اخگر

ترجمه های آمادور نویدی – از اخگر شعله بر می خیزد!

الهه های انتقام و شلاق های جهان غرب: جیمز پتراس/ آمادور نویدی

در این جهان بسیار مدرن غربی، جایی که ارزش های دمکراتیک به ارزان ترین خریدار فروخته می شود، آمریکا، بریتانیا و اتحادیه اروپا مزدوران و رژیم های دست نشانده ای را می خرند تا از منتقدان و دشمنان خود انتقام بگیرند… «شلاقی» که در اختیار جهان غرب ست،  برای تنبیه کشورها، جنبش ها و خلق های «شورشی» و نافرمان بکار برده می شود.  شلاق های متعدد آنها نسل های بی شماری را خون آلود کرده و میلیون ها نفر را به خاک سپرده است. .. شلاق غرب برای غارت ثروت مردم هدف و راه اندازی جنگ ها آزاد بوده اند، که هر دو کشورها و فرهنگ های مدرن و باستانی را  تخریب کنند، در حالی که میلیون ها نفر را کشتار و سلب مالکیت می کنند. غرب نیروی حیاتی خود را از شلاق هفت تسمه استنتاج می کند. نخبگان غربی از طریق زنجیر شلاق کشورهای دست نشانده با همدستان خونخوار خود، از قاتلان مواد مخدر، تروریست های اسلام گرا گرفته، تا جوخه های مرگ و شکنجه گران «مقاطعه کار» معمولی حکومت می کنند… از بریتانیا تا فرانسه، لهستان تا پرتغال، چین تا آمریکای شمالی، مکزیک تا آرژانتین، الهه های انتقام و خشم پویولیستی بازگشت (دولت رفاه) تهدید به پایان دادن به سلطه شلاق بانک داران، مجتمع ها و میلیاردرها می کنند. پوپولیست های پراکنده ممکن ست که ایدئولوژی های مختلفی داشته باشند؛ برخی ها ممکن ست ملی گرا، چپ، کارگر، کشاورز، خرده بورژوازی و کارمند دولتی، دانشجوی بدهکار، محیط زیستی و یا حامی محصولات داخلی باشند. و همه توسط هر دو منافع و عقاید مختلف متحد و تقسیم شده اند. و همه برای نابودی اجتناب ناپذیر امپریالیسم بازار آزاد و جنگ آماده می شوند.

الهه های انتقام و شلاق های جهان غرب

james-petras-copy

نوشته: جیمز پتراس

برگردان: آمادور نویدی

بدون این که بیش از حد به حکمت و فضیلت افسانه های یونان باستان متوسل شویم، بر این باوریم که بالاخره برای سقوط امپریالیسم غرب، کشورها، رژیم ها، جنبش ها و مردم ظهور خواهند کرد تا به عنوان نمایندگان غیرقابل اجتناب اجرای عدالت عمل کنند.

«الهه انتقام، برای توازن زندگی، به سوی الهه سیه رو، دختر عدالت پر کشید»

مقدمه

در تاس بازی (تخته نرد) انداختن عدد هفت برنده است. اما در جامعه مدنی ما، هفت اکنون به معنای شلاق چند تسمه، تازیانه ای ست که توسط جهان غرب به عنوان ابزار مجازات بکار گرفته می شود و، در پاسخ؛ هفت یعنی الهه انتقام و خواهران خود، نمایندگان غیرقابل اجتناب سقوط غرب هستند.

هفت شلاق جهان غرب علیه خلق های آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و آمریکای شمالی بکار گرفته می شوند. این شلاق ها را ساخته و در اختیار  گرفته اند و به ویژه توسط آمریکا و بریتانیا رها می شوند.

این هفت خواهران انتقام، الهه های انتقام، خشم و غضب هایی هستند که در تعقیب بی عدالتی های اعمال شده جهان غرب علیه آسیا، آمریکای لاتین، آفریقا و اروپا می باشند. آنهایی که حافظ شلاق اند از الهه انتقام و خشم و غضب نفرت دارند و می ترسند، اما قادر به از بین بردن آنها نیستند. تا آنجایی که ممکن ست سعی خود را می کنند، شلاق های آنها در دستان فاسد و ضعیفی است که، البته، تنها می توانند از دستورات آنها اطاعت کنند: در غیر این صورت، فقط  می تواند یک تکان ناگهانی بخورد و بی حرکت باقی بماند، در حالی که الهه انتقام  در تعقیب جلادان بشریت است.

شلاق هفت تسمه جهان غرب

«شلاقی» که در اختیار جهان غرب ست،  برای تنبیه کشورها، جنبش ها و خلق های «شورشی» و نافرمان بکار برده می شود.  شلاق های متعدد آنها نسل های بی شماری را خون آلود کرده و میلیونها نفر را به خاک سپرده است.

شلاق های هفت تسمه آنهایی که برای ترویج «ارزش های غربی» خود علیه بشریت مصر هستند، بر پشت های قرمز جریحه دار مردم سرکوب شده جهان وحشت زده آشکارند، زخم هایی بوسیله هواپیماهای بدون سرنشین ناشناس که ادعای  اهدای آزادی و دمکراسی دارند.

اجازه دهید اکنون فراتر رویم و به توصیف ستون هایی بپردازیم که امپریالیسم غربی، شلاق هفت تسمه بشریت را سرپا نگه میدارند.

۱. مکزیک: کارتل، دولت مواد مخدر، بانک داران آمریکا و جوخه های مرگ

در طول دو دهه گذشته، بیش از ۲۵۰ هزار نفر توسط نیروهای مشترک کارتل های مواد مخدر، دولت مکزیک و جوخه های مرگ خود به قتل رسیدند، که توسط  دولت آمریکا به ریاست رسیدند و توسط بخش مالی درنده خویش حمایت شدند. کارتل ها و مقامات همدست مکزیکی به دلیل میلیاردها دلار پولشویی دلارهای  حاصل از مواد مخدر توسط بانک های آمریکایی رونق یافتند. شرکت های آمریکایی در بخش خود، رشد کردند و با انتقال کارخانه های خود به مکزیک، جایی که کارگران مرعوب را با نصف هزینه می توان استثمار کرد، حتی ثروتمندتر شدند. در میان وحشت و استثمار، بیش از ۱۱ میلیون کارگر مکزیکی و اعضای خانواده های خود از بلایای محلی خود به آمریکا گریختند، که آنهم با معضل اخراج از آمریکا روبه رو شدند. تحت ریاست اوباما بیش از ۲ میلیون زندانی و اخراج شده اند.

۲. هندوراس و گواتمالا: جنگ های امپریالیستی، باندهای مواد مخدر و الیگارش های مواد مخدر

فقر و بی چیزی و تروریسم دولتی نتیجه مستقیم رژیم های گماشته شده آمریکا در هندوراس و گواتمالا هستند. اقلیت بومی گواتمالا توسط گردان های ارتش و جوخه های مرگ آموزش دیده توسط آمریکا و اسرائیل ویران و غارت شد. در پی آن، شماری از باندهای مواد مخدر، حمایت شده توسط الیگارش های محلی و جوخه های مرگ خصوصی آنها، ظهور کرده اند. مردم هندوراس تلاش کردند تا یک رئیس جمهور لیبرال روشنفکر انتخاب کنند، ولی برای انتخابات دمکراتیک مسالمت آمیز خود با یک کودتای نظامی هماهنگ شده توسط وزیر امور خارجه، هیلاری کلینتون «پاداش» داده شدند. آنها بیشتر بر درس «ارزش های غربی» تأکید کردند: شماری از فعالان حقوق بشر و رهبران دهقانان را به قتل رساندند و شلاق ها همچنان بی وقفه ادامه دارد.

۳. کلمبیا: جایزه نوبل برای رئیس جمهور جوخه مرگ

در طول پانزده سال گذشته، (۲۰۰۱-۲۰۱۶)، رژیم های کلینتون – بوش و اوباما  کمپین ترور هفت میلیارد دلاری «طرح کلمبیا»  را علیه مردم کلمبیا به راه انداختند. این شلاق آن چنان قدرتمند بود که بیش از دو و نیم میلیون دهقان، سرخپوست وآفریقایی –

کلمبیایی را از خانه و روستاهای خود رانده است، در حالی که ده ها هزار دهقان، فعال اتحادیه های کارگری، حقوق بشری و رهبران مدنی را کشته اند. آلوارو اریب رئیس جمهور رسوای مواد مخدر و معاون او سانتوس با جوخه های مرگ و ارتش کلمبیا تحت آموزش بیش از هزار مستشار آمریکایی و مزدور قراردادی کار کرد در حالی که آنها یک سیاست زمین سوخته را  تحمیل کردند تا «حکمرانی ارزش های غربی» را تحکیم کنند.

در کلمبیا، شلاق سه تسمه رؤسای جمهور مواد مخدر، جوخه های مرگ و ارتش، جوامع  روستایی بزرگ و پرجمعیت کشور را بکلی نابود کردند. آنها سرانجام چریک های فارک را وادار کردند تا به سازش «صلح» تسلیم شود، که الیگارشی را جاودانه می کند. آمریکا آزاد می ماند تا کلمبیا را برای پایگاه های نظامی علیه بقیه آمریکای لاتین استثمار کند، در حالی که شرکت های بزرگ خارجی از ثروت معدنی اش بهره برداری کنند. سانتوس رئیس جمهور کلمبیا، برای نقش خود در ترویج «صلح مرده»، جایزه «صلح» نوبل را دریافت نمود.

۴. عربستان سعودی: نام خاندانی در میان شلاق های خاورمیانه

در خاورمیانه هیچ کشوری بیشتر از پادشاهی عربستان تروریسم را در خاورمیانه، جنوب آسیا، شمال و شرق آفریقا، شوروی سابق و آمریکای شمالی تأمین مالی، سازماندهی و رهبری نکرده است. اکنون کشور کوچک یمن را گوشمالی می دهد. مستبدان سعودی با استفاده از جهادی های داعش، که توسط جت ها، موشک ها، و پشتیبانی لجستیکی بریتانیا و آمریکا حمایت می شوند به یمن حمله برده و ده ها هزار یمنی را زخمی و به قتل رسانده است، در حالی که با محاصره تحمیلی سعودی صدها هزار نفر با گرسنگی مواجه  شده اند.

رژیم میلیاردر سعودی از هزاران تروریست در سوریه و عراق حمایت مالی می کند، میلیاردها دلار کسب و کار به کارخانه های اسلحه سازی آمریکا و بریتانیا می دهد. شاهان سعودی و خاندان گسترش یافته آنها یک رژیم رانتی انگلی منحصر به فرد در جهان را تشکیل می دهند: آنها بر مهارت ها  و نیروی کار حرفه ای وارداتی، کارگران، خدمتکاران خانگی، سربازان مزدور، مدیران مالی و حتی گارد امپراتوری (گارد ویژه) خودشان متکی هستند. آنها زنان خودشان را پشت حجاب و درهای بسته، تحت حاکمیت مطلق بستگان مرد حبس می کنند. آنها دست ها، پاها، و سرهای کارگران خارجی و شهروندان خود را برای جرایم کوچک، از جمله « توهین به مقدسات»، انتقاد از شاه و یا مقاومت در برابر سوء استفاده کارفرما قطع می کنند. عربستان سعودی، که کاملا وابسته به حفاظت واشنگتن ست، به یک  شلاق به ویژه علیه مردم مسلمانان سراسر خاورمیانه و فراتر از آن تبدیل شده است.

۵. اسرائیل: شلاق فلسطین و مردم آزاد نزدیک و دور

دولت اسرائیل سرفرمانده شاخک های دور رس هیئت قدرتمند صهیونیستی ست که در آمریکا، کانادا، بریتانیا، فرانسه و ، تا اندازه کمتری، در کشور و نهادهای دست نشانده   فعال ست. اسرائیل به حساب سلب مالکیت و پاکسازی قومی میلیون ها فلسطینی از خانه ها و روستاهای خود در سال ۱۹۴۸ تأسیس شد. برای حدود ۵۰ سال، ۶۰۰ هزار یهودی «اسرائیلی» (مهاجر انی که با ملک و دارایی به سرقت برده  و بر مبنای «هویت قومی – مذهبی» خود به  صورت خودکار «شهروند» داده شده اند)، به آنچه که از نظر تاریخی فلسطین باقی ماند به صورت غیرمشروع نقل مکان کرده اند،  شهرهای استعماری  منحصر به « فقط یهودیان» را  ساخته اند که زمین آن را از ساکنان اصلی آن  جدا کرده اند. فلسطینی ها در اردوگاه های کثیف و  تحت محاصره نظامی آپارتایدی جمع شده اند. اسرائیل به بخش های بزرگ لبنان، مصر و سوریه حمله برد و آنها را ویران ساخت. آنها کشورهای دیگر، مانند اردن، و عراق را با مصونیت از مجازات بمباران کرده اند.  دولت اسرائیل در آمریکا و اتحادیه اروپا از یک ستون پنجم بالقوه از سازمانهای وفادار و سرمایه داران مالی استفاده می کند که در نهایت سیاست خاورمیانه را به سیاستمداران غربی «منتخب» دیکته می کند. رؤسای جمهور و نخست وزیران، اعضای کابینه و قانون گذاران باید آشکارا به درخواست ها و مطالبات رو به افزایش خارج کشور ساختار قدرتمند صهیونیستی عمل کنند. این مداخله اراده و منافع حوزه انتخابیه و شیوه های دمکراتیک را تضعیف کرده است. کل گفتمان عمومی بر سر این مسئله  حیاتی سانسور شده است، زیرا منتقدان نفوذ اسرائیل در درون کشور خود در غرب «دمکراتیک» در معرض کمپین بی امان اجبار آشکاراند، تهدید شده، و برای اتهامات جعلی زندانی، فحاشی و با از دست دادن شغل  خود رو به رو می شوند. در همین حال، اسرائیل مهارت های بسیار زیاد خودش در نظارت، شکنجه و ضد شورش را به شکنجه گران همکار خود در کلمبیا، گوا تمالا، مکزیک و حتی افغانستان فروخته است.

۶. مصر: شلاق های مدرن یک مردم باستانی

برای دهه ها، دیکتاتورهای نظامی مصر به امپراتوری آنگلو- آمریکایی و استعمارگران حاکم اسرائیلی در خاورمیانه، شمال و شرق آفریقا خدمت کرده اند. ژنرال های مبدل به «رئیس جمهور» حسنی مبارک و عبدالفتاح السیسی در قتل، شکنجه و زندانی کردن هزاران نفر از اعضای اتحادیه های کارگری، فعالان مخالف، رهبران دهقانان و فقرای ناآرام شهری مصری متخصص هستند. از این حاکمان مصری که با خشونت بر مسند قدرت نشانده شده اند توقع دارند با اسرائیل همکاری کنند و میلیون ها فلسطینی  ناامید را  در بزرگ ترین زندان باز جهان- غزه نگه دارند. قاهره بطور فعال با آمریکا و اسرائیل در براندازی مردم و نهادهای غزه، لیبی، سومالی و سودان همکاری می کند- ضمانت می کند که هیچ کدام به عنوان کشور مدرن مستقل عمل نکند. تحت رهبری واشنگتن و تل آویو، و توسط یک دادگاه نمایشی، اولین و تنها رئیس جمهور منتخب محمد مرسی بوسیله ژنرال سیسی سرنگون شد و به بیست سال زندان در سیاه چال شکنجه نظامی محکوم شد(یک حکم اعدام بالقوه برای یک شخص ۶۵ ساله). مصر، که زمانی مرکز آزادی بیان دمکراتیک مدنی – «بهار عرب» بود – به یک منطقه عملیاتی بزرگ برای تروریست های جهادی مورد حمایت آمریکا برای ورود به سوریه تبدیل شده است.

۷. داعش، جبهه النصره، اوکراین و سوریه: دست نشاندگان، دزدها، فاشیست ها و تروریست ها

در این جهان بسیار مدرن غربی، جایی که ارزش های دمکراتیک به ارزان ترین خریدار فروخته می شود، آمریکا، بریتانیا و اتحادیه اروپا مزدوران و رژیم های دست نشانده ای را می خرند تا از منتقدان و دشمنان خود انتقام بگیرند.

غرب، به رهبری هیلاری کلینتون بزرگ ترین جلاد، لیبی را بمباران نمود و کل دستگاه های دولت مدرن آن را نابود ساخت. آنها درهای سیل گیر را به روی هزاران مزدور و تروریست – ارازل و اوباش رنگارنگ و گوناگون باز نمودند تا لاشه آنچه را که قذافی و دولت مدرن لیبی در طول ۴۰ سال گذشته ساخته بود، بخورند. این جنایت کاران، مزین به شعارهای «مداخله بشردوستانه» یا «مأموریت مدنی»، جنون وار، ده ها هزار نفر از شهروندان لیبی و کارگران قراردادی جنوب صحرای آفریقایی الاصل را به قتل رساندند و غارت کردند. این ده ها هزار نفر آفریقایی که ناامیدانه هر سال به مدیترانه فرار می کنند، نتیجه وحشیگری غرب علیه کشور لیبی است. این جهادی ها توسط آنهایی حرکت داده شده اند که فراموش کردند بین تروریست هایی  که از «ارزش های دمکراتیک» ما حمایت می کنند و آنهایی که به غرب حمله می کنند، فرق بگذارد. غرب را نمی توان مقصر شناخت: مزدوران اغلب تغییر جهت می دهند.

شلاق های پاک سازی قومی گذشته به اوکراین برگشته اند:  در حالی که (نئو) فاشیست ها قدرت را در کیف به دست گرفتند، به پارلمان حمله بردند و رئیس جمهور را مجبور به فرار کردند. زیر چشم تصویب شده وزارت خارجه آمریکا شعارهای دوران نازی خیابان های کیف را تزئین کرده است. ارازل و اوباش تعداد زیادی از شهروندان غیر مسلح قومی روسیه را در شهر بندری اودسا، با به آتش کشیدن سالن اصلی اتحادیه کارگری، در جایی که مردان، زنان و جوانان گیر افتاده بودند و در حال فرار از شعله های آتش بودند، زنده سوختند و یا  با چماق به قتل رساندند. وزارت امور خارجه آمریکا جهت جایگزین کردن دولت منتخب با یک رژیم مطیع ۵ میلیارد دلار در کیف خرج کرد، در حالی که بخش های بزرگی از کشور درگیر جنگ داخلی شد. جمعیت قومی روسیه از منطقه صنعتی دونباس  مقاومت کرد وبا یک پاک سازی قومی و کودتای ارتش  اوکراینی نئوفاشیست  – تحت نظارت آمریکا و اتحادیه اروپا مورد حمله قرار گرفت. جنگ به قیمت جان ده ها هزار نفر، یک میلیون پناهنده فراری به روسیه و یک کشور شکست خورده تقسیم شده در قلب اروپا هزینه برداشته است. دزدها و فاشیست ها در کیف بر یک اقتصاد کاملا ورشکسته نظارت دارند. شهروندان بی بضاعت شهرستان ها و شهرها را رها کرده اند؛ برخی ها به لهستان فرار کرده اند و مانند اجداد سرف خود در یک قرن پیش سیب زمینی می چینند…

سوریه توسط ارتش بزرگی از شلاق های مزدورانی ویران شده است که توسط آمریکا، اتحادیه اروپا، ترکیه و البته، عربستان سعودی تأمین مالی، آموزش و مسلح شده اند. القاعده صرفا پرچم های نبرد خود را به النصره تغییر داده و با دعای خیر آمریکا  به عنوان «میانه رو حامی  دمکرات های غرب» در برابر دیکتاتوری بعثی ها در دمشق مقاومت می کند. آنها در طول مأموریت «دمکراتیک» خودشان مرکز اقتصادی و فرهنگی حیاتی و قدیمی شهر حلب را   نابود کردند- مسیحیان و مسلمانان غیرجهادی و دیگر اقلیت های قدیمی را  گوشمالی دادند. بیش از دو میلیون سوری کشته شده اند و یا از شلاق آتشین آنگلو – آمریکایی و ترور سعودی  فرار کرده اند.

هفت خواهران:  الهه انتقام و خشمی که با جهان غرب مقابله می کند

شلاق های دوران ناگوار:  شرق و غرب، شمال و جنوب به ناچار با  الهه انتقام خود رو به رو می شوند. بی عدالتی افشاء شده، جنایات و شکست های عجیب و غریب آنها  منادی سقوط گریزناپذیر آنها ست. حتی در مکان های غیر معمول، هفت خشم ظهور می کنند:

۱. قدرت تجاری و اقتصادی چین غرب را در سراسر جهان به چالش می کشد، و حتی در قلب امپراتوری گسترش می یابد. ترس غرب به خاطر توسعه صلح آمیز اقتصاد چین منجر به آن شده است که رهبران سیاسی غرب جهت احیای سیاست های حمایتی، ادعا کنند که  باید موانعی علیه سرمایه گذاری چین بگذارند تا از تصاحب بازارها توسط پکن جلوگیری نمایند. از ژوئیه ۲۰۱۵ تا سپتامبر ۲۰۱۶، غرب تقریبا۴۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری مولد چین را مسدود کرده است. این پس از دهه ها موعظه درباره خواص سرمایه گذاری خارجی و منافع همگانی «جهانی شدن» می آید. ناگهان رهبران غرب ادعا می کنند که سرمایه گذاری چینی «تهدیدی به امنیت ملی» ست و « کسب و کار چینی سود بیشتری نسبت به سرمایه گذاری غربی دارد»…

در همین حال، گذشته از هیستری چین هراسی، کشورهای آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین به دنبال روابط  فعال اقتصادی بزرگ تری با چین، به ضرر شرکت های چند ملیتی آمریکا و اتحادیه اروپا هستند. کشورهای آسیایی که زمانی نوکر بودند، مانند فیلیپین، اعلام کرده اند  که دسترسی نامحدود به پایگاه های نظامی خط مقدم امپریالیسم در شک و تردید ست، در حالی که قراردادهای سرمایه گذاری و تجارت چند میلیاردی مطلوب با چین امضاء می کنند. ایدئولوژی امپریالیستی غربی در باره سرمایه گذاری و جهانی سازی به سوی خود او برگشته (بومرنگ شده) و با الهه انتقام خود روبرو می شود.

۲. خشم روسی: ولادیمیر پوتین

در طول دهه ۹۰، آمریکا روسیه را با اشتیاق غارت کرد. واشنگتن جهان تک قطبی را تحمیل نمود، و به عنوان «نظم نوین جهانی» جشن گرفت. آنها متحدان سابق روسیه مانند یوگسلاوی و عراق را بمباران و نابود ساختند، و با پاک سازی قومی، دولت های کوچک دنباله رویی مانند کوزوو را برای پایگاه های نظامی عظیم خود دایر کردند. در همین حال، واشنگتن روسیه را تحت رژیم یلتسین دائم الخمر به یک مرداب دست نشانده تبدیل کرد، و از منابع، نهادها، دانشمندان، و مراکز تحقیقات محروم ساخت. در نبود جنگ، اقتصاد روسیه تا ٪۵۰ کاهش یافت و امید به زندگی از بنگلادش هم کمتر شد. آمریکا این «پیروزی دمکراسی» را بر یک کشور درمانده و روبزوال با خوش آمدگویی به زشت ترین الیگارش های گانگستر جدید و غارتگر و با پول شویی خونین نامشروع  آنها جشن گرفت.

با انتخاب ولادیمیر پوتین و مرگ دولت گانگستر یلتسین، در به روی غارت محکم بسته شد. روسیه تغییر کرد: پوتین نابودی روسیه را معکوس کرد: اقتصاد بهبود یافت، استاندارد زندگی به ناگهان افزایش یافت؛ اشتغال در تمام بخش ها افزایش یافت، و مراکز فرهنگی، آموزشی و علمی ترمیم شدند. علیرغم کمک های مالی زیاد غربی ها به رقبای ولادیمیر پوتین، او با اکثریت آرای رأی دهندگان، انتخاب و دوباره انتخاب شد. روسیه بطور سیستماتیک بسیاری از بخش های استراتژیک اقتصادی را که توسط الیگارش های روسی – اسرائیلی مورد حمایت واشنگتن بطور نامشروع تصرف شده بود، دوباره بدست آورد. حتی از همه مهمتر، پوتین کشور داری روسیه را ترمیم ساخت و یک استراتژی مستقل، با سیاست خارجی دمکراتیک تنظیم نمود و قابلیت دفاعی روسیه را باز گرداند. از دست دادن این کشور دست نشانده مهم تحت بوریس یلتسین الکلی، ائتلاف آمریکا و اتحاد اروپا- ناتو را را در هسته خود لرزاند.

در ابتدا رئیس جمهور پوتین مخالفتی با حمله نظامی آمریکا – ناتو در افغانستان، عراق و لیبی نکرد. با تحریم های اقتصادی ایران همراه شد. حتی علیرغم حمله مورد حمایت آمریکا توسط دولت گرجستان علیه اوسیتای جنوبی  که منجر به کشته شدن تعدادی از نیروهای حافظ صلح روسی شد، همکاری خود را حفظ کرد. متعاقب آن حوادث بی ثبات کننده، چیزی که منجر به به معکوس کردن همکاری روسیه با غرب شد، حمایت از حمله تأمین مالی وحشتناک آمریکا به سوریه بود، جایی که جهادی های روسی از قفقاز نقش مهمی به عنوان مزدور، تهدید به باز گشت و تضعیف ثبات روسیه بازی می کردند. این به سرعت با کودتای مورد حمایت آمریکا در اوکراین دنبال شد، که به  یک جنگ داخلی در مرزهای روسیه  دامن زد، و پایگاه دریایی حیاتی را در کریمه تهدید نمود و میلیون ها شهروند قومی روس – اوکراینی را منطقه صنعتی دونباس سرکوب کرد. این تجاوز آشکار سرانجام پوتین را مجبور کرد تا سیاست های توسعه طلبانه واشنگتن و اتحادیه اروپا را به چالش بکشد.

پوتین از یک همه پرسی در کریمه حمایت کرد و با اکثریت آرا برنده رأی شهروندان برای پیوستن دوباره و حفظ پایگاه های روسیه شد. پوتین با دفاع از شورشیان دونباس علیه حمله ناتو – نئوفاشیست کیف حمایت کرده است.

پوتین تقاضای کمک به دولت سوریه را که در حال مبارزه علیه مزدوران و جهادی ها برای حفظ پکپارگی ملی خود است، پذیرفت. روس ها سلاح، پرسنل و حمایت هوایی برای ارتش عرب سوریه فرستادند، و تروریست های مسلح غربی و سعودی را به عقب راندند.

در پاسخ به تحریمات اقتصادی واشنگتن و اتحادیه اروپا علیه روسیه بر سر همه پرسی کریمه، پوتین تجارت چند میلیاردی و توافقات سرمایه گذاری و پیمان های دفاعی مشترک با چین امضاء کرد – و اثرات تحریم ها را کاهش داد.

هر جایی که واشنگتن به دنبال تسخیر کنترل قلمرو و رژیم ها در اوراسیا باشد، اکنون با انتقام پوتین رو به رو می شود. در روسیه و خارج کشور، در خاورمیانه و قفقاز، در خلیج فارس و آسیا، آمریکا در بهترین حالت در بن بست قرار می گیرد، و در بدترین حالت  به عقب رانده شده است.

علیرغم خشم و اوقات تلخی واشنگتن و اتحادیه اروپا، یلتسین دست نشانده سیا و دوستان صمیمی اش از کاخ کرملین اخراج شدند.

بسیاری از دزدها، سیاستمداران، ارازل و اوباش و کلاهبرداران به خانه های جدید خود در لانگلی، وال استریت، در واشنگتن فرار کردند، یا در هاروارد دکان های سخن پراکنی باز کردند. حتی چچن های مخوف مرکز حمایت « با کد رنگی» خود (کمیته  سیا – آمریکایی برای صلح در چچن) مستقر در بوستون را دارند. هرگز در تاریخ مدرن یک کشور به این سرعت از دست نشانده ای خوار به یک قدرت جهانی پویا مانند روسیه تبدیل نشده است. آمریکا هرگز ندیده است که طرح بزرگ امپریالیستی خود این چنین همزمان با موفقیت در بسیاری از نقاط جهان به چالش کشیده شود.

الهه انتقام پوتین نماینده غیرقابل اجتناب سقوط امپریالیسم آمریکا شده است.

۳. جمهوری اسلامی ایران به یک آلترناتیو ملی مسلمان برای سلطه دیکتاتوری مسلمان و پادشاهی آمریکایی- اسرائیلی در خاورمیانه تبدیل شده است. انقلاب ایران الهام بخش شهروندان تمام کشورهای عربستان، اردن، مصر، تونس، مراکش، عراق و یمن شده است. در نتیجه نفوذ رو به رشد خود، ایران توسط آمریکا و اتحادیه اروپا با تحریمات فلج کننده، به ویژه توسط تل آویو و عمال غربی او تنبیه شد. آمریکا از ترس این که سرمشق ایران باعث بی ثباتی کنترل خود می شود، به لبنان جمله برد، حمله اسرائیل و اشغال لبنان را ترویج کرد، و از کمپین تروریستی جهت تجزیه سوریه حمایت نمود. نتیجه برای واشنگتن ملالت انگیز بوده است: ایران به حمایت از حزب الله قدرتمند، یک قدرت نظامی و سیاسی قوی در لبنان ادامه می دهد.  جنگ سعودی علیه یمن تا حد زیادی یک کمپین مذهبی – قومی جهت نابودی یمنی هایی ست که مایل به استقلال بجای کنترل سعودی – آمریکا هستند و از حمایت ایران برخوردارند. نیروهای مقاومت شیعه ایران، با فرماندهان ایرانی که نقش مهمی بازی می کنند، حمله علیه تروریست های داعشی تأمین مالی شده توسط سعودی را رهبری می کنند.

حزب الله، متحد ایران در لبنان، نیروهای اشغالگر اسرائیلی را  بیرون انداختند و هزینه یک حمله دیگر توسط تل آویو را بالا بردند.

در برابر همه ناتوانی، و فساد دست نشاندگان عرب در خاورمیانه، تنها ایران از فلسطینی ها حمایت کرده است. این تنها نیرویی ست که قادر به مقابله به مثل علیه حملات ناجوانمردانه اسرائیل ست – و بدین دلیل  شرور و اهریمن است.

ایران الهه انتقام علیه طرح های آمریکا جهت تسخیر و تخریب سوریه است. ایران علیه مزدوران تروریست در میدان جنگ، سلاح و داوطلب ارائه داده است.

ایران به طور مؤثر برای لغو بخشی از تحریمات غرب مذاکره کرد، بر سختگیری اسرائیل غلبه کرد و میلیاردها دلار توافقات تجاری با آلمان، روسیه و چین تأمین نمود. ایران به بهت و حیرت زوزه دشمنان خود در واشنگتن، ریاض، لندن و تل آویو، چشم اندازهایی برای تجارت مولد و روابط دیپلماتیک در آینده نزدیک دارد.

ایران از تمام تلاش های شاخک حساس ستون پنجم اسرائیل جان سالم به در برد و به عنوان الهه انتقام جاه طلبی های آنگلو – آمریکایی و اسرائیلی در خاورمیانه ظهور کرد.

۴. ونزوئلا مبلغ پیشروی سیاست خارجی مستقل در آمریکای لاتین شد. برای تقریبا بیست سال، آمریکا بارها سعی کرد تا دولت کاراکاس را سرنگون سازد. آنها شکست خوردند: از طریق رأی و یا با گلوله، علیرغم تحریم های اقتصادی ونزوئلا، آمریکا متحمل شکست حقارت آمیزی شد و کودتاها با شکست رو به رو گشتند و بارها شورش ها عقیم ماندند. ونزوئلا الهه انتقام عمده واشنگتن باقی ماند،  تلاش های آمریکا را برای ساخت پیمان های «تجارت آزاد» خنثی نمود و ائتلاف نظامی خود را در آمریکای لاتین تعمیق بخشید.

۵. رودریگو دیوتیرته رئیس جمهور جدید فیلیپین به محض تصدی ریاست در ژوئن ۲۰۱۶، رنگین ترین نقش پیشرو «الهه انتقام» واشنگتن در جنوب شرقی آسیا  مفروض شد. تحت محبوبیت گسترده ریاست جمهوری خود، او به سمت چین چرخید، و قول داد تا تمرینات نظامی مشترک فیلیپین و آمریکا را در جنوب دریای چین که علیه پکن هستند به شدت کاهش دهد، و در عوض، همکاری چند صد کارآفرین پیشرو فیلیپینی را در اولین بسته ۱۳ میلیارد دلاری سرمایه گذاری دولتی – خصوصی چینی برای زیرساخت حیاتی و توسعه تجارت تأمین نمود.

رئیس جمهور دیوتیرته  با استناد به دورویی آمریکا در انتقاد از رکورد حقوق بشری خود، بارها مداخله واشنگتن در جنگ داخلی او علیه قاچاقچیان مواد مخدر را محکوم کرده است. او شخصا پرزیدنت اوباما را مسئول مداخله در امور فیلیپین دانسته است. با توجه به تاریخ خونین جنگ استعماری آمریکا علیه مردم فیلیپین در سال ۱۸۹۸، او آمریکا را مسئول تحریک درگیری های قومی – مذهبی در جزیره جنوبی میندانائو –محل اقامت دیوتیرته می داند.

اعلام استقلال دیوتیرته از واشنگتن («من توله سگ کسی نیستم») و اولویت سیاسی او در «چرخش» از سلطه نظامی آمریکا به همکاری اقتصادی منطقه ای با پکن، فیلیپین را به اولین الهه انتقام واشنگتن در جنوب شرقی آسیا تبدیل نموده است.

۶. مقاومت مردم یمن، عمدتا جنگجویان آزادیخواه قوم حوثی، علیه یورش حملات موشکی و بمباران توسط نیروهای هوایی سعودی – آمریکا – بریتانیا، باعث همبستگی گسترده ای در سراسر خاورمیانه شده است.

علیرغم ادامه قتلعام بیش از ۱۰۰۰۰(ده هزار) یمنی، اغلب غیرنظامی، «ائتلاف» سعودی برای تحمیل یک رژیم دست نشانده شکست خورده است. ارتباط آمریکا با دیکتاتوری سعودی باعث تضعیف ادعای نگرانی بشردوستانه برای مردم یمن شده است. شورشیان حاضر بجنگ حوثی  حمایت ایران، عراق و اکثریت مردم کشورهای خلیج فارس را تأمین نموده است. در حالی که جنگ ادامه می یابد، سعودی بر آموزش نظامی، جنگنده بمب افکن ها و مهارت های لجستیکی آمریکا، بریتانیا و ناتو جهت انتخاب اهداف و حفظ محاصره گرسنگی دادن بطور فزاینده ای تکیه می کند. دیرتر یا زودتر مقاومت پایدار و شجاع مردم آزاد یمن علیه ارباب سعودی الهام بخش مردم داخل سعودی برای قیام علیه حکومت پادشاهی – دینی ضعیف و فرتوت و مضحک خود می شود. سقوط کاخ سلطنتی آل سعود شلاق بزرگی را در خاورمیانه به خاک می سپارد. در یک کلمه، پیکار برای یمن به الهه انتقام سلطه آمریکا – سعودی تبدیل شده است.

۷.  در همه جای جهان غرب، طبقات حاکم و بازارهای رسانه ای آنها از رهبران «پویولیست»، جنبش ها، و رأی دهندگانی می ترسند و بیزارند که برنامه های ریاضت اقتصادی طراحی شده را رد می کنند، که جهت عمیق تر کردن نابرابری ها و ثروتمندتر شدن نخبگان آنها ست. در سراسر اتحادیه اروپا  و در شمال و جنوب آمریکا، کارگران و اکثریت قریب به اتفاق طبقه متوسط برای سرنگونی رژیم های «بازار آزاد» و بازگرداندن دولت رفاه «پوپولیستی»، با تأکید خود بر خدمات اجتماعی، شرایط کار انسانی و دستمزدهای عادلانه راهپیمایی می کنند.

از بریتانیا تا فرانسه، لهستان تا پرتغال، چین تا آمریکای شمالی، مکزیک تا آرژانتین، الهه های انتقام و خشم پویولیستی بازگشت (دولت رفاه) تهدید به پایان دادن به سلطه شلاق بانک داران، مجتمع ها و میلیاردرها می کنند. پوپولیست های پراکنده ممکن ست که ایدئولوژی های مختلفی داشته باشند؛ برخی ها ممکن ست ملی گرا، چپ، کارگر، کشاورز، خرده بورژوازی و کارمند دولتی، دانشجوی بدهکار، محیط زیستی و یا حامی محصولات داخلی باشند. و همه توسط هر دو منافع و عقاید مختلف متحد و تقسیم شده اند. و همه برای نابودی اجتناب ناپذیر امپریالیسم بازار آزاد و جنگ آماده می شوند.

نتیجه گیری

امروز امپریالیسم غرب و خط مقدم شلاق متحدان خود، در بزرگ ترین درگیری های جهانی جهان علیه خشم و الهه های انتقام در حال ظهور در تمام قاره ها صف بسته اند. این ها نمایندگان اجتناب ناپذیر سقوط امپریالیسم هستند.

شلاق غرب برای غارت ثروت مردم هدف و راه اندازی جنگ ها آزاد بوده اند، که هر دو کشورها و فرهنگ های مدرن و باستانی را  تخریب کنند، در حالی که میلیون ها نفر را کشتار و سلب مالکیت می کنند. غرب نیروی حیاتی خود را از شلاق هفت تسمه استنتاج می کند. نخبگان غربی از طریق زنجیر شلاق کشورهای دست نشانده با همدستان خونخوار خود، از قاتلان مواد مخدر، تروریست های اسلام گرا گرفته، تا جوخه های مرگ و شکنجه گران «مقاطعه کار» معمولی حکومت می کنند.

بدون این که بیش از حد به  دانش و حکمت افسانه های یونان باستان متوسل شویم، ما آمده ایم تا باور کنیم که در نهایت کشورها، رژیم ها، جنبش ها و مردم ظهور خواهند کرد و به عنوان نمایندگان غیرقابل اجتناب عدالت عمل خواهند نمود، که منجر به سقوط امپریالیسم غربی می  شود. الهه انتقام مدرن و خشم هستی دوگانه دارند: در حالی که نظم کهن را سرنگون می سازند، آنها به دنبال ایجاد جایگزین هستند.

«جلادان» در ذات خود در جنایت علیه بشریت متخصصینی گستاخ اند. الهه انتقام و خواهران خود آنها را به چالش می کشند و سرنگون می کنند، در حالی که مراکز جدید ثروت و قدرت خود را می سازند. چین، روسیه و ایران در برابر غرب فراتر از نقش الهه انتقام رفته اند – آنها آماده اند تا بر روی خرابه های آن تمدنی جدید بسازند.

این یک سئوال باز باقی می ماند که آیا آنها می توانند مانع از تبدیل خود به شلاق جدیدی علیه مردم و ملت هایی شوند که برای انقلاب به پا خاسته اند.

برگردانده شده از:

The Nemesis and Scourges of the Western World

http://petras.lahaine.org/?p=2110

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 8 دسامبر 2016 بدست در دسته‌بندی نشده فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: