و اتحادیه اروپا قرار داشت.

این منجر گشت که حداقل اروپایی ها، برای یک راه حل دیپلوماتیک جهت پرونده هسته ای ایران، به سوی یک دلیل استراتژیک کلیدی و یک ایران «بازسازی شده» (به سوی غرب) بروند، که قادر باشد یک منبع انرژی مهم برای اتحادیه اروپا بشود.

با این حال، از نقطه نظر واشنگتن، به این دلیل که در این پروژه یک مشکل ژئواستراتژیک وجود دارد، به تأخیر افتاد: چه گونه پیمان تهران – دمشق را شکست، و درنهایت، چه گونه اتحاد بین تهران – مسکو را شکست.

در واشنگتن، عقده روحی «اسد باید برود»، یک مار چند سر است. این شامل شکستن اتحاد روسیه – ایران – عراق و سوریه است (که در حال حاضر بسیار مؤثر و بطور فعال،  به عنوان  اتحاد «۴+۱»، از جمله حزب الله، با تمام گروه های سلفی در حال جنگ در سوریه است). اما از نظر انرژی، این نیز شامل نفاق در هماهنگی بین آن ها می شود، که به نفع دست نشاندگان و غلامان حلقه بگوش مرتبط به غول های انرژی آمریکایی است.

بنابراین، استراتژی واشنگتن تاکنون تزریق منطق امپراتوری هرج و مرج؛  شعله ور ساختن هرج و مرج داخلی در سوریه است، طرحی که از قبل توسط سیا، عربستان سعودی و قطر برنامه ریزی شده بود، و تغئیر رژیم در دمشق، پایان بازی است.

 خط لوله ای که شامل ایران، عراق و سوریه باشد، قابل قبول نیست، نه تنها به خاطر ضرر به دست نشاندگان آمریکا، بلکه بیش تر به خاطر شرایط جنگ ارزی است که سیستم پترودلار را دور می زند. گاز ایران از پارس جنوبی با سبد ارزی های جایگزین معامله خواهد شد.

این مفهوم را با ضربه ای که آمریکا خورده است ترکیب کنید، و این که این خط لوله اسلامی به معنی آن است که روسیه جریان گاز را از ایران، دریای خزر و آسیای مرکزی بیش تر کنترل می کند بی معنی است. در حال حاضر، گازپروم گفته است که به برخی از جنبه های معامله علاقمند است، اما این پروژه عمدتاً یک پروژه ایرانی است. در واقع، این خط لوله اسلامی جایگزینی برای خط لوله گازپروم است.

با این حال، موضع دولت اوباما همیشه «حمایت» از خط لوله قطر بوده است تا هم زمان « ایران را کنترل کند» و با «تنوع عرضه گاز اروپا در دور ساختن از روسیه»، هر دو، ایران و روسیه را به عنوان «دشمن» بشناساند.

ترکیه در چهار راه

همان گونه که قابل پیش بینی است، پروژه قطر، به رهبری شرکت نفت قطر مدیریت شده بود که با استفاده از فشار آمریکا و لابی های قدرت مند قطر در پایتخت های مهم اروپا، اروپایی های همه فن حریف را فریب دهند. این خط لوله از برخی مسیرهای خط لوله بدنام پروژه نابوکو عبور خواهد کرد، پروژه ای که قبلاً در وین مستقر بود و حالا ازبین رفته است.

http://www.commondreams.org/views/2009/10/02/jumpin-jack-verdi-its-gas-gas-gas

بنابراین به طور ضمنی، اتحادیه اروپا از ابتدا، از فشار جهت تغئیر رژیم در دمشق حمایت کرد – که تاکنون ۴ میلیارد دلار برای عربستان و قطر هزینه داشته است (و در حال افزایش است). این نقشه خیلی شبیه به جهاد سال های ۱۹۸۰ در افغانستان است: حمایت مالی و تسلیح  مزدوران/ جهادی های چند ملیتی توسط اعراب، و کمک استراتژیک (در گذشته پاکستان در مورد افغانستان بود، ولی حالا ترکیه در مورد سوریه است)، که مستقیماً در جنگ با جمهوری عرب سکولار سوریه است.

البته، جنگ  به تدریج با فشار و یا با سرعت، با تمام شیوه های عملیات مخفی آمریکا، انگلستان، فرانسه و اسرائیل در امتیاز دادن به شورشیان «معتدل»، و به گونه ای دیگر، همواره با هدف قرار دادن تغئیر رژیم، سخت تر شد.

با کشف گاز بسیار زیاد در سراسر مدیترانه شرقی – دور از سواحل اسرائیل، فلسطین، قبرس، ترکیه، مصر، سوریه، و لبنان بازی حتی گسترش یافته است. تمام این منطقه ممکن است حدود ۱/۷ میلیارد(یک میلیارد و ۷۰۰ میلیون) بشکه نفت و تا ۱۲۲ تریلیون فوت مکعب گاز طبیعی نگه داشته باشد. و این می تواند تنها یک سوم از کل ثروت سوخت فسیلی کشف نشده در شام باشد.

از نقطه نظر واشنگتن، بازی روشن است: تا آن جایی که امکان دارد تلاش شود تا روسیه، ایران و سوریه « رژیم – تغئیر داده نشده»، از منبع جدید عظیم انرژی مدیترانه شرقی، دور شوند.  

https://medium.com/insurge-intelligence/western-firms-plan-to-cash-in-on-syria-s-oil-and-gas-frontier-6c5fa4a72a92#.5aufd7v1k

و این ما را به ترکیه می آورد – که پس از سقوط جنگنده سوخوی ۲۴، حالا در تیر رس آتش روسیه قرار دارد.

جاه طلبی آنکارا، در واقع آن عقده روحی است، که ترکیه را در موقعیتی قرار می دهد که به عنوان تقاطع عمده انرژی برای تمام اتحادیه اروپا:

۱)  به عنوان یک مرکز انتقال گاز از ایران، آسیای مرکزی و، تا کنون، روسیه (ترکیش استریم/خط لوله گاز ترکیه معلق شده است، لغو نشده است) باشد؛

http://sputniknews.com/business/20151201/1031069968/russia-turkish-stream-partnership.html

۲) به عنوان مرکزی برای اکتشافات عمده گاز درمدیترانه شرقی باشد؛

۳) و به عنوان مرکزی جهت واردات گاز از دولت اقلیم کردستان (ک آر گ) در شمال عراق باشد.

ترکیه نقش کلیدی چهار راه انرژی را در پروژه خط لوله گاز قطر بازی می کند. اما این همواره مهم است که به خاطر بیاوریم که خط لوله گاز قطر نیازی ندارد که از طریق سوریه و ترکیه برود. این خط لوله به آسانی می تواند از عربستان سعودی، دریای سرخ، و مصر عبور کند تا به مدیترانه شرقی برسد.

بنابراین، در تصویر بزرگ، از نقطه نظر واشنگتن، یک بار دیگر، چیزی که از همه مهم تر است، «انزوای» ایران از اروپا می باشد. بازی واشنگتن، امتیاز دادن به قطر به عنوان یک منبع است و نه ایران، و ترکیه به عنوان یک مرکز، برای اتحادیه اروپا است تا متفاوت از گازپروم باشد.  

این همان منطقی است که پشت ساخت خط لوله پرهزینه باکو – تفلیس – جیهان(بی تی سی) است، که  شخصاً توسط زبیگنیو «شطرنج بزرگ» برژینسکسی در آذربایجان تسهیل شده است.

همان گونه که مشاهده می شود، چشم انداز هر دو خط لوله پریشان کننده است. تا زمانی که ریاض در لیست خود اصرار در نگه داشتن ساز و برگ  و افراد مسلح در لباس «غیر تروریستی»  دارد، و در حالی که آنکارا هنوز درگیر بیزنس نامشروع  با  نفت به سرقت رفته سوریه است، و به جهادی ها اجازه ورود آزاد به مرز می هد، روند صلح وین در مورد سوریه به هیچ جایی نمی رسد .

مسلماً، از نظر جغرافیای اقتصادی، جنگ در سوریه، فراتر از جنگ داخلی است؛ این بازی قدرت خط لوله شریر در یک صفحه شطرنج بغرنج و گیج کننده است، که جایزه بزرگ آن، یک پیروزی مهم در جنگ انرژی در قرن ۲۱ است.

درباره نویسنده:

په په اسکوبار، یک تحلیل گر جغرافیای سیاسی/ژئوپلیتک مستقل است.

برگردانده شده از:

Syria: Ultimate Pipelineistan War – Strategic-Culture.org

http://www.strategic-culture.org/…/syriaultimatepipelineistan

Syria: Ultimate Pipelineistan War | Global Research – …

http://www.globalresearch.ca/syriaultimatepipelineistanwar

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 20 دسامبر 2015 بدست در دسته‌بندی نشده فرستاده شده و با , , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: