اخگر

ترجمه های آمادور نویدی – از اخگر شعله بر می خیزد!

جنگ یک جنایت سازمان یافته است( فصل چهارم)- چگونه این جنگ سازمان یافته را شکست دهیم؟: ژنرال اسمیدلی باتلر – آمادور نویدی

 سرمایه دارها تا زمانی اجازه نمی دهند سود حاصل از جنگ گرفته شود که مردم – آن هائی که رنج می برند و هنوز هزینه جنگ را می پردازند- تصمیم خود را بگیرند٬ و کسانی را برای ریاست برکشور و ادارات انتخاب کنند که دستور و خواست مردم را انجام دهند و به نفع آن ها عمل کنند٬ و نه به نفع سودجویان و محتکران… تنها راه شکست جنگ سازمان یافته آن است که قبل از این که مردانگی ملت به خدمت نظام جهت جنگ درآید٬ سرمایه٬ صنعت و کار را به خدمت ملت درآوریم . یک ماه قبل از این که دولت بتواند مردان جوان ملت را به خدمت فراخواند – باید سرمایه٬ صنعت و کار را به خدمت بگیرد. بگذارید که مقامات بلندپایه٬ افسران٬ مدیران٬ مدیران قدرتمند اجرائی کارخانه های اسلحه سازی وسازندگان مهمات ما٬ کشتی سازان و هواپیما سازان ما٬ و تولید کنندگان تمام چیزهای دیگری که در زمان جنگ٬ سود تولید می کنند و هم چنین بانک داران و دلالان٬ به خدمت گرفته شوند تا فقط ۳۰ دلار در ماه بگیرند٬ به همان اندازه دستمزدی که سربازان در سنگرها می گیرند… به سرمایه داران٬ صنایع و کارگرانشان سی روز مهلت دهید تا در این باره فکر کنند و خواهید دید٬ تا آن زمان٬ هیچ جنگی به وجود نمی آید. بدین صورت٬ جنگ سازمان یافته٬ شکست می خورد – فقط از این طریق و هیچ راه دیگری وجود ندارد… جهت شکست جنگ سازمان یافته٬ باید سه مرحله را انجام داد. ما باید بتوانیم سود حاصل از جنگ را حذف کنیم. ما باید اجازه دهیم که جوانان این سرزمین که اسلحه به دست می گیرند٬ تصمیم بگیرند که آیا باید جنگی باشد یا نباشد. ما باید نیروهای نظامی خود را به دفاع از سرزمین خود محدود کنیم.

usa, good bless america with gun & dollar!usa, 728_585236928201941_276804014_n

جنگ یک جنایت سازمان یافته است( فصل چهارم)- چگونه این جنگ سازمان یافته را شکست دهیم؟

نوشته: ژنرال اسمیدلی باتلر

برگردان: آمادور نویدی

خوب٬ کاملا درست است که این جنگی سازمان یافته است.

چند نفری سود می برند – عده زیادی هم هزینه اش را می پردازند. اما راهی برای متوقف کردن این جنگ هم وجود دارد. شما نمی توانید با کنفرانس های خلع سلاح٬ به جنگ پایان دهید. شما نمی توانید با گردهم آئی ها وگفتگوهای صلح در ژنو٬ ریشه جنگ را ازبی ببرید. گروه های خوش نیت٬ اما غیر عمل٬ نمی توانند با قطع نامه٬ جنگ را از روی زمین پاک کنند. جنگ را می توان فقط با حذف ثمربخش سود حاصل از جنگ٬ شکست داد.

تنها راه شکست جنگ سازمان یافته آن است که قبل از این که مردانگی ملت به خدمت نظام جهت جنگ درآید٬ سرمایه٬ صنعت و کار را به خدمت ملت درآوریم . یک ماه قبل از این که دولت بتواند مردان جوان ملت را به خدمت فراخواند – باید سرمایه٬ صنعت و کار را به خدمت بگیرد. بگذارید که مقامات بلندپایه٬ افسران٬ مدیران٬ مدیران قدرتمند اجرائی کارخانه های اسلحه سازی وسازندگان مهمات ما٬ کشتی سازان و هواپیما سازان ما٬ و تولید کنندگان تمام چیزهای دیگری که در زمان جنگ٬ سود تولید می کنند و هم چنین بانک داران و دلالان٬ به خدمت گرفته شوند تا فقط ۳۰ دلار در ماه بگیرند٬ به همان اندازه دستمزدی که سربازان در سنگرها می گیرند.

اجازه دهید که کارگران این شرکت ها به همان اندازه دستمزد بگیرند – تمام کارگران٬ تمام رؤسا٬ تمام مدیران اجرائی٬ تمام مدیران سرپرست٬ تمام مدیریت٬ تمام بانک داران – بله٬ و تمام ژنرال ها و تمام دریاسالاران و تمام افسران و تمام سیاست مداران و تمام کسانی که دارای مقامات دفتری در دولت هستند – هر کسی که در کشور به خدمت درآمده باشد٬ محدود به درآمد ماهیانه باشد و بیش تر از سربازانی پرداخت نشوند که در سنگر هستند.

اجازه دهید که تمام این پادشاهان و سرمایه داران بانفوذ٬ و اربابان کسب و کار و تمام آن کارگرانی که در صنایع  کار میکنند و تمام سناتورهای ما و فرمانداران و شهرداران ما٬ نیمی از دستمزد ماهیانه خود را به خانواده هایشان و برای بیمه خطر جنگ و خرید قرضه آزادی بپردازند.

چرا آن ها باید به گونه ای نباشند که سربازان هستند؟

هیچ خطری برای کشته یا تکه تکه شدن بدن آن ها یا درهم شکستن افکارشان وجود ندارد. آن ها که در سنگرهای گل آلود نمی خوابند. آن ها که گرسنه نمی مانند. این سربازانند که کشته٬ زخمی و افکار شکسته می شوند٬ در سنگر گل آلو می خوابند و گرسنه می مانند.

به سرمایه داران٬ صنایع و کارگرانشان سی روز مهلت دهید تا در این باره فکر کنند و خواهید دید٬ تا آن زمان٬ هیچ جنگی به وجود نمی آید. بدین صورت٬ جنگ سازمان یافته٬ شکست می خورد – فقط از این طریق و هیچ راه دیگری وجود ندارد.

شاید من یک کمی زیاد تر خوشبین هستم. سرمایه/سرمایه دارها هنوز چیزهائی برای گفتن دارد. بنابراین سرمایه/ سرمایه دارها تا زمانی اجازه نمی دهند سود حاصل از جنگ گرفته شود که مردم – آن هائی که رنج می برند و هنوز هزینه جنگ را می پردازند- تصمیم خود را بگیرند٬ و کسانی را برای ریاست برکشور و ادارات انتخاب کنند که دستور و خواست مردم را انجام دهند و به نفع آن ها عمل کنند٬ و نه به نفع سودجویان و محتکران.

گام دیگری که برای شکست جنگ سازمان یافته لازم است٬ همه پرسی یا رفراندوم محدود جهت تعئین این است که آیا جنگ باید اعلام شود یا نه. همه پرسی٬ نه از همه رأی دهندگان٬ بلکه صرفا از کسانی که برای جنگ کردن و کشتن و کشته شدن٬ فراخوانده شده اند. بی خردی وازعقل به دور است که پیرمرد ۷۶ ساله رئیس یک کارخانه مهمات یا سرپرست کف پا صاف یک بانک جهانی یا مدیر لوچ یک کارخانه تولید لباس – و تمام کسانی که سودهای عظیمی در صورت وقوع جنگ می برند – رأی بدهند که آیا کشور باید به جنگ برود یا نرود. آن ها هرگز برای جنگ فراخوانده نمی شوند تا اسلحه به دوش بگیرند – تا در سنگر بخوابند و کشته شوند. فقط آن هائی حق رأی دارند٬ که برای جنگ فراخوانده می شوند و جان خود را برای کشورشان به خطر می اندازند٬ برای این کشور تعئین که باید به جنگ بروند یا نروند.

برای محدود کردن رأی دادن و رأی گیری- آن هائی که تحت تأثیر قرار می گیرند٬ پیشینه بسیار زیادی وجود دارد.  در خیلی از ایالات ما٬ محدودیت هائی برای کسانی که اجازه رأی دادن دارند٬ موجود است. در اغلب ایالات٬ قبل از این که رأی بدهید٬ لازم است که قادر به خواندن و نوشتن باشید. در برخی دیگر از ایالات٬ باید صاحب ملک و دارائی خود بود. مسئله هرسال٬ برای مردانی که به سن خدمت نظامی می رسند تا در جوامع خود ثبت نام کنند٬ آسان تر و به همان صورتی است که در پیش نویس زمان جنگ جهانی اول- به صورت فیزکی بود. کسانی که قبول می شوند٬ در صورت وقوع جنگ٬ برای حمل سلاح فراخوانده می شوند٬ و واجد شرایط رأی دادن در رفراندوم محدود هستند. آن باید همان کسانی باشند که قدرت تصمیم گیری داشته باشند – و نه کنگره ای که چند نفر از اعضای آن محدودیت سنی داشته باشند و چندتائی هم که هنوز در شرایط فیزیکی حمل سلاح هستند. تنها آن هائی که باید رنج ببرند٬ باید حق رأی داشته باشند.

گام سوم در این بیزنس شکست جنگ سازمان یافته٬ آن است که مطمئن باشیم که نیروهای نظامی ما٬ واقعاً فقط نیروهائی دفاعی هستند.

در هر نشست کنگره٬ این سئوال تخصیص نیروی دریائی بیش تر٬ پرسیده می شود. دریاداران نشسته بر صندلی چرخان واشنگتن (و همواره تعداد زیادی از آن ها وجود دارد)٬ لابی هائی بسیار زیرک و باهوش اند.  آن ها فریاد نمی زنند که «ما برای جنگ با این یا آن کشور٬ به کشتی های جنگی نیاز داریم»٬ اوه٬ نه. قبل از هرچیزی٬ آن ها به ما می قبولانند که آمریکا توسط یک قدرت بزرگ دریائی تهدید شده است. تقریباً هر روز٬ این دریاسالاران به ما می گویند٬ ناوگان بزرگ این باصطلاح دشمن٬ بطور ناگهانی حمله خواهد کرد و ۱۲۵ میلیون جمعیت را نابود خواهد کرد. دقیقاً به همین سادگی. سپس برای نیروی دریائی بزرگ تری٬ شروع به گریه و زاری می کنند. برای چه؟ جهت جنگیدن با دشمن؟ اوه٬ من نه. اوه٬ نه.  فقط برای مقاصد دفاعی.

سپس٬ اتفاقی٬ خبر شروع مانور هائی را در پاسیفیک اعلام می کنند. برای دفاع. آه ه ه.

این پاسیفیک یک اقیانوس بزرگی است. ما خط ساحلی عظیمی در اقیانوس آرام داریم. آیا مانورهای خارج از سواحل ما٬ در دویست یا سیصد مایلی است؟ اوه٬ نه. مانورها در دو هزار مایلی انجام می گیرد٬ بله٬ شاید هم حتی سه هزار و پانصد مایلی٬ خارج از سواحل آمریکا.

ژاپنی ها٬ مردمی مغرورند٬ البته خیلی خوشحال خواهند شد که ناوگان آمریکا را خیلی نزدیک به سواحل نیپون ببینند. و حتی به اندازه ساکنان کالیفرنیا که نور ضعیف را از طریق مه صبحگاهی تشخیص می دهند٬ ژاپنی ها مایلند که با  ناوگان خود در مانورهای جنگی نزدیک لس آنجلس شرکت کند.

باید طبق قانون٬ کشتی های نیروی دریائی ما٬ بطور خاص در درون ۲۰۰ مایلی خط ساحلی ما محدود باشند و دیده شوند. چنان چه این قانون در سال ۱۸۹۸ وجود می داشت٬ کشتی مین٬ هرگزنمی نوانست به بندرگاه هاوانا برود و هرگز منفجر نمی شد. جنگی با اسپانیا در نمی گرفت که منجر به از دست دادن جان انسان ها باشد. از نظر کارشناسان٬ برای مقاصد دفاعی٬ دویست مایل زیاد است. ملت ما چنان چه کشتی های خود را بیش تر از ۲۰۰ مایلی از خط ساحلی خود نبرد٬ نمی تواند یک جنگ تهاجمی را شروع کند. ممکن است که  جهت شناسائی دشمن٬ به هواپیماهای تجسسی تا حد ۵۰۰ مایلی از ساحل اجازه داده شود. ولی ارتش هرگز نباید محدودیت ارضی کشورمان را ترک کند.

به طور خلاصه: جهت شکست جنگ سازمان یافته٬ باید سه مرحله را انجام داد.

ما باید بتوانیم سود حاصل از جنگ را حذف کنیم.

ما باید اجازه دهیم که جوانان این سرزمین که اسلحه به دست می گیرند٬ تصمیم بگیرند که آیا باید جنگی باشد یا نباشد.

ما باید نیروهای نظامی خود را به دفاع از سرزمین خود محدود کنیم.

پایان فصل چهارم.

درباره نویسنده: اسمیدلی دارلینگتون باتلر

* متولد: در وست چستر پنسیلوانیای آمریکا در ۳۰ ژوئیه ۱۸۸۱

* تحصیلات: دبستان هاورفورد

* ازدواج: با اتل سی پیترز٬ فیلادلفیا٬ در ۳۰ ژوئن ۱۹۰۵

* برنده جایزه دو مدال افتخار کنگره:

۱- تسخیر ورا کروز٬ مکزیک٬ درسال ۱۹۱۴

۲- تسخیر پادگان ریوی یر٬ هائیتی٬ در سال ۱۹۱۷

* مدال خدمات برجسته٬ در سال ۱۹۱۹

* سرکشکر – سپاه تفنگداران دریائی آمریکا

* بازنشسته در ۱ اکتبر ۱۹۳۱

* با مرخصی در خدمت به عنوان مدیر دپارتمان ایمنی٬ فیلادلفیا٬ در سال ۱۹۳۲

* سخن ران – در دهه ۱۹۳۰

* کاندیدای جمهوری خواهان برای مجلس سنا٬  در سال  ۱۹۳۲

* درگذشت در بیمارستان نیروی دریائی٬ فیلادلفیا٬ آمریکا در ۲۱ ژوئن سال ۱۹۴۰

* برای اطلاعات بیشتر درباره سرکشکر باتلر٬ با سپاه تفنگداران دریائی آمریکا تماس بگیرید.

برگردانده شده از:

http://www.ratical.org/ratville/CAH/warisaracket.html#up

Advertisements

2 دیدگاه برای “جنگ یک جنایت سازمان یافته است( فصل چهارم)- چگونه این جنگ سازمان یافته را شکست دهیم؟: ژنرال اسمیدلی باتلر – آمادور نویدی

  1. بازتاب: جنگ یک جنایت سازمان یافته است(فصل پنجم و پایانی) – مرگ بر جنگ: سرکشکر اسمیدلی باتلر – آمادور نویدی | اخگر

  2. بازتاب: جنگ یک جنایت سازمان یافته است(فصل پنجم و پایانی) – مرگ بر جنگ: سرکشکر اسمیدلی باتلر٬ برگردان: آمادور نویدی | اشتراک eshtrak

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 11 اوت 2015 بدست در دسته‌بندی نشده فرستاده شده و با , , برچسب خورده.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: